خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : اين‌ دلِ من‌ پيش‌ از اين‌ چنان‌ كه‌ مي‌خواست‌، كام‌ او بود و خوش‌ داشت‌، مي‌گشت‌. اكنون‌ آن‌ را به‌ تمامي‌ به‌ فرمان‌ خود دارم‌، به‌ كردارِ، پيلباني‌ كه‌ مهارِ فيلِ مست‌ را نگاه‌ داشت‌ و او را به‌ فرمان‌ واداشت‌.     ::    برديايف‌ : تجربه‌گرايي‌ يعني‌ تسليم‌شدن‌ به‌ سلطه‌ي‌ جهان‌ و تاريخ‌ و انطباق‌ با انسان‌ ميان‌ مايه‌؛ و به‌ انسان‌ و آراء او، رنگ‌ اجتماعي‌ بخشيدن‌ و نابود كردن‌ شخصيّت‌ متمايز خرد.     ::    داوري‌ اردكاني‌ : شك‌ دكارت‌ با شك‌ غزالي‌ فرق‌ دارد و اگر كسي‌ مي‌خواهد «تقريرات‌ دكارت‌» با «المنقذ من‌ الضلال‌» مقايسه‌ كند بايد به‌ اصل‌ و آغاز و مقاصد و نتايجي‌ كه‌ از اين‌ دو اثر حاصل‌ شده‌ است‌، توجه‌ كند و صرف‌ عبارات‌ ظاهر و ظواهر الفاظ‌ را در نظر نياورد.     ::    بودا : آنان‌ كه‌ به‌ راه‌ قدسي‌ نرفته‌ و در جواني‌ گنجي‌ نياندوخته‌اند، مرغان‌ ماهيخوار پير را مانند كه‌ در درياچه‌اي‌ بي‌ماهي‌ از ميان‌ مي‌روند.     ::    هراكليت‌ : هنگامي‌ كه‌ زاييده‌ مي‌شوند، آرزوي‌ زندگي‌ كردن‌ دارند و سرنوشت‌ (مرگ‌) خود را پذيرفتن‌؛ يا بيشتر از آن‌ آسودن‌ و فرزنداني‌ پشت‌ سر مي‌نهند كه‌ بار ديگر با سرنوشت‌ (مرگ‌) روبه‌رو مي‌شوند.     ::    بودا : رهروي‌ كه‌ به‌ زبان‌ خويش‌ آگاه‌ است‌، فرزانه‌وار سخن‌ مي‌گويد، خودستا نيست‌، معنا و متن‌ را روشنگري‌ مي‌كند، سخن‌اش‌ به‌ راستي‌ شيرين‌ است‌.     ::    نيچه‌ : زاهدانه‌ترين‌ حرفي‌ كه‌ شنيده‌ام‌:«در عشق‌ حقيقي‌، روح‌ است‌ كه‌ تن‌ را در آغوش‌ مي‌گيرد».     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : نسبت‌، انسان‌ را جانور مكلف‌ مي‌داند و مدرنيته‌، انسان‌ را جانور محق‌، تعريف‌ مي‌كند.     ::    هراكليت‌ : اين‌ نصيب‌ همه‌ آدميان‌ شده‌ است‌ كه‌ خود را بشناسند و درست‌ بينديشند.     ::    بودا : ذهني‌ كه‌ انباشته‌ از انديشه‌هاي‌ آزمندي‌، خشم‌، و شيفتگي‌ است‌ اعتماد را نشايد. چنين‌ ذهني‌ را نبايد به‌ حال‌ خود رها ساخت‌؛ آن‌ را بايد سخت‌ مهار كرد. نه‌ مادر، نه‌ پدر و نه‌ هيچ‌ يك‌ از نزديكان‌ نمي‌توانند به‌ اندازه‌ يك‌ ذهن‌ تربيت‌ شده‌ در حق‌ ما نيكي‌ كنند.
مکتب جاودان خردآرشيو مطلب

