كتاب شناسي توصيفي فلسفهي اشراق (به روايت محسن كديور)
چيستي فلسفه اشراق 6-1- فلسفهي اشراق يكي از سه مكتب فلسفهي اسلامي است كه در قرن ششم هجري توسط شهابالدين يحيي سهروردي (549-587 ق) تأسيس شد. شيخاشراق هر چند فلسفهي مشاء را براي فهم مباني فلسفه اشراق ضروري ميداند، ولي با نقد روش ارسطو و ابنسينا اعلام كند كه براي تحقيق در مسائل فلسفي و به ويژه حكمت الهي تنها استدلال و تفكرات عقلي كافي نيست، سلوك قلبي و مجاهدات نفس و تصفيهي آن نيز براي كشف حقايق ضروري است. او غايت فلسفه را نجات نفس از ظلمات هوي و هوس و رياضيات و تزكيهي نفس را لازمهي علم كامل ميداند.
بر خلاف حكمت مشاء كه از فلسفهي يونان و به ويژه ارسطو و تفاسير نو افلاطوني آن سرچشمه گرفته است، حكمت اشراق خود را ميراثدار دو انديشهي فلسفي ميداند: يونان و ايران. از فلسفهي يونان بر مكاتب فيثاغوري، افلاطوني و هرمسي تكيه دارد، و از فلسفهي ايران باستان، كه غالب اصطلاحاتش مأخوذ از آن است، جنبهي رمزي نور و ظلمت و فرشتهشناسي را وام ميگيرد. (2) شيخاشراق با اعراض از تعليمات ظاهري زردشتيان خود را با گروهي از حكماي ايران كه اعتقاد باطني مبتني بر وحدت مبدأ الهي داشتند يكي ميدانست. (3)
شيخ اشراق در انديشه تركيب حكمت افلاطون و زردشت بود. او حكمت ايران باستان را داخل جريان كلي فلسفه اسلامي كرد. با فلسفهي اشراق، فلسفه و عرفان با هم تلفيق شدند. مهمترين منابع حكمت اشراقي، آثار صوفيه و مخصوصاً نوشتههاي حلاج و غزالي است. رابطهي ميان نور و امام بيشك برگرفته از مشكوةالانوار غزالي ميباشد. سهروردي مهمترين سلف بلاواسطهي خود را در جهان اسلامي فلاسفهي معروف نميدانست بلكه نخستين صوفيان از قبيل بسطامي و تستري ميشمرد.
فلسفهي اشراق در تلفيق فلسفه و دين پاپيش مينهد. قرآن كريم و احاديث نبوي را سرچشمهي الهامبخش فلسفه ميداند و بر تمسك به كتاب و سنت پا ميفشارد. با اين همه، فلسفهي اشراق مكتبي التقاطي نيست؛ بازگشتي است به وحدت ابتدايي حكمت كه هر صورت آن نزد قومي رشد كرده بود و سپس در صورت نخستين خود جمع و احياء ميشود.
با فلسفهي اشراق، خشكي براهين مشائي با ذوق اشراقي جلا مييابد، فلسفهي اشراق به يكهتازي فلسفهي مشاء در انديشهي فلسفي مسلمين پايان داد و تا قرن يازدهم اين دو انديشه فلسفي در جهان اسلام پا به پاي هم رشد كردند. قتل زود هنگام شهابالدين سهروردي در آغاز جواني، مانع تدوين همه جانبه يك مكتب فلسفي گشت و از سوي ديگر ظهور حكمت متعاليه و به خدمت گرفتن تفكر اشراقي به عنوان يكي از اركان اربعه خود، اگر چه باعث استمرار حيات عناصر اشراقي در حكمت متعاليه شد، اما به حيات مستقل آن به عنوان يك جريان مشخص فلسفي پايان داد.
پرداختن به حكمت اشراق امروز از دو جنبه ضروري است: اول آشنايي با يكي از مكاتب بزرگ فلسفهي اسلامي كه نزديك پنج قرن يكي از دو جريان بزرگ حكمت اسلامي بوده است؛ دوم فهم حكمت متعاليه بيشك بدون درك عناصر اشراق آن ميسر نيست. هر چند دل مشغولان فلسفهي مشاء نيز براي پاسخگويي به نقدهاي حكمت اشراق بر مباني ارسطو و ابنسينا بايد با چنين فلسفهاي آشنا شوند. لذا از ديرباز در حوزهي فلسفي ايران شرح حكمت الاشراق قطبالدين شيرازي به عنوان كتاب درسي فلسفهي اشراق به رسميت شناخته شده است. ضمناً در مطالعات پيرامون فلسفه اشراق در نيم قرن گذشته در ايران، دواعي غير علمي را نيز نبايد از نظر دور داشت.
شخصيتهاي فلسفه اشراق
6-2- در فلسفهي اشراق، سهروردي همچون خورشيدي نورالانوار اين مكتب فلسفي است. و ديگر حكماي اشراقي به ستاره هايي در روشنايي روز ميمانند. حكماي اشراقي، يعني فلاسفهاي كه نمايندهي تمام عيار اين كلمهي فلسفي باشند بسيار محدودند و در مقايسه با حكماي مشاء از تعداد كمتري برخوردارند. به علاوه بر خلاف حكمت مشاء كه فارابي و ابنسينا دو شخصيت كانوني آن هستند، حكمت اشراق تك كانوني است. ميدانيم كه شهابالدين سهروردي در 38 سالگي، يعني در سني كه معمولاً آغاز بروز علمي است، ناجوانمردانه به قتل رسيد. و همچون عقلي سرخ بر پر ملائك نشست. از اينروآن چنان كه بايد، نتوانست شاگرد بپرورد. لذا رواج فلسفهي اشراق بيشتر متكي بر آثار سهروردي است تا حوزهي درسي و شاگردان شيخاشراق.
به هر حال دومين شخصيت فلسفهي اشراق، شمسالدين محمد شهرزوري (م بعد از 687) است. او نخستين شارح حكمت الاشراق و صاحب كتابي مفصل و معتبر به نام «الشجرة الالهية في علوم الحقائق الربانية» و نيز «نزهة الارواح و روضة الافراح» (تاريخ الحكماء) است.
سومين حكيم اشراقي، علامه قطبالدين محمدبن مسعود شيرازي (م 710) است. شرح قطبالدين بر حكمتالاشراق هر چند متأثر از شرح شهرزوري است، اما اكنون به عنوان مهمترين شرح حكمةالاشراق، قرنهاست كتاب درسي فلسفهي اشراق است و حكيمان بزرگي از قبيل صدرالمتألهين و سبزواري بر آن تعليقه نگاشتهاند. قطب كه از شاگردان محقق طوسي و صدرالدين قونوي است، صاحب بزرگترين دايرةالمعارف فارسي علوم عقلي، يعني «درةالتاجلغرةالدباج» ميباشد. تأثير الشجرة الالهية شهرزوري بر اين كتاب مشهود است.
چهارمين حكيم اشراقي ابنكمونه، سعدبنمنصور (م 683) از معاصرين محقق طوسي است كه مهمترين شرح بر تلويحات به نام «التنقيحات»، از اوست. شبهات مشهور وي در كتاب «الكاشف» آمده است. از آثار ديگر وي «الجديد في الحكمة» و نيز دو مجموعهي سؤال از محقق طوسي و پاسخهاي حكيم ياد شده ياد كردني است.
پنجمين حكيم اشراقي ودود تبريزي (م پس از 930) است كه شرح مهمي بر الالواح العماديه سهروردي به نام «مصباح الارواح في كشف حقايق الالواح» (الاشراق) و حاشيهاي بر حكمةالاشراق نگاشته است.
ششمين حكيم اشراقي محمد شريف نظامالدين احمدبنالهروي است كه در 1008 انواريه را در ترجمه و شرح حكمةالاشراق سهروردي نگاشته است.
هفتمين حكيم اشراقي اسماعيلبنمحمد ريزي است كه در قرن هفتم «حيات النفوس» را در فلسفهي اشراق به زبان فارسي نگاشت.
گفتني است اطلاق حكيم اشراقي بر حكماي سبعه مذكور بر يك منوال نيست، كلي مشكك است.
حكيمان رده دوم اشراقي
6-3- غير از هفت حكيم ياد شده، گروهي از حكما نيز با تأليف شروح معتبري بر آثار سهروردي گرايش خود را به فلسفهي اشراق ابراز داشتهاند. اينان هر چند به اندازهي گروه اول اشراقي محسوب نميشوند، اما به هر حال در اين باب صاحب منزلتي ويژه هستند. از اين نكته نيز غافل نبودهايم كه هر شارحي لزوماً بر مذهب ماتن نيست.
مهمترين حكيمان گروه دوم از اين قرارند:
1- جلالالدين محمددواني (م 908) حكيم و متكلم پرآوازهي قرن نهم، صاحب مهمترين شرح هياكلالنور.
2- غياثالدين منصوردشتكي (م 940 يا 949) كه در نقد شرح دواني، شرحي ديگر بر هياكلالنور نگاشته است. 3- علامه حلي (م 716) كه در آثار وي شرح حكمةالاشراق و حلالمشكلات من كتابالتلويحات و كتاب المقاومات، كه در آن دربارهي حكماي سلف بحث كرده است ديده ميشود.
4- عبدالرزاق لاهيجي ، معروف به فياض (متوفي 1051 يا 1072) صاحب شرح هياكلالنور.
5- سيدميرشرف جرجاني (م 812) صاحب شرح حكمت الاشراق.
6- محمدعلي حزينلاهيجي (م 1180) صاحب شرح كلمة التصوف، تعليقه بر تلويحات، حاشيه بر شرح حكمةالاشراق و حاشيه بر شرح هياكلالنور.
حكيمان رده سوم 6-4- در اين ميان گروه سومي از فلاسفه هستند كه نه به مثابهي حكماي گروه اول نماينده فلسفهي اشراق به حساب ميآيند و نه همچون حكيمان گروه دوم كتابي اشراقي تأليف كردهاند، ولي در آثار ايشان رگههاي اشراقي بسيار مشخص است.
مهمترين حكيمان اين گروه محقق طوسي و ميرداماد و ميرفندرسكي هستند. نظريهي محقق طوسي دربارهي علم خداوند در شرح اشارات وي نشانگر گرايشي اشراقي است. ميرداماد در شعربه «اشراق» تخلص ميكرد و عناويني همچون قبسات و جذوات براي آثار خود برميگزيد و مهمتر از همه گرايشهاي مختلف اشراقي در آثار مختلف وي راكنده است.
حكيمان رده چهارم 6-5- گروه چهارم از حكماي اشراقي همهي فلاسفهي مكتب حكمت متعاليه هستند كه فلسفهي اشراق را يكي از مقدمات مكتب خود دانسته، فيالواقع شكل تكامل يافته فلسفهي اشراق را ارائه نمودهاند. گذشته از رگههاي آشكار اشراقي در آثار مختلف حكمت متعاليه، صدرالمتألهين و سبزواري بر شرح حكمتالاشراق نيز تعليقه نگاشتهاند.
ميتوان اذعان كرد از زمان سهروردي تاكنون سايهي سنگين فلسفهي اشراق بر انديشهي فلسفي مسلمانان كاملاً مشهود است. تعيين ميزان تأثر حكماي قرن هفتم به بعد از فلسفهي اشراق موضوع تحقيق جداگانهاي است.
مروري بر آثار منتشره شيخ مقتول
6-6- كهنترين و معتبرترين گزارش از زندگي و آثار شهابالدين سهروردي، شرح حالي است كه شمسالدين محمدشهرزوري، مريد دانشمند شيخ اشراق، در نزهة الارواح به رشتهي تحرير آورده است. وي با اطلاع از مقام دروني سهروردي با بياني روان و قلمي شيوا چهرهي معنوي و صورت باطني سهروردي را به نحوي بديع ترسيم كرده است. ديگر تراجمنگاران مسلمان نتوانستهاند مطلبي تازه بر نوشته شهرزوري بيفزايند. شهرزوري در اين كتاب چهل و پنج رساله و كتاب از سهروردي (غير از اشعار عربي و فارسي و مواعظ وي) را معرفي ميكند؛ هر چند وجود كتاب ديگري از شيخ اشراق را نيز ممكن ميشمارد. او تنها در دو مورد از كتابهاي معرفي شده ترديد روا ميدارد.
در عصر ما در ربع دوم قرن بيستم از جانب بعضي دانشمندان غربي عنايت ويژهاي در شناخت آثار و انديشهي سهروردي شده است. نخستين كوششهاي روشمند در شناخت آثار سهروردي از سوي بروكلمان (4) و ريتر (5) اعمال گشته است. اما دانشمندي كه بزرگترين سهم در معرفي افكار و آراء و روش سهروردي در غرب، بلكه در ايران را داراست هانري كربن عارف و دانشمند فقيد فرانسوي است. (6) او ابتدا با نگارش مقالهي پرمايهاي به نام «سهروردي، بنيانگذار فلسفهي اشراق» در پاريس و سپس «روابط حكمت اشراق و ايرانباستان» در تهران، (7) و بالاخره با انتشار «المجموعة فيالحكمة الالهيه»، (8) كه تصحيح انتقادي الهيات سه كتاب اصلي سهروردي يعني تلويحات و مقاومات و مطارحات استانبول و پس از آن انتشار متن منقح حكمةالاشراق، بزرگترين قدمها را در راه شناخت و در معرفي حكيم پرآوازهي سهرورد برداشت. تدوين و انتشار سه جلد مجموعه مصنفات شيخاشراق از سوي هانري كربن با اسلوبي علمي تاكنون دربارهي آثار هيچ يك از حكماي اسلامي انجام نشده است. كربن در كار تدارك جلد چهارم اين مجموعه بود (9) كه اجل مهلتش نداد. وي بر هر سه جلد مقدمههاي مفصل تحليلي به زبان فرانسوي نگاشته است (10) اين سه مقدمه حاوي بديعترين نكات دربارهي انديشه سهروردي و فلسفهي اشراق است. چند كتاب و رسالهي سهروردي توسط كربن به زبان فرانسه ترجمه شده است. (11) همچنين در كتاب بزرگ بجا مانده از كربن تحت عنوان «در سرزمين اسلام ايراني»، بخش قابل ملاحظهاي به سهروردي اختصاص دارد. (12) در ميان غربيان اشپيس و ختك (13) نيز به ترجمه رسائل سهروردي اقدام كردهاند. لويي ماسينيون نيز از جمله كساني است كه دربارهي سهروردي مطالبي نگاشته است. (14) در ايران بعد از كربن، سهم بزرگ در تصحيح و معرفي آثار سهروردي از آن دكتر سيدحسين نصر است از وي چند مقاله و نيز تصحيح آثار فارسي سهروردي در مجموعهي مصنفات در دست است. (15)
در ميان پژوهشهاي عربي دربارهي انديشهي سهروردي و فلسفهي اشراق، كارهاي ابوريان (16) و مصطفي حلمي (17) قابل ذكر است. در تحليل فلسفي آراء سهروردي، كار دانشمند معاصر، دكتر ابراهيمي ديناني در كتاب «شعاع انديشه و شهود در فلسفهي سهروردي» ياد كردني است.
عليرغم امتيازات فراوان مجموعهي سه جلدي مصنفات شهابالدين يحيي سهروردي، اين كتاب حاوي همه آثار شيخاشراق نيست. در مجموعهي مصنفات مجموعاً بيست رساله و كتاب سهروردي تصحيح شده است. از اين بيست اثر، در سه مورد تنها بخشي از سه كتاب سهروردي انتشار يافته است. كربن تنها بخش سوم، يعني الهيات، كتابهاي تلويحات، مقاومات و مطارحات را منتشر ساخته است. بخشهاي منطق و طبيعيات اين سه كتاب در مجموعهي مصنفات نيامده است. منطق تلويحات توسط دكتر فياض جداگانه تصحيح و منتشر شده است. سه رسالهي الالواح العمادية، كلمة التصوف و بخش الهيات كتاب اللمحات توسط دكتر نجفقلي حبيبي ادامه كار كربن و نصر در مجموعه مصنفات به حساب ميآيد. متن كامل لمحات پيشتر توسط اميل معلوف در بيروت تصحيح و منتشر شده بود. متن هيا كل النور را نيز كه در هند و ايران منتشر شده است، اگر به موارد ياد شده بيفزاييم، در مييابيم كه مجموعاً بيست و چهار رساله و كتاب سهروردي تصحيح و منتشر شده است. اما حدود يك چهارم آثار سهروردي هنوز تصحيح و منتشر نشده كه در ميان آنها طبيعيات تلويحات و منطق و طبيعيات مقاومات و مطارحات، (منطق و طبيعيات لمحات در ايران) و نيز الواردات و التقديسات قابل توجه است. بنابر فهرست شهرزوري بيست و چهار عنوان از آثار سهروردي هنوز منتشر نشده است. ما نام شانزده اثر ديگر از سهروردي را نيز كه در فهرست شهرزوري نيامده است به عنوان آثار قابل تحقيق آوردهايم. به علاوه شروح قابل ملاحظهاي از آنچه ميراث فلسفهي اشراق را تشكيل ميدهد، هنوز به زيور طبع آراسته نشده است، شرح ودود تبريزي بر الالواح العمادية و شرحابن كمونه بر تلويحات در اين ميان يادكردني است.
متن شرح حكمةالاشراق قطبالدين شيرازي و تعليقهي ارزشمند صدرالمتألهين شيرازي، عليرغم اينكه كتاب درسي فلسفهي اشراق در حوزههاي فلسفي ايران به حساب ميآيد، هنوز تصحيح نشده و چاپ سنگي قرن گذشته تنها نسخهي چاپ شده آن است، كتاب ارزشمند الشجرة الالهيه شهرزوري نيز تاكنون مطلقاً منتشر نشده است. انتشار مصحح و روشمند آثار ياد شده قدم اول در راه تحقيق در فلسفهي اشراق است، و بدون چنين قدمي هرگونه تحليل و پژوهش فلسفي دربارهي حكمت اشراقي همه جانبه، تام و دقيق نخواهد بود.
قدم بعدي تدوين متني مطمئن و دقيق و به زبان روز از فلسفه اشراق است. متني كه جوانب مختلف، مباني و آراء و ابتكارات اين نظام فلسفي را عيان سازد و به كار تعليم و آموزش فلسفهي اشراق بيايد.
طبقهبندي آثار شيخ اشراق
6-7- آثار سهروردي را به چند گونه ميتوان تقسيم كرد. نخستين بار لوئي ماسينيون (18) تقسيمبندي سهگانهاي از آثار سهروردي ارائه كرد كه قابل مناقشهي فراوان است.
پس از وي كربن تقسيمي چهارگانه از مصنفات سهروردي به دست داد. (19) نصر با جزئي تغيير، به تقسيمي پنجگانه در آثار سهروردي قائل شد. (20) با رجوعي دوباره به آثار سهروردي و شروح و تعليقات آنها و تحقيقات انجام يافته دربارهي آراء سهروردي و فلسفهي اشراق، آثار سهروردي را ميتوان به شش دسته تقسيم كرد:
* دستهي اول: كتبي كه مختص بيان عقايد اشراقي است. در اين دسته تنها كتاب حكمة الاشراق جاي ميگيرد كه با تمام آثار سهروردي متفاوت است و سنگ اول فلسفهي اشراقي به حساب ميآيد. وي در اين كتاب سيماي تمام عيار مكتب تأسيسي خود را جلوهگر ميسازد.
* دستهي دوم: چهار كتاب بزرگ تعليمي و نظري سهروردي كه همگي به زبان عربي نگاشته شده است. در آنها ابتدا از فلسفه مشائي، با تفسير خاص سهروردي سخن رفته است. سپس بر اين مبنا، فلسفهي اشراق مورد تحقيق قرار ميگيرد. هر چهار كتاب داراي سه بخش منطق، طبيعيات و الهيات است. اين چهار كتاب عبارتند از: التلويحات، المشارع و المطارحات، المقاومات، اللمحات. در ميان اين چهار كتاب، تلويحات مهمترين آنهاست. مطارحات به منزله شرحي است بر تلويحات، لمحات در حكم تلخيص آن است و مقاومات الحاقي است بر تلويحات.
* دستهي سوم: رسالههاي كوتاهتر فارسي و عربي كه در آنها مواد پنج كتاب سابق به زباني سادهتر و به صورت خلاصه توضيح داده شده است. در اين دسته دو رسالهي بسيار مهم هيا كل النور و الالواح العماديه قرار دارد كه به زبان عربي نگاشته شده و توسط خود سهروردي به فارسي برگردانيده شده است. رسالهي فياعتقاد الحكماء به زبان عربي و رسالههاي پرتونامه و بستان القلوب به زبان فارسي نيز در اين دسته جاي ميگيرد. در انتساب بستانالقلوب به سهروردي بحثهايي در گرفته است كه ما انتساب را به دلايلي كه در جاي خود خواهد آمد ترجيح دادهايم.
* دستهي چهارم: حكايتهاي رمزي و يا داستانهايي كه در آنها از سفر نفس در مراتب وجود و رسيدن به اشراق و سعادت سخن رفته است. زبان اكثر اين رسالهها فارسي است و برخي از آنها عبارتند از: عقل سرخ، صفير سيمرغ، آواز پر جبرئيل، لغت موران، رسالة في حالة الطفولية، روزي با جماعت صوفيان و رسالهي پر اهميت الغربةالغربية و نيز رسالة فيالمعراج كه هنوز منتشر نشده است.
* دستهي پنجم: تحريرها، ترجمهها، شروح و تفاسير كتب فلسفي گذشته و نيز آنچه بر قرآن كريم و احاديث نبوي نوشته است. از اين زمره است تفسير چند سورهي قرآن و بعضي احاديث حضرت رسول - ص - كه هنوز منتشر نشده است، شرح فارسي اشارات شيخالرئيس - كه اين نيز تاكنون منتشر نشده، ترجمهي فارسي رسالةالطير ابنسينا و از همه مهمتر رسالة في حقيقة العشق يا مونس العشاق كه مبتني بر رسالة فيالعشق شيخالرئيس است.
* دستهي ششم: دعاها و مناجاتنامه هايي كه همگي به زبان عربي هستند و الواردات و التقديسات خوانده ميشوند و مجموعهاي بديع در نيايش به حساب ميآيد و متأسفانه تاكنون منتشر نشده است.
مشخصكردن ترتيب زماني نگارش آثار سهروردي بسيار دشوار است. چرا كه سهروردي در آثار مختلف خود به يكديگر ارجاع ميدهد.
طبقهبندي آثار ساير حكماي اشراقي 6-8- آثار ديگر حكماي اشراقي را ميتوان به سه دسته تقسيم كرد:
* دستهي اول: كتبي است كه به عنوان شرح و تعليقه بر آثار سهروردي نگاشته شده است. شروح شهرزوري و قطبالدين بر حكمةالاشراق، شرح ابنكمونه بر تلويحات، شرح دواني و غياثالدين دشتكي بر هيا كل النور، شرح ودود تبريزي بر الالواح العماديه، مهمترين كتب اين دستهاند.
* دستهي دوم: كتبي كه مستقلاً در فلسفهي اشراق نگاشته شده است. كتاب ارزشمند الشجرةالالهيه شهرزوري - كه متأسفانه هنوز منتشر نشده است، درةالتاج قطبالدين شيرازي كه دائرةالمعارفي است از جمله حاوي انديشهي اشراقي و نيز حيات النفوس ريزي (حكمت اشراق به زبان فارسي) از اين دسته به حساب ميآيند.
* دستهي سوم: با توجه به ديدگاه خاص فلسفه اشراق به منشأ فلسفه، تاريخ فلسفه در اين انديشه جايگاهي ويژه مييابد. نزهةالارواح شهرزوري يك تاريخنگاري فلسفي به شيوهي اشراقي است و در موضوع خود منحصر به فرد ميباشد (متأسفانه متن اصلي يعني عربي آن، هنوز در ايران منتشر نشده است.)
مجموعههاي منتشر شده از آثار سهروردي
6-9- به طور كلي هفت مجموعه از آثار شيخاشراق منتشر شده است. مقصود ما از «مجموعه» كتابي است كه حاوي حداقل متن اصلي دو رساله شهابالدين سهروردي باشد. اين فصل را به ترتيب تاريخ انتشار تنظيم كردهايم. در فصول آينده به كرات به اين مجموعهها استناد خواهيم كرد. در اين جا عنوان رسائل و تعداد آنها را آن چنان كه گردآورندگان مجموعهها ذكر كردهاند، آوردهايم و از اشاره به عنوان مشهور يا ديگر عنوان رساله پرهيز كردهايم. اين مشخصات را به جايي ديگر موكول نمودهايم.
1- سه رساله دربارهي تصوف Three Treatises Mysticism اشتوتگارت 1935 م. همراه با مقدمه در شرح احوال سهروردي و ترجمه انگليسي رسالهها به قلم اشپيس ( Spies ) و ختك ( Khatak ) شامل سه رساله: 1- رساله لغت موران، 2- رساله صفير سيمرغ، 3- رسالة الطير.
2- دو رساله از سهروردي، تهران، 1317 ش، به اهتمام دكتر مهدي بياني. شامل: 1- رساله في حالة الطفولية، 2- روزي با جماعت صوفيان.
3- مجموعة فيالحكمةالالهية من مصنفات شهابالدين يحيي سهروردي . استانبول، 1945 م، به اهتمام هانري كربن Opera Metaphysica et Mystica, ed. H. Corbin شمارهي 16 سلسلة النشريات الاسلاميه. مشتمل بر بخش الهيات سه كتاب: 1- التلويحات، 2- المقاومات، 3- المشارع و المطاوحات. همراه با مقدمه تحليلي مفصلي به زبان فرانسوي.
چاپ دوم: تهران، 1355 ش، تحت عنوان مجموعه مصنفات شيخاشراق شهابالدين يحيي سهروردي، جلد اول انجمن شاهنشاهي فلسفهي ايران، شماره 11، گنجينه نوشتههاي ايراني، دوره جديد، شماره 1.
چاپ سوم: تهران، 1372 ش، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي (پژوهشگاه).
4- مجموعه دوم مصنفات شيخالاشراق، شهابالدين يحيي سهروردي در حكمت الهي.
Icyvre ogukisioguqyes et ntskuqyes (Ioera Netaogtsuca et Ntskuca II) با تصحيح و مقدمهي تحليلي مفصل فرانسوي هانري كربن به زبان فرانسوي، تهران، 1331 ش، پاريس، 1952 م، قسمت ايرانشناسي انستيتو ايران و فرانسه، مجموعه آثار ايراني، شماره 2.
چاپ دوم: تهران 1355 ش، تحت عنوان مجموعه مصنفات شيخالاشراق، شهابالدين يحيي سهروردي، جلد دوم، انجمن شاهنشاهي فلسفه ايران، شماره 13، گنجينه نوشتههاي ايراني، دوره جديد، شماره 2.
چاپ سوم: تهران، 1372 ش، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي (پژوهشگاه)
مشتمل بر: 1- كتاب حكمة الاشراق، 2- رسالة في اعتقاد الحكماء، 3- قصة الغربة الغربية، همراه با منتخباتي از دو شرح قطبالدين شيرازي و شهرزوري بر مقدمه حكمتالاشراق و ترجمه و شرح فارسي قصهالغربة الغربية.
5- چهارده رساله، تأليف و ترجمه فخرالدين رازي، شهابالدين سهروردي، اثيرالدين ابهري، ذوالفضائل اخسيكتي و ديگران، ترجمه و تصحيح و مقدمه و تراجم احوال از سيدمحمدباقر سبزواري، تهران، 1340، دانشگاه تهران.
شامل چهار رساله: 1- رسالهي هشتم ترجمه رسالة الطير (كه به نظر گردآورنده كتاب از ذوالفضائل اخسيكتي است)، 2- رساله يازدهم داستان سيمرغ و كوه قاف (سياح و باز) كه گردآورنده نام مؤلف آن را تعيين نكرده است، 3- رساله دوازدهم، پرتونامه از شيخاشراق، 4- رساله سيزدهم، روضة القلوب كه به نظر گردآورنده احتمالاً از شيخاشراق است.
اين مجموعه فاقد مشخصات نسخ و در ميان مجموعههاي اين بخش در پايينترين سطح قرار دارد.
6- مجموعه آثار فارسي شيخاشراق، با تصحيح و تحشيه و مقدمه دكتر سيدحسين نصر، با مقدمه تحليلي به زبان فرانسه از هانري كربن، تهران، 1348 ش، قسمت ايرانشناسي انستيتو ايران و فرانسه، گنجينه نوشتههاي ايراني، شماره 17.
چاپ دوم: تهران، 1355 ش، تحت عنوان مجموعهي مصنفات شيخالاشراق شهابالدين يحيي سهروردي، جلد سوم، مشتمل بر مجموعهي آثار فارسي شيخاشراق، انجمن شاهنشاهي فلسفهي ايران، شماره 14، گنجينهي نوشتههاي ايراني، دوره جديد، شماره 3.
چاپ سوم: تهران، 1372، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي (پژوهشگاه).
مشتمل بر 14 رساله: 1- پرتونامه، 2- هياكلالنور، 3- الواح عمادي، 4- رسالةالطير، 5- آواز پرجبرئيل، 6- عقل سرخ، 7- روزي با جماعت صوفيان، 8- فيحالةالطفولية، 9- في حقيقةالعشق يا مونس العشاق، 10- لغت موران، 11- صفير سيمرغ، 12- بستان القلوب (يا روضة القلوب)، 13- يزدان شناخت، 14- رسالهي عربي الابراج به تصحيح كربن.
7- سه رساله از شيخاشراق شهابالدين يحيي سهروردي، به تصحيح و مقدمهي دكتر نجفقلي حبيبي، تهران، 1356، انجمن شاهنشاهي فلسفه ايران.
مشتمل بر: 1- الالواح العماديه، 2- كلمة التصوف، 3- بخش الهيات اللمحات.
لازم به ذكر است كه در انتهاي مقدمه جلد سوم مجموعهي مصنفات شيخاشراق آمده است كه «جلد چهارم مجموعه آثار سهروردي كه اكنون ] يعني سال 1348 ش [ در دست تهيه است شامل: 1- متن عربي الالواح العماديه، 2- متن عربي هياكل النور، 3- كلمة التصوف، 4- الواردات و التقديسات خواهد بود، به اين ترتيب اميد ميرود به زودي مجموعهي كامل آثار سهروردي در اين سلسله انتشار يابد.» (21) متأسفانه اين وعده هنوز جامعهي عمل نپوشيده است. از اين به بعد از مجموعههاي شماره 3 و 4 و 6 به نام سه جلد مجموعه مصنفات ياد خواهيم كرد.
آثار منتشر شدهي شيخاشراق 6-10- در اين جا مجموعاً بيست و چهار كتاب يا رسالهي معتبر از سهروردي به ترتيب الفبايي اشاره ميشود. مراد از معتبر آثار مسلم و نيز تأليفاتي است كه نسبت به آنها به شيخ مقتول محتمل است.
1- آواز پرجبرئيل (رساله...): الف: 1935 م، به اهتمام هانري كربن و پل كراوس، همراه با ترجمهي فرانسوي در محلهي آسيايي.
ب: تهران 1325 ش، به اهتمام دكتر مهديبياني، ضميمهي مجلهي پيام نو. (چاپ دوم، تهران: 1361، انتشارات مولي).
ج: تهران، 1348 (1355، 1372) جلد سوم مجموعهي مصنفات، ترجمه عربي اين داستان همراه با شرح توسط عبدالرحمن بدوي در كتاب شخصيات قلقة فيالاسلام: قاهره 1946 و نيز در مقدمه كتاب اللمحات سهروري، تصحيح امين معلوف، بيروت 1969 م آمده است.
2- اعتقاد الحكماء (رسالة في...)
الف: تهران، 1331 ش (1355، 1372)، جلد دوم مجموعه مصنفات، ب: تهران، 1354، ص 741-726، مجله گوهر، بنياد نيكوكاري نورياني، اين رساله توسط حسين خليقي در 1354 به فارسي ترجمه شده است: تهران، انجمن شاهنشاهي فلسفه ايران.
3- الالواح العمادية. تهران، 1356 ش، سه رساله از شيخاشراق.
4- الواح عمادي (ترجمه رساله قبل است كه توسط خود سهروردي انجام گرفته است.)
جلد سوم مجموعه مصنفات، تهران، 1348، (1355، 1372).
5- بستان القلوب (روضة القلب) (22)
الف- چهارده رساله، تهران، 1340، رساله سيزدهم، ب: جلد سوم مجموعه مصنفات، تهران، 1348، (1355، 1372).
6- پرتونامه
الف: چهارده رساله، تهران، 1340، رساله دوازدهم. ب: جلد سوم مجموعه مصنفات، تهران، 1348 (1355، 1372).
7- التلويحات اللوحيه و العرشيه (التلويحات)
العلم الاول في المنطق: منطق تلويحات، حاشيه و تعليقه از علياكبر فياض، تهران، 1334، دانشگاه تهران، شماره 170.
العلم الثالث فيالالهيات: جلد اول مجموعه مصنفات، استانبول، 1945، تهران، 1355 (1372).
8- حكمة الاشراق
الف: تهران، 1315، در ضمن شرح قطبالدين شيرازي، چاپ سنگي.
ب: جلد دوم مجموعه مصنفات، تهران، 1331 (1355، 1372).
حكمةالاشراق توسط هانري كربن به فرانسوي و توسط دكتر سجادي به فارسي ترجمه شده است.
9- رسالة الابراج (الكلمات الذوقيه و النكات الشوقيه، كلمات ذوقيه)
تصحيح هانري كربن، جلد سوم مجموعه مصنفات، تهران، 1348 (1355، 1372).
10- رسالة في حالة الطفولية
الف: تهران، 1371، دو رساله. ب: تهران، 1348 (1355، 1372) جلد سوم مجموعه مصنفات.
11- رسالة الطير (ترجمه فارسي رسالةالطير ابنسينا)
الف: اشتوتگارت، 1935، سه رساله درباره تصوف، ب: تهران، 1340 ش، چهارده رساله به نام ذوالفضائل اخسيكتي (آقاي سبزواري در اين انتساب به خطا رفته است) (23) ج: تهران، 1348 (1355،1372) جلد سوم مجموعه مصنفات.
12- رسالة في حقيقة العشق (مونس العشاق)
الف: اشتوتگارت، 1934، به نام مونس العشاق The lover's friend همراه با شرح فارسي رسالة العشق. ب: تهران، به اهتمام دكتر مهدي بياني، مجلهي پيام نو، شمارهي 7، ج: تهران، 1347، به اهتمام سيدحسين نصر، نشريهي معارف اسلامي، شماره 7. د: تهران، 1348 (1355،1372)، جلد سوم مجموعه مصنفات.
13- روزي با جماعت صوفيان
الف: تهران، 1317، دو رساله. ب: تهران 1348 (1355،1372) جلد سوم مجموعه مصنفات.
در زمينه متن اين رساله، تحقيق لغوي ذيل منتشر شده است:
روزنامه بسامدي روزي با جماعت صوفيان سهروردي، فراهم آمده مينو احمدي فرهنگستان زبان ايران، بنياد شاهنشاهي فرهنگستانهاي ايران، تهران 1356.
14- صفير سيمرغ (در احوال اخوان تجريد)
الف: اشتوتگارت، 1935 م، سه رساله در تصوف. ب: 1939 م، با توجه فرانسوي، مجله هرمس، جلد سوم، مجموعه سوم، به اهتمام هانري كربن، ج: تهران، 1348 (55،1372) جلد سوم مجموعه مصنفات.
15- عقل سرخ
الف: اصفهان، 1319 به اهتمام دكتر مهدي بياني، چاپ دوم: تهران، 1332، انجمن دوستداران كتاب، چاپ سوم: تهران، 1361، انتشارات مولي. ب: تهران، 1340، چهارده رساله، رساله يازدهم به نام داستان سيمرغ و كوه قاف (سياح و باز). (آقاي محمدباقر سبزواري در عدم انتساب اين رساله و يافتن نام اصلي آن به خطا رفته است.) (24) ج: تهران، 1348 (55،1372) جلد سوم مجموعه مصنفات.
16- قصةالغربةالغربية
الف: تهران، 1331 (55،1372) جلد دوم، مجموعه مصنفات، همراه با ترجمه و شرح كهن به فارسي.
ب: قاهره، 1952 م، تصحيح احمد امين، همراه با دو رساله حيبنيقظان ابنسينا و ابنطفيل.
در مقدمه كوتاه اين قصه عرفاني سهروردي اشارهاي به داستان حيبن يقظان و سلامان و ابسال ابنسينا كرده است. اين نكته ظاهراً باعث شده است احمد امين اين قصه را نيز در شمار حيبن يقظان در رديف داستانهايي به همين نام از ابنسينا و ابنطفيل به حساب آورد. اما در متن قصه نامي از حيبن يقظان نيست و در واقع قصه الغربة الغربيه از جايي شروع ميشود كه حيبن يقظان پايان گرفته است.
اين رساله علاوه بر ترجمه فوق، در سال 1364 تحت عنوان بيگانگي در باختر زمين توسط حسين خراساني به فارسي ترجمه و نشر شده است. تهران، بعثت.
17- كلمة التصوف (كتاب فيالتصوف يعرف بالكلمة، المقامات).
تهران، 1356، سه رساله
18- لغت موران (رساله...)
الف: اشتوتگارت، 1934 م، سه رساله در تصوف. ب: 1939 م، مجله هرمس، به اهتمام هانري كربن، ج: تهران، 1348 (55،1372) جلد سوم مجموع مصنفات.
19- اللمحات فيالحقائق (اللمحات)
الف: بيروت، 1969، حققه و قدم له اميل المعلوف، (رساله دكتراي او در دانشگاه كمبريج) سلسله دراسات و نصوص فلسفيه، ش 3، در النهار للنشر، همراه با مقدمه تحليلي و پيشگفتار انگليسي، ب: قاهره، 1969، تحقيق مع مقدمة محمد علي ابوريان.
ج: تهران، 1356، سه رساله. در تصحيح دكتر حبيبي تنها بخش سوم لمحات يعني الهيات آن منتشر شده است، كه مناسب بود در پشت جلد كتاب به اين مهم اشاره ميشد.
20- المشارع و المطارحات (المطارحات)
العلم الثالث (العلم الالهي): استانبول، 1945 م، تهران، 1355 (1372)، جلد اول مجموعه مصنفات.
21- المقاومات
العلم الثالث (العلم الالهي): استانبول، 1945 م، تهران، 1355 ش (1372) جلد اول مجموعه مصنفات.
22- هياكلالنور (الهياكلالنورية)
الف: مصر، 1335ق (مقتطفات من الهيا كل النورية مع زيادات من شرحها بالاضافة الي بعض مقتطفات من حكمة الاشراق، لحسن الكردي). ب: قاهره، 1377ق، هياكلالنور للسهروردي الاشراقي، قدم له و حقق نصوصه مع تعليقات الدكتور محمد علي ابوريان، المكتبة التجارية الكبري. ج: مدارس هند، 1953 م در ضمن شواكل الحور في شرح هياكلالنور جلالالدين دواني، تصحيح د. محمد عبدالحق. د: مشهد، 1311ق در كتاب ثلاث رسائل للدواني به تحقيق د. سيداحمد تويسركاني، اين رساله قبل از شرح دواني مستقلاً چاپ شده است.
23- هياكلالنور فارسي
خود سهروردي متن عربي رساله را به فارسي برگردانيده است. تهران، 1348 (1355،1372) جلد سوم مجموعه مصنفات.
24- يزدان شناخت (رساله...)
الف: تهران، 1316 ش، چاپ سنگي، رساله يزدان شناخت، به تصحيح حاج سيد نصراللّ'ه تقوي.
ب: تهران، 1327 ش، رساله يزدان شناخت با مقدمه و تصحيح بهمن كريمي. (وي اين رساله را از آن عينالقضاة همداني ميداند. با توجه به مقايسه مفاد اين رساله با ديگر آثار شيخ اشراق، استناد آن را به سهروردي ترجيح داديم.) (25)
ج: تهران، 1348 (1355،1372) جلد سوم مجموعه مصنفات.
شرحها و تعليقههاي منتشر شده بر كتب سهروردي
6-11- شرحها و تعليقههاي چهار كتاب و رساله سهروردي منتشر شده است. اين كتب عبارتند از: آواز پرجبرئيل حكمةالاشراق، رسالهي مونس العشاق، رساله قصه الغربة الغربية و هياكلالنور: عدد اين شروح و تعاليق منتشر شده به نه ميرسد.
* اول: شرح آواز پرجبرئيل
توسط شارحي ناشناس در اواخر قرن 7 يا اول قرن 8 تصحيح مسعود قاسمي، معارف، دوره اول، شماره 1 فروردين- تير 1363، صفحه 79-77.
* دوم: شروح و تعليقات منتشر شده بر حكمةالاشراق
1- شهرزوري، شمسالدين محمد (قرن 7ق)، شرح حكمة الاشراق.
تصحيح و تحقيق و مقدمه تحليلي دكتر حسينضيايي تربتي، تهران، 1372، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي (پژوهشگاه).
2- قطبالدين شيرازي، محمد بن مسعود (م 710 ق)، شرح حكمة الاشراق، چاپ سنگي، تهران، 1313ق، (افست چاپ سنگي، قم، انتشارات بيدار، بيتا)
3- الهروي، محمد شريف نظامالدين احمد؛ انواريه ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردي، نگاشته شده در 1008 ق، متن انتقادي و مقدمه دكتر حسين ضيائي تربتي، و به اهتمام آستيم. تهران، 1358، (چاپ دوم، 1363 اميركبير) ترجمه و شرح پارهاي مسائل مهم در قسمت اول (مقدمه و مباحثي از فصل سوم مقاله ثالثة) و بر ملحض مباحث مهم اشراقي در قسمت دوم از كتاب حكمةالاشراق.
4- صدرالمتألهين شيرازي، محمدبن ابراهيم (م 1050 ق) تعليقات علي شرح حكمةالاشراق لقطبالدين الشيرازي، در حاشيه شرح قطبالدين شيرازي منتشر شده است. (چاپ سنگي، تهران، 1313، افست چاپ سنگي، قم، بيدار)
5- سجادي، دكتر سيدجعفر؛ حكمةالاشراق، ترجمه و شرح، تهران، 1355، دانشگاه تهران، (چاپ چهارم، 1366). اين كتاب در مقاله ذيل مورد نقد قرار گرفته است: اكبري، فتحعلي، گوهر، شماره 6، 1357.
* سوم: شرح مونس العشاق
الف: شرح مونس العشاق، به اهتمام اشپيس (Spies) ، مجلةالابحاث الفلسفية، ج 2، 33-1932. ب: شرح مونس العشاق، به تصحيح دكتر سيدحسين نصر و مظفر بختيار، تهران، 1350، انتشارات مجلهي دانشكده ادبيات و علوم انساني، مجموعهي متون فارسي، شماره 1.
ج: شرح مونس العشاق، توسط شارحي ناشناس در اواخر قرن 7 يا اوائل قرن 8 (ظاهراً همان شارح آواز پر جبرئيل)، تصحيح مسعود قاسمي، معارف، دوره چهارم، شماره 1، فروردين - تير 1366، صفحه 164-149.
* چهارم: شرح قصة الغربة الغربية
ترجمه و شرح كهن قصه الغربة الغربية، به تصحيح هانري كربن، مجموعه دوم مصنفات، تهران، 1331 (1355-1372).
* پنجم: شرح رساله هياكلالنور
الدواني، جلالالدين محمدبناسعد (م 908)؛ شواكل الحور في شرح هياكل النور، در ثلاثث رسائل تحقيق الدكتور السيد احمد تويسركاني، مشهد، 1411، مجمع البحوث الاسلامية آلاستانة الرضوية المقدسة.
ديگر متون منتشر شدهي فلسفهي اشراق
6-12- پس از اينكه با آثار منتشر شده شيخاشراق و نيز شروح و تعليقات منتشر شده بر كتب وي آشنا شديم، اينك نوبت به آن رسيده است كه آثار مستقل ديگر اشراقيان را برشماريم. يعني آثار مستقل شهرزوري، قطبالدين شيرازي، ابن كمونه و ريزي.
1- شهرزوري، شمسالدين محمد، نزهة الارواح و روضة الافراح (تاريخ الحكماء) تصحيح خورشيد احمد، حيدرآباد 1976 م. تاريخ الحكماء شهرزوري دوبار به فارسي ترجمه و منتشر شده است: 1- تهران، 1316 ش، ترجمه ضياالدين دري، 2- تهران، 1365 ش، ترجمه مقصود علي تبريزي (نگاشته شده در 1011 ق) همراه با ديباچهاي درباره تاريخنگاري فلسفه به كوشش محمدتقي دانشپژوه و محمد سرور مولايي. با توجه به تكيه فراوان فلسفه اشراق بر آراء حكماي باستان ايران و يونان، تاريخ فلسفه يا به عبارت صحيحتر تاريخ فلاسفه از ديدگاه يك حكيم اشراقي امري مهم است كه شهرزوري با محدوديتهاي همه تاريخ نگاريهاي فلسفي گذشته ما به رشته تحرير درآورده است. بخش سهروردي تاريخ الحكماء قديميترين و معتبرترين منبع شناخت آثار و زندگي مؤسس فلسفه اشراق را به دست ميدهد و بارها مستقلاً به عربي يا فارسي منتشر شده است.
2- قطبالدين شيرازي، محمدبن مسعود؛ درةالتاج لغرةالدباج. سه بخش از اين كتاب منتشر شده است:
يك: بخش فاتحه (در فضيلت، حقيقت و اقسام علوم)، جمله اول در منطق، جمله دوم در فلسفه اولي، جمله سوم در علم اسفل (علم طبيعي) و جمله پنجم در علم اعلي (علم الهي) به كوشش و تصحيح سيدمحمد مشكوة، تهران، 1317 ش چاپ دوم، تهران، 1365 ش، انتشارات حكمت.
دو: فن دوم (در تلخيص مجسطي بطلميوس، فن سوم در ارثماطيقي (خواص اعداد)، فن چهارم در علم الحان (موسيقي) از جمله چهارم كتاب در علم اواسط (علم رياضي)؛ تصحيح سيدحسن مشكان، تهران.
سه: قطب سوم در حكمت عملي و قطب چهارم در سلوك راه حق از خاتمه كتاب، به اهتمام ماهدخت بانو همايي، تهران، 1369 شركت انتشارات علمي و فرهنگي. با اين حساب حدود 60% از متن درةالتاج منتشر شده است. درةالتاج دائرةالمعارف بزرگ علوم عقلي به زبان فارسي است و رگههاي فلسفه اشراقي به خوبي در آن هويدا است.
3- ابن كمونه، سعدبن منصور؛ الجديد في الحكمة، به كوشش حميد و فرعيدالكبيسي، بغداد 1403 ق. اين كتاب حاوي مسائل عمومي فلسفه است.
4- ريزي، اسمعيل بن محمد (قرن 7 ق)، حيات النفوس (فلسفه اشراق به زبان فارسي) به كوشش محمدتقي دانش پژوه، تهران، 1369 ش، بنياد موقوفات دكتر محمود افشار. اين كتاب بر سياق تلويحات و مطارحات شامل سه فن منطق، طبيعي و الهي نگاشته شده است.
اين كتاب توسط عليرضا ذكاوتي قراگزلو مختصراً معرفي شده است: نشر دانش، سال دوازدهم، شماره 6، مهر و آبان 1371، صفحه 54).
كتابها و مقالات عربي درباره فلسفه اشراق 1- ابوريان، محمدعلي؛ اصول الفلسفة الاشراقية عند شهابالدين
السهروردي؛ قاهره، 1952 م، چاپ دوم 1969، چاپ سوم، 1987، دارالمعارف الجامعيه، اسكندرية.
اين كتاب مفصلترين اثري است كه به زبان عربي درباره سهروردي منتشر شده است. مطالب كتاب بيشتر مبتني بر تحقيقات هانري كربن و لويي ماسينيون است، لكن شامل برخي اطلاعات تازه درباره زمينه تاريخ عصر سهروردي و علت تكفير اوست. اين كتاب توسط دكتر محمدعلي شيخ به نام مباني فلسفه اشراق از ديدگاه سهروردي در سال 1372 ش در سلسله انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي (شماره 243) به فارسي ترجمه و منتشر شده است.
از دكتر ابوريان مقاله نظرية الامامة بين الباطنيه و السهروردي در سال 1951 م در مجله الثقافة و نيز تصحيح هياكل النور (قاهره، 1957) و اللمحات في الحائق (1969) از آثار سهروردي منتشر شده است.
2- بدوي، عبدالرحمن، شخصيات قلقة في الاسلام، دراسات الف بينها و ترجمها؛ دراسات اسلاميه شماره 3، قاهره 1946 م، طبع 2 قاهره 1964 م دارالنهفته العربيه.
اين كتاب كم حجم ترجمه مقالات لويي ماسينيون و هانري كربن درباره سه شخصيت بزرگ اسلامي سلمان فارسي، حلاج و سهروردي است. مطالب بخش سهروردي آن فراهم آمده از دو رساله ذيل است:
* ترجمه مقاله هانري كربن از فرانسه به عربي به نام السهروردي الحلبي مؤسس المذهب الاشراقي (نشرت جماعة الدراسة الايرانية، رقم 16، باريس 1936 م).
* ترجمه متن رساله آواز پرجبرئيل و ترجمه مقدمه تحليلي هانري كربن و پل كراوس از فرانسه به عربي (مجله آسيايي 1935 م)
3- الكيالي، سامي السهروردي؛ قاهره 1955 م، دارالمعارف، نوابغ، الفكر العربي رقم 13، 100 صفحه. اين كتاب كم حجم از دو بخش فراهم آمده است: بخش اول ترجمان عربي تحقيقات پژوهشگران غربي درباره سهروردي است. بخش دوم، نمونهاي از آثار مختلف سهروردي ميباشد.
4- مصطفي حلمي، محمد؛ 1/4: آثار السهروردي المقتول، تصنيفاتها و خصائصها التصوفيه و الفلسفيه، مجلة كلية الاداب، جامعة القاهرة، المجلد 13، الجزء الاول، مايو 1951 م. ص 178-145. 2/4: ذيل مقاله السهروردي S. Van Den Bergh در دائرةالمعارف الاسلاميه، ج 15 تحت عنوان تعليق «السهروردي و حكمة الاشراق»، ص 311-300. هر دو مقاله، حاوي نكاتي نسبتاً تازه است.
لازم به ذكر است تحقيقات انجام گرفته درباره سهروردي و فلسفه اشراق در زبان عربي هيچ يك منبع دست اول به حساب نميآيد و غالباً سرچشمه گرفته از تحقيقات غربي در اين زمينه است.
كتب و مقالات فارسي درباره فلسفه اشراق 6-12- در زبان فارسي درباره فلسفهي اشراق و انديشه سهروردي چهار كتاب و تعدادي مقاله منتشر شده است:
الف: كتابها
* دانا سرشت، اكبر؛ افكار سهروردي و ملاصدرا يا خلاصهاي از حكمت الاشراق و اسفار، تهران، 1316 ش، (چاپ سوم تهران، 1348 ش)، 35 صفحه. اين رساله مختصر اولين قدم در معرفي انديشه سهروردي در زبان فارسي به حساب ميآيد.
* امام، سيدمحمدكاظم؛ فلسفه در ايران باستان و مباني حكمةالاشراق و افكار و آثار و تاريخ زندگاني سهروردي. تهران، 1353 ش، از سلسله انتشارات بنياد نيكوكاري نورياني، شماره 5.
اين كتاب ابتدا به صورت مقالاتي در مجله گوهر 2 و 3 منتشر شده است. كتاب آقاي امام، حدود بيست سال پس از انتشار توسط آقاي فاطمينيا مورد نقد قرار گرفته است:
«شيخ اشراق در دام تهمت»، مجله گلچرخ، شماره 4، آبان 1371، ص 11-5.
* سجادي، سيدجعفر؛ «شهابالدين سهروردي، سيري در فلسفه اشراق» تهران، 1363، انتشارات فلسفه، فلسفه در جهان سوم، شماره 7، 156 ص.
اين كتاب، همان مقاله آقاي دكتر سجادي در جشننامه هانري كربن (زير نظر سيدحسين نصر، تهران 1356، ص 126-63 به نام شهابالدين سهروردي و فلسفه اشراق با تغييراتي جزئي است اما متأسفانه در كتاب از سوي نويسنده يا ناشر به اين نكته اشاره نشده است.
اين كتاب توسط دكتر سيدجواد طباطبايي نقد شده است: «شيخ باز مقتول»، نشر دانش، سال پنجم، شماره دوم، بهمن و اسفند 1363، صفحه 37-34.
ضمناً موارد اختلاف اين مقاله با مقدمه ايشان بر ترجمه و شرح حكمةالاشراق (تهران، 1355) نيز بسيار ناچيز است.
* ابراهيمي ديناني، غلامحسين؛ شعاع انديشه و شهود در فلسفه سهروردي، تهران، 1364، انتشارات حكمت، مجموعه آشنايي با فلاسفه اسلامي شماره 9، 710 ص.
اين كتاب مفصلترين و جديترين تحقيقي است كه در زمينه فلسفه اشراق در زبان فارسي منتشر شده است. نويسنده به جاي آنكه خود را به شرح احوال و خصوصيت آثار و نحوه زندگي سهروردي مشغول دارد، به متن مسائل و ماهيت افكار شيخ اشراق بر مبناي مراجعه مستقيم به آثار وي پرداخته است. كار دكتر ديناني در زمينه سهروردي يك كار فلسفي است، حال آنكه اكثر كارهاي پيشين تاريخ فلسفه به حساب ميآيد.
ب- مقالات (26)
در اين بخش علاوه بر مقالات، كتبي كه بخشي از آنها به افكار سهروردي اختصاص يافته، نيز معرفي شده است.
* ايزوتسو، توشي هيكو؛ انديشهي اشراقي، ترجمه همايون همتي؛ كيهان فرهنگي، شماره 107.
* بنودال، محمد افضل؛ حكمت الاشراق؛ عرفان جلد 25، 1340، شماره 3 و 4.
* پرهام، باقر، تأملي در تعبير سهروردي از سرانجام نبرد اسفنديار با رستم در شاهنامه و آثار و نتايج آن در تاريخ انديشه و سياست ايران» مجله ايرانشناسي، سال 5، ص 352-324.
* پورنامداريان، تقي؛ رمز و داستانهاي رمزي در ادب فارسي، تحليلي از داستانهاي عرفاني فلسفي ابنسينا و سهروردي تهران 1364، چاپ سوم 1368، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، در اين كتاب رمز و راز رسائل قصةالغربة الغربية، آواز پر جبرئيل، عقل سرخ، روزي با جماعت صوفيان، فيحالة الطفولية، مونس العشاق، لغت موران، رسالة الطيرة صفير سيمرغ و رسالة الابراج سهروردي مورد بحث واقع شده است.
* ترجمانيزاده؛ عرفان و اشراق؛ نشريه دانشكده ادبيات دانشگاه تبريز، ج 1، شماره 6 و 7.
* جهانگيري، محسن؛ حكمت اشراق، در كتاب فلسفه در ايران، تهران، 1358، ص 207-179.
* حبيبي نجفقلي، 1- آيات قرآني در توجيه آراء فلسفي از نظر سهروردي، هفتمين كنگره تحقيقات ايراني، ج 3، 1356، ص 75-50. 2- منابع نو افلاطوني در فلسفه شهابالدين سهروردي، ششمين كنگره تحقيقات ايراني، ج 2، 1357، ص 106-96.
* حلبي، علي اصغر، 1- شرح احوال و افكار شيخ اشراق، تلاش، ش 11، (1347) ص 58-54. 2- سهروردي يا شيخاشراق، فصل 18 از كتاب تاريخ فلاسفه ايراني از آغاز اسلام تا امروز 1349 (چاپ دوم، 1361).
* دانا سرشت، اكبر؛ سهروردي، نامه آستان قدس، ج 9، ش 2، 112-105.
* رضا نژاد، غلامحسين. 1- تجديد حكمت اشراق و تأسيس آن از مباني فلسفه باستان؛ چيستا، 1، 1360. 2- شيخ مقتول، شهابالدين سهروردي و حكمت اشراق، چيستا، 1، 1360، ص 197-187.
* رضوي، سيداطهر عباسي؛ تأثير حكمت اشراق و فلسفه ميرداماد و ملاصدرا در شبه قاره هند و پاكستان، جاويدان خرد، ج 4، ش 2، پاييز 1360.
* سجادي، سيدجعفر؛ 1- «فلسفه اشراق، نور و ظلمت»، مهر، 10، ص 76-70، 2- ترجمه مقدمه قطبالدين شيرازي بر حكمت الاشراق، هنر و مردم، ش 149، اسفند 1353. 3- حواس پنجگانه از نظر فلسفه اشراق، ادبيات تهران، ج 23، 1355، ش 1 و 2، 279-287. 4- حكمت سهروردي، فلسفه شماره 4، پاييز 56، ص 37-4.
* شريعتي، محمد تقي؛ بررسي منطق سهروردي و مقايسه آن با منطق ارسطويي، مقالات و بررسيها، ش 13-16 (1352)، 329-1318.
* ضيايي، حسين. 1- «مشاهده، روش اشراق و زبان شعر، بحثي پيرامون نظام فلسفه اشراق شهابالدين سهروردي » ايران نامه، سال 8، شماره 1، زمستان 1368، ص 94-81. 2- «معرفي و بررسي نسخه خطي شجره الهيه اثر فلسفي شمسالدين محمد شهرزوري»، ايران شناسي، سال 2، شماره 1، بهار 1369، ص 109-89. 3- «سهروردي و سياست» ايراننامه، سال 9، ش ماره 3، تابستان 1370، ص 410-396. مقدمه تحليلي دكتر ضيايي تربتي بر متن مصحح انواريه و شرح حكمةالاشراق شهرزوري از جمله تحقيقات قابل اعتناي فلسفه اشراق در زبان فارسي است.
* كربن، هانري
1- «روابط حكمت اشراق و فلسفه ايران باستان» ترجمه احمد فرديد و گلشن، نشر ستاد انجمن ايرانشناسي، تهران 1325 ش. اين مقاله در مجله سخن مورد نقد قرار گرفته است. (سال سوم، مهر 1325، شماره چهارم، ص 306).
2- «فلسفه اشراق» بخش هفتم از جلد اول تاريخ فلسفه اسلامي تهران 1341، ترجمه دكتر اسداللّ'ه مبشري تهران، 1352 ش (چاپ دوم، 1358) ص 292-272.
3- «شهابالدين يحيي سهروردي» در كتاب ارض ملكوت، كالبد انسان در روز رستاخيز از ايران مزدايي تا ايران شيعي، 1960 م (چاپ دوم 1978) ترجمه سيدضياءالدين دهشيري، تهران 1358 ش، مركز ايراني مطالعه فرهنگها، ص 198-179.
4- «جريان اشراقي» در جلد دوم تاريخ فلسفه اسلامي ترجمه جواد طباطبايي، تهران 1370، انتشارات كوير با همكاري انجمن ايرانشناسي فرانسه، ص 132-126.
5- سه فيلسوف آذربايجاني (1- سهروردي، شيخ اشراق 2- ودود تبريزي 3- رجبعلي تبريزي) در كتاب «فلسفه ايراني، فلسفه تطبيقي»، تهران، 1976 م، ترجمه جواد طباطبايي، تهران، 1369 ش، انتشارات توس، ص 105-80. و نيز بحث «سهروردي مجدد» در بخش «چهار تقدير تطبيقي فلسفه ايراني پس از ابنرشد» در همين كتاب ص 121-118. بحث اول قبلاً توسط محمد غروي ترجمه و در مجله دانشكده ادبيات دانشگاه آذرآبادگان چاپ شده است (شماره 29، 1356، ص 159-161).
لازم به ذكر است تحقيقات اصلي كربن به ويژه مقدمههاي تحليلي وي بر مجموعه مصنفات شيخاشراق كه حاوي ژرفترين پژوهشهاي موجود درباره فلسفه اشراق است، هنوز به فارسي ترجمه نشده است.
* محمدي، مجيد؛ سهروردي و فلسفه نبوت؛ كيهان انديشه، شماره 52، ص 100.
* مرتضوي، منوچهر؛ نظري به آثار و شيوه اشراق؛ ادبيات تبريز، 24؛ 1351، ص 341-309.
* مشكور، محمد جواد و غروي اصفهاني، حسن؛ زندگي و فلسفه شيخاشراق و كشتهشدن او در قلعه حلب و آرامگاه وي در آن شهر «نشريه انجمن آثار ملي، ش 1 (بهار 1355)، ص 108-95.
* معين، محمد، 1- حكمت نوريه، مجله دانشكده ادبيات، ج 9، ش 3، 44-39. 2- حكمت اشراق و فرهنگ ايران، مجله آموزش و پرورش، سال 24، آبان 1328، شمارهها 2 تا 8، اين مقاله در مجموعه مقالات دكتر معين جلد اول، ص 453-379 منتشر شده است، تهران 1364 ش (چاپ دوم 1368) مقالهاي قابل تأمل در موضوع خود است.
* ملكشاهي، حسن 1- بررسي افكار خاص سهروردي، مقالات، بررسيها، ش 28-29 (1356)، 135-99. 2- دراسة آراء سهروردي و افكاره حول فلسفة الاشراق، مقالات و بررسيها، ش 30 (1356)، ص 81-94.
* مناقبي، جواد؛ شيخاشراق و روش فلسفي او، «مقالات و بررسيها، ج 1، ش 3 و 4، (1350)، ص 167-147.
23- منزوي، علينقي؛ 1- اشراق در سده هفتم. ميلادي، كاوه ] جديد [ 9، (1350)، ص 626-618.
* اشراق هند و ايراني و نبوت اسرائيلي؛ كاوه ] جديد [ 9، (1350)، ص 224-218.
* موحد ديلمقاني، صمد، از افلاطون به سهروردي، كيهان ماه، ج 1، ش 2، شهريور 1341، ص 173-154.
* موحد، صمد؛ تصوف در آثار سهروردي، ادبيات تربيت معلم، ش 6 (دي 1358)، ص 154-139.
* موسوي بهبهاني، علي؛ وجوه تمايز حكمت مشاء و حكمت اشراق، هزاره ابنسينا، تهران 1360، ص303-287.
* نصر، سيدحسين
1- «شهاب الدين سهروردي مقتول»، در تاريخ فلسفه در اسلام، ميان محمد شريف، 1963 م. ترجمه به فارسي رضا ناظمي، تهران 1362، ص 560-529.
2- سهروردي و اشراقيان، در سه حكيم مسلمان، هاروارد 1963 م، ترجمه احمدآرام، تهران، 1345 (چاپ چهارم 1354)، ص 98-61. و نيز مجله نگين، شماره 110، تير 1353، ص 66-62.
3- نكاتي چند درباره شيخاشراق شهابالدين سهروردي؛ نشريه معارف اسلامي، شماره 2، 1345 ش. چاپ شده در كتاب «معارف اسلامي در جهان معاصر» تهران 1348 (چاپ سوم، 1371) ص 122-115.
مجموعه كارهاي دكتر نصر در اين زمينه با حذف موارد تكراري در مقالات، از تحقيقات روشمند در زمينه فلسفه اشراق به حساب ميآيد.
* نصرتي، نوراللّه؛ سه تمثيل اشراقي، تابستان 47.
* وحيدي، حسين؛ پژوهشي در فرزان فروغ (حكمت الاشراق)، چيستا، سال 3، شماره 8، ارديبهشت 1365، ص 608-600 و سال 4، شماره 1 (1365) ص 102-97.
* همتي، همايون؛ عالم مثال از ديدگاه شيخاشراق، مشكوة 39، تابستان 1372، ص 105-93.
* گفتگويي در باب حكمت اشراق، با دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني، دكتر علي دهباشي، دكتر سيدمصطفي محقق داماد، كيهان انديشه، شماره 47.
اشراقي هنوز منتشر نشده است. در اين بخش ضمن دو فصل به معرفي اين آثار پرداختهايم.
آثار منتشر نشدهي سهروردي 6-14- در اين فهرست، گزارش شهرزوري را مبنا قرار دادهايم. آنچه به نظر وي انتسابش به سهروردي قطعي شمرده شده را در قسمت اول آوردهايم. در قسمت دوم آثاري كه به نظر شهرزوري مشكوك شمرده شده و نيز كليه آثار منتشر نشده كه از سوي ديگر فهرستنگاران آثار سهروردي گزارش شده اما در فهرست شهرزوري نيامده است را آوردهايم. به عبارت ديگر در قسمت اول اصل را بر انتساب اثر به سهروردي دانسته، مگر خلافش اثبات شود و در قسمت دوم اصل را بر عدم انتساب دانسته مگر خلافش محقق گردد. حرف آخر را در باب آثار منتشر نشده سهروردي آن گاه ميتوان زد كه كليه نسخ خطي آثار وي گردآوري شود و مورد مداقه و تأمل و تطبيق واقع گردد و قبل از چنين تحقيقي، هر گزارشي ناقص و قابل تأمل خواهد بود. و فهرستي كه به دنبال ميآيد نيز از اين قاعده مستثني نيست.
الف- آثاري كه به نظر شهرزوري قطعي الاستناد به سهروردي هستند و هنوز منتشر نشدهاند:
* ادعية متفرقه
* اشعار عربي و فارسي (27)
* البارقات الالهية (المبارقات الالهية)
* تسخيرات الكواكب و تسبيحاتها
* التسبيحات و دعوات الكواكب (رشحات و دعوات الكواكب)
* تسبيحات العقول و النفوس و العناصر
* التنقيحات فيالاصول (نفحات فيالاصول)
* التلويحات (العلم الثاني فيالطبيعي)
* الدعوات الشمسيه (دعوات الطباع التمام)
* رسالة تفسير من كتاب اللّ'ه و خبر من رسول اللّ'ه (ص) (تفسير القرآن علي رأيه)
* رسالة غاية المبتدي
* رسالة المعراج (كربن در انتساب اين رساله به سهروردي ترديد كرده است.). (28)
* الرقيم القدسي (الرقم القدسي) به نظر اميل معلوف اين رساله همان «الواردات و التقديسات» است. (29)
* الرمز المومي
* شرح الاشارات (به زبان فارسي)
* طوارق الانوار
* كتاب الصبر
* لوامع الانوار
* مبدء و معاد (به زبان فارسي)
* المشارع و المطارحات (العلم الاول في المنطق، العلم الثاني فيالطبيعي)
* المقاومات (العلم الاول فيالمنطق و العلم الثاني فيالطبيعي)
* مكاتبات الي الملوك و المشايخ
* النغمات السماوية
* الواردات الالهية
به نظر ابوريان رسائل 1 و 4 و 5 و 6 و 9 و 24 همگي اجزاء رسالهي بزرگتري به نام «الواردات و التقديسات» را تشكيل ميدهند. (30)
* ضمناً شهرزوري مواعظي را در انتهاي كتاب تاريخ الحكماي خود از سهروردي ذكر كرده است. (31)
ظاهراً بعضي از اين عناوين از آن اثر واحدي است و بعضي اجزاء يك اثر، اينكه آيا همه اين آثار به جا مانده است يا نه و اينكه هر يك در كدام كتابخانه يافت ميشود و نيز تحقيق انتساب كدام اثر را به سهروردي اثبات ميكند محتاج پژوهشي گسترده است.
ب: ديگر آثار منتشر نشده منسوب به سهروردي
* الاربعون اسم الادريسيه (الاربعون اسماً، الاسماء، الادريسيه) (32)
* تحفة الاحباب، به نظر ابوريان اين كتاب يا ملخص المستصفي غزالي است يا همان التنقيحات في الاصول (33)
* تخميس البرده (34)
* التعرف للتصوف (35)
* راسلة في ذم الدنيا و مدح الفقر (رساله فقر) (36)
* السراج الوهاج (شهرزوري در استناد آن به سهروردي ترديد كرده است.) (37)
* سكنات الصالحين (سكينة الصالحين) (كربن در استناد آن به سهروردي ترديد روا ميداند). (38)
* شرح اسماء الهي (39)
* صندوق العمل (40)
* كف الغطاء لاخوان الصفا (41)
* المناجات (42)
* كتب في السيميا تنسب اليه (43)
* تفسيري بر فصوص فارابي (44)
* رسالهاي فاقد عنوان درباره جسم، حركت، ربوبية، معاد، وحي و الهام (45)
* رسالهاي فاقد عنوان در وجود (46)
* رسالهي مختصري در حكمت (منطق، طبيعي و الهي) (47)
ديگر كتب منتشر نشدهي فلسفه اشراق الف: شروح منتشر نشدهي آثار سهروردي
يك: شروح الالواح العمادية
* التبريزي، ودود بن محمد؛ مصباح الارواح في كشف حقائق الالواح (الاشراق) نگاشته شده در سال 930 ق. شرح تفضيلي بر الالواح العمادية. كربن فقرات مفصلي از آن را به فرانسه ترجمه كرده است. (48)
* شرح فارسي بر الواح عمادي كه مؤلف آن نامعلوم است. (49)
دو: شروح التلويحات
* شهرزوري، شمسالدين محمد (قرن 7 ق)، التنقيحات في شرح التلويحات (50)
* ابن كمونه، سعد بن منصور (683 ق) التنقيحات في شرح التلويحات(51)
شهرزوري و ابنكمونه هر دو بر تلويحات سهروردي شرح نگاشتهاند و نام هر دو ظاهراً يكي است. كربن در مقدمه جلد اول مجموعه مصنفات از هر دو شرح ياد كرده و شرح ابن كمونه را بديع و جدي توصيف كرده است.
* العلامه الحلي، الحسنبنيوسفبنمطهر (م 716) حل المشكلات من كتاب التلويحات (52)
* حزين لاهيجي، محمد علي (م 1180)، تعليقه بر تلويحات شيخ مقتول.
سه: شروح و حواشي حكمة الاشراق
* الجرجاني، ميرسيد شريف (م 812) شرح حكمة الاشراق (53)
* التبريزي، نجمالدين، محمود؛ تعليقات علي جزء من حكمة الاشراق (54)
* التبريزي، ودود بن محمد، حاشية علي حكمة الاشراق (55)
* العلامة الحلي، الحسن بن يوسف به مطهر (م 716) شرح حكمة الاشراق (56)
* السبزواري، ملاهادي، حواشي بر حكمة الاشراق (57)
* عبدالكريم (متوفي در حدود 900 ق)، حاشيه فارسي بر شرح حكمةالاشراق قطبالدين شيرازي. (58)
* حزين لاهيجي، محمد علي (م 1180) حواشي بر شرح حكمةالاشراق.
چهار: شرح رسالة الابراج (الكلمات الذوقيه و النكات الشوقيه)
* الشهرودي البسطامي، علي بن مجدالدين؛ شرح رسالة الكلمات الذوقي (59)
پنج: شرح كلمة التصوف
* حزين، محمدعلي اصفهاني (از حكماي قرن 12 متوفي در بنارس) شرح كلمة التصوف (60)
* الحمداني (الهمداني) نظامالدين محمودبنفضل تودي؛ شرح اللمحات (61)
شش: شروح هياكلالنور
* غياثالدين منصور بن محمد الدشتكي (م 940 يا 949 ق)، «اشراق هياكلالنور لكشف ظلمات شواكل الغرور» (62) غياثالدين منصور اين كتاب را در نقد شرح ملاجلال دواني بر هياكلالنور نگاشته است.
* اللاهيجي، عبدالرزاق، شرحهياكل النور (63)
* العوي، محمدبنمحمود، شرح هياكلالنور (64)
* نوعي، يحيي بن نصوح (م 1007) حاشيه برهياكل النور (65)
* آنقراوي، اسماعيل مولوي (م 1020) شرح تركي بر هياكل النور به نام «ايضاح الحكم» (66)
* حزين لاهيجي، محمد علي (م 1180) حاشيه بر شرح هياكل النور (67)
هفت: شرح المناجاة
* الاسفرايني، ابومظفر، شرح المناجاة (68)
ب: ديگر كتب منتشر نشدهي فلسفهي اشراق
فارغ از شروحي كه بر آثار شيخ اشراق نوشته شده است، كتبي نيز مستقلاً در زمينهي فلسفهي اشراق به رشته تحرير درآمده است. بخش منتشر نشدهي اين آثار عبارتند از:
* شهرزوري، شمسالدين محمد، الشجرء الالهية في علوم الحقائق. اثري جامع و مفصل در فلسفهي اشراق. قطبالدين شيرازي در درةالتاج از اين كتاب متأثر شده است. ميرداماد در قبسات و صدرالمتألهين در اسفار بارها از آن ياد كردهاند. الشجرة الالهية شامل پنج رساله است: اولي: في المقدمات و تقاسيم العلوم، الثانية، في ماهية الشجرة و تفاصيل العلوم الالهية، الثالثة: في الاخلاق و تدبير السياست الرابعة: في العلوم الطبيعة، الخامسة، في العلوم الالهية و الاسرار الربانية. (69)
* شهرزوري، الرموز و الامثال اللاهويتة في الانوار المجردة الملكوتية. وي در اين كتاب از جمله بعضي دواعي فيثاغورثيان را توضيح داده است.
* ابن كمونه، سعدبن منصور، الكاشف، كه همان رسالة فلسفي ابنكمونه است و شامل يك دوره كامل منطق، طبيعيات و الهيات است. (70)
* قطبالدين شيرازي، محمدبن مسعود، درةالتاح لغرةالدباج، فن اول از جمله چهارم (علم اواسط يعني رياضي) در اسطقسات اقليدس، و قطب اول در اصول دين و قطب دوم در فروع دين از خاتمهي كتاب.
* قطبالدين شيرازي، حاشيه بر حكمة العين كاتبي قزويني.
پانوشتها
1. فصلنامه آينه پژوهش، س پنجم، ش دوم (مرداد و شهريور 1373) ص، 106.
2. سهروردي حكمةالاشراق، مجموعه مصنفات شيخالاشراق، جلد دوم، به اهتمام هانري كربن، تهران 1355، ص 11 و 10.
3. سهروردي، كلمهي التصوف، فصل 20 و 19، سه رساله از شيخاشراق، به تصنيح و مقدمه نحققلي حبيبي، تهران 1356، ص 116 و 117.
4. Brockelman, C.; Geshichte der Arabischen literture, suppl. Band I, Leiden, 1937.
5. Ritter, H.; Die Vier suhrawardi, Der Islam, XXIV 1937.
6. براي آشنايي با كربن نگاه كنيد به: 1- مقدمه سيدحسين نصر بر جشننامه هانري كربن، تهران، 1356، تحت عنوان «زندگي، آثار و افكار استاد هانري كربن».
7. شايگان داريوش، هانري كربن، آفاق تفكر معنوي اسلام ايراني؛ ترجمه باقرپرهام، تهران 1371.
8. Opera Metaphysica et Mystica. Islamica. Istambool 1945.
9. نصر، سيدحسين؛ مقدمه جلد سوم مجموعه مصنقات شهابالدين سهروردي، تهران، 1355، ص 60.
10. مقدمات كربن بر مجموعه مصنفات شيخاشراق هنوز به فارسي ترجمه نشده است.
11. ترجمه حكمةالاشراق، به فرانسوي Corbin, H. Le Livre de La sagsse orintale Verdier, paris, 1986
12. اثر بزرگ كربن در 4 مجلد دكتر نصر از آغاز ترجمهي اين اثر خبر ميدهد (جشننامههاي هانري كربن، تهران 1356، ص 16 و 17):
Corbin, H.En Islam Iranien, Paris, 1971- 1973.
13. Spies, Otto and Khatak S.K., Three Treatises of Myslicim stuttgart. 1935.
14. رساله لغت موران، رساله صفير سيمرغ و رساله الطير. Recueil de Textes Inedrts Concernant L'Histerie de La Mystiue in pays d'Islam, Paris, 1929.
15. براي آشنايي با كارهاي دكتر نصر مراجعه شود به: Chittck, W. The works of seyyed Hossein Nasr through his fortieth Birthday و كارنامه دكتر سيدحسين نصر، مجله كلك شماره 44 و 43، مهر و آبان 1372، ص 197-157.
16. ابوريان، محمدعلي؛ اصول الفلسفة الاشراقية عند شهابالدين سهروردي، قاهره 1958 (طبع 2، 1987). اين كتاب توسط دكتر محمدعلي شيخ به فارسي ترجمه شده است. تهران، 1372، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي، تحت عنوان مباني فلسفهي اشراق از ديدگاه سهروردي.
17. مصطفي حلمي، محمد؛ آثار السهروردي المقتول، تصنيفاتها و خصائصها التصوفية و الفلسفية، مجله كلية الاداب، جامعة القاهرة، 1951 م. و نيز تعليق «سهروردي و حكمة الاشراق» ذيل مقاله سهروردي، نان دن برج، دائرةالمعارف الاسلاميه (ترجمه عربي First Encyclopedia Islam, Leiden 1913- 1936 )، ج 15.
18. ر.ك: حاشيهي شمارهي 33 و نيز مقدمه اميل معلوف بر اللمحات، بيروت 1969 م.
19. مقدمه جلد اول مجموع مصنفات Corbin, H, Opera Metaphyca et Myslica, I, XVi
20. نصر، سيد حسين، سه حكيم مسلمان، ص 69-68.
21. 1 ص 60.
22. دربارهي صحت انتساب اين رساله به سهروردي نگاه كنيد به مقدمه دكتر نصر بر جلد سوم مجموعه مصنفات سهروردي ص 55 به بعد.
23. همان، ص 47-46.
24. همان، ص 50.
25. همان، ص 60-57 و نيز نگاه كنيد به:
Nazmi, Reza; An Analytical Study of the persian Treatise on "Gnosis of God"(Yazdan-Shenakht) M.A. Theis, Montrealinstitute of Islamic studies,Mc Gill university, 1977.
26. در گردآوري مقالات از چهار جلد كتاب فهرست مقالات فارسي دكتر ايرج افشار سود جستهايم.
27. مشهورترين اشعار سهروردي، حائيهي اوست با اين مطلع (ابداً تحن اليكم الارواح و وصالكم ريحانها و الراح) نگاه كنيد به نزهة الارواح شهرزوري، معجم الادباء ياقوت و سه رسالهي در تصوف اسپيس و ختك، و نيز ريتر.
28. مقدمه فرانسوي مجموعه مصنفات سهروردي، ج 1.
29. مقدمه امين معلوف بر اللمحات، بيروت، 1969.
30. ابوريان، اصول الفلسفة الاشراقيه عند شهابالدين سهروردي، قاهريه، 1987، ص 58.
31. تاريخ الحكماي شهرزوري، ترجمه مقصود علي تبريزي، ص 474-464.
32. ابوريان، اصول الفلسفة الاشراقيه، ص 56 و نيز بروكلمن، حاجي خليفه.
33. همان، ص 57.
34. بروكلمن، حاجي خليفه.
35. ابوريان، ص 55.
36. بروكلمن، حاجي خليفه.
37. به نقل از مصطفي حلمي و ابوريان: شهرزوري دربارهي اين رساله گفته است «والاظهرانه ليس له». اين عبارت در متن عربي نزهة الارواح (در مقدمه نصر بر جلد سوم مجموعه مصنقات) و ترجمه فارسي مقصود علي تبريزي نيافتم.
38. ماسينيون، مقدمه فرانسوي كربن جلد اول، مجموعه مصنفات سهروردي.
39.نصر، معارف اسلامي در جهان معاصر، ص 119.
40. خوانساري، روضات الجنات، سرگذشت سهروردي.
41. ريتر، حاجي خليفه، بروكلمن و ابوريان (برخلاف نظر ابوريان، شهرزوري رسالهاي با اين عنوان را ذكر نكرده است.)
42. ابوريان، ص 55.
43. شهرزوري، نزهة الارواح.
44. نصر، مقاله شهاب الدين سهروردي مقتول، در تاريخ فلسفه در اسلام ج 1، ص 553: «تفسيري در فصوص فارابي به سهروردي منسوب است كه هنوز نشاني از آن به دست نيامده است.»
45. ريتر، مصطفي حلمي.
46. نصر، معارف اسلامي در جهان معاصر، ص 119 «در 1340 چند رساله در كتابخانه رضا در رامپور هند ديدم كه يكي از آنها دربارهي وجود است و با آنچه تاكنون از او شناخته شده است كاملاً فرق دارد.»
47. ريتر، مصطفي حلمي.
48. كربن، فلسفه ايراني و فلسفهي تطبيقي، ص 94.
49. ابوريان، ص 54.
50. ريتر، ابوريان، كربن.
51. سجادي، دائرةالمعارف بزرگ اسلامي
52. رجال العلامة الحلي، ص 47.
53. فلوگل، حاجي خليفه؛ كشف الظنون 1/5 - 684 ابوريان، ص 53.
54. ريتر، ابوريان، ص 53.
55. كربن، در سرزمين اسلام ايراني، ج 4، ص 335.
56. امين، اعيان الشيعة، 6/405.
57. طالبي مقدمه شرح منظومه.
58. حاجي خليفه، كشف الظنون، ج 1، ص 5-684.
59. طالبي مقدمه شرح منظومه.
60. نصر، سه حكيم مسلمان، ص 182.
61. ابوريان، ص 53. امين معلوف در مقدمه اللمحات، مخلوط در كتابخانه احمدثالث 3251، استانبول.
62. نسخه اين كتاب در كتابخانه آقاي مشكوة موجود است.
63. الحر العاملي، محمدبنالحسن؛ امل الامل، تحقيق السيد احمد الحسيني، قم 1362 ش، القسم الثني، ج 2، ص 148. جالب اينكه شيخ حّر تأليف ديگري براي مولي عبدالرزاق ذكر نكرده است. ميرزا عبداللّ'ه افندي در رياض العلماء (قم 1401) ج 3، ص 114 پس از نفل كلام امل الامل گفته است: «ولكن لم اسمع له شرح الهيا كل فلاحظ». سيدمحسن امين در اعيان الشيعه (بيروت 1403) ج 7، ص 471 شرح هيا كل را جزء تأليفات فياض لاهيجي ذكر كرده است، و نيز نگاه كنيد به الذرية ج 14، ص 176 و روضات الجنات، ج 4، ص 196 و مفاخر اسلام، ج 7، دانشمندان لاهيجان علي دواني، ص 59 و 58.
64. ابوريان، ص 54.
65. حاجي خليفه، كشف الظنون، 2/2047.
66. همان.
67. ر.ك: به شرح احوال دانشمند بزرگ شيخ محمدعلي حزين لاهيجي نوشته علي دواني در كتاب مفاخر اسلام، جلد هفتم، دانشمندان لاهيجان، تهران 1372، ص 240-232. علاوه بر چهار شرح و حاشيه حزين بر آثار سهروردي دو كتاب ذيل نيز در ميان آثار وي ديده ميشود: شرح الرساله شيخ شهابالدين سهروردي مقتول و رساله بحث با شيخ سهروردي در رؤيت. اولي را به دليل احتمال اشتراك با چهار كتاب قبلي دومي را به دليل اشتراك با شهابالدين ابوحفص عمر سهروردي از متن به حاشيه انتقال داده شد.
68. ابوريان، ص 55.
69. ر.ك: مقدمه پرمايه دكتر ضيايي تربتي بر شرح حكمة الاشراق شهرزوري، تهران، 1372.
70. سجادي، دائرةالمعارف بزرگ اسلامي.
کد مطلب: 629