ت
تارتاروس Tartarus ، عميقترين نقطهي هادس . تارتاروس زندان كرونوس و ديگر تيتانهايي بود كه با خدايان جنگيدند.
تالتوبيوس Talthybius ، يك فرد اسپارتي؛ پيك آگاممنون در جنگ تروا. چند مأموريت ناخوشايند از طرف آگاممنون به او واگذار شد - ربودن بريسئيس از چادر اخيلس، بازگرفتن - آستواناكس از آندروماخه، و اعلام قرباني پولوكسنا به هكابه.
تاليا Thalia ، موز نمايشنامههاي كمدي: موزها .
تاموريس Thamyris ، پسر فيلامون و آرگيوپه؛ خنياگر افسانهاي. عاشق هوآكينتوس شد، و به اعتباري نخستين كسي بود كه عاشق همجنس شد. جايزهي خنياگري دلفي را ربود و مدعي رقابت با موزها شد. اما چون مسابقه را باخت، موزها او را كور كردند و قدرت خنياگريش را از او گرفتند.
تاناتوس (= مرگ) Thanatos ، فرزند نوكس (= شب)؛ الاههي مرگ. او و برادرش هوپنوس (= خواب) در تارتاروس ميزيستند و حتي مورد نفرت خدايان بودند. اين الاهه، در اساطير، در داستانهاي سارپديس، آلكستيس ، و سيزيف ظاهر ميشود.
تانتالوس Tantalus ، پسر زئوس و پلوتون. با ديونه ازدواج كرد و بچه هايش پلوپس، نيوبه. و بروتئاس بودند. به مجلس شام خدايان دعوت شد، اما ناسپاسانه غذا و شرابشان را دزديد و اسرارشان را براي افراد فاني فاش كرد. در مهماني خود نيز، براي آزمون دانش خدايان، پسرش پلوپس را قطعه قطعه كرد و پخت و خواست به خدايان بخوراند، اما همه، جز دمتر كه شانهي پلوپس را خورد، به حيلهي او پي بردند و پلوپس را به زندگي باز گرداندند و شانهاش را از عاج ساختند. به سبب اين ناسپاسيها، تانتالوس محكوم به شكنجهي ابدي در هادس شد. در آنجا در رودخانهاي ايستاده بود كه آب تا چانهاش ميرسيد، اما تا ميخواست آب بخورد، رود ميخشكيد؛ بالاي سرش نيز درخت ميوهاي بود كه