مكتب‌ جاودان‌ خرد و كثرت‌گرايي‌ ديني‌

برداشت‌ خاص‌ از پلوراليسم‌ ديني‌
6-1- همه‌ي‌ سنّت‌گرايان‌، بدون‌ استثناء به‌ كثرت‌گرايي‌ ديني‌ قائل‌اند. اما كثرت‌گرايي‌ ديني‌ روايتهاي‌ عديده‌اي‌ دارد و طبعاً هركس‌ كه‌ به‌ كثرت‌گرايي‌ ديني‌ معتقد است‌، در واقع‌، به‌ يكي‌ از روايتها و قرائتها و برداشتهاي‌ آن‌ اعتقاد مي‌ورزد. برداشتِ موردِ قبولِ سنّت‌گرايان‌ از كثرت‌گرايي‌ ديني‌ برداشت‌ خاصّي‌ است‌ كه‌، علي‌الخصوص‌ از بعد از انتشار كتاب‌ بسيار مهمّ و موفّق‌ شووان‌ به‌ نام‌ وحدت‌ متعالي‌ اديان‌ (كه‌ اصل‌ فرانسوي‌اش‌ در 1948 و ترجمه‌ انگليسي‌اش‌ در 1975 منتشر گشت‌)، به‌ نام‌ نظريّه‌ي‌ «وحدت‌ متعالي‌ اديان‌» خوانده‌ مي‌شود. لُبّ اين‌ نظريّه‌ اين‌
همه‌ي‌ سنّت‌گرايان‌، بدون‌ استثناء به‌ كثرت‌گرايي‌ ديني‌ قائل‌اند. اما كثرت‌گرايي‌ ديني‌ روايتهاي‌ عديده‌اي‌ دارد و طبعاً هركس‌ كه‌ به‌ كثرت‌گرايي‌ ديني‌ معتقد است‌، در واقع‌، به‌ يكي‌ از روايتها و قرائتها و برداشتهاي‌ آن‌ اعتقاد مي‌ورزد. برداشتِ موردِ قبولِ سنّت‌گرايان‌ از كثرت‌گرايي‌ ديني‌ برداشت‌ خاصّي‌ است‌ كه‌، علي‌الخصوص‌ از بعد از انتشار كتاب‌ بسيار مهمّ و موفّق‌ شووان‌ به‌ نام‌ وحدت‌ متعالي‌ اديان‌ (كه‌ اصل‌ فرانسوي‌اش‌ در 1948 و ترجمه‌ انگليسي‌اش‌ در 1975 منتشر گشت‌)، به‌ نام‌ نظريّه‌ي‌ «وحدت‌ متعالي‌ اديان‌» خوانده‌ مي‌شود.
است‌ كه‌ در چارچوب‌ هر دين‌ و مذهبي‌ بايد بين‌ دو امر تفكيك‌ كرد: يكي‌ شريعت‌ ظاهريِ (1) توده‌هاي‌ مؤمنان‌ و متديّنان‌ به‌ آن‌ دين‌ و مذهب‌، كه‌ از آن‌ به‌ دين‌ ظاهري‌ (2) هم‌ مي‌توان‌ تعبير كرد. ديگري‌ طريقتِ باطنيِ (3) عارفانِ آن‌ دين‌ و مذهب‌، كه‌ دين‌ باطني‌ (4) تعبير ديگري‌ از آن‌ است‌. شريعت‌ ظاهري‌ مجموعه‌اي‌ است‌ فراهم‌ آمده‌ از تصوّرات‌، مفاهيم‌، استنباطات‌، احكام‌، تعاليم‌، سبك‌ زندگي‌، و اعمال‌ عبادي‌اي‌ كه‌ همگي‌ تحت‌ تأثير اوضاع‌ و احوال‌ فرهنگي‌ جامعه‌اي‌ است‌ كه‌ مؤمنان‌ و متديّنان‌ در آن‌ به‌ سر مي‌برند، و حال‌ آنكه‌ طريقت‌ باطني‌ تجربه‌، يعني‌ علم‌ بي‌واسطه‌اي‌ است‌ كه‌ عارف‌ از واقعيّت‌ نهايي‌ و حقيقة‌ الحقايق‌ دارد. اگر شرايع‌ ظاهري‌ اديان‌ و مذاهب‌ مختلف‌ را با يكديگر بسنجيم‌ مي‌بينيم‌ كه‌ هرگز وحدت‌ ندارند و مغايرتها و بلكه‌ تناقضات‌ و تعارضات‌ فراوانشان‌ امري‌ بديهي‌ است‌. اما، از سوي‌ ديگر، اگر طريقت‌ باطني‌ اديان‌ و مذاهب‌ را در مد نظر گيريم‌ خود را با امر واحدي‌ مواجه‌ مي‌يابيم‌؛ يعني‌ كُنه‌ دين‌ باطني‌ در كران‌ تا كران‌ عالم‌ اديان‌ و مذاهب‌ يكي‌ است‌. بر سبيل‌ تمثيل‌، گويي‌ حقيقت‌ كوهي‌ است‌ و پيروان‌ اديان‌ و مذاهب‌ كوهنورداني‌اند كه‌ از دامنه‌ي‌ آن‌ كوه‌ شروع‌ به‌ بالا رفتن‌ از آن‌ كرده‌اند. اين‌ كوهنوردان‌ تا برسطح‌ زمين‌ و در پاي‌ كوه‌اند ممكن‌ است‌ از هم‌ دور باشند و اين‌ دوري‌ چه‌ بسا فراوان‌ هم‌ باشد. (به‌ تعبير ديگر، در خدا، اديان‌ هم‌گرايي‌ مي‌يابند و در كمتر از خدا كمابيش‌ واگرايي‌. وحدت‌ اديان‌ در ساحت‌ و سطح‌ امر متعالي‌، يعني‌ خدا، صورت‌ مي‌پذيرد و از اين‌ رو، اين‌ نظريّه‌ به‌ «وحدت‌ متعالي‌» ناميده‌ شده‌ است‌.)

پانوشنها
1. Exoterism
2. Exoteric Religion
3. Esoterism
4. Esoteric Religion

کد مطلب: 476

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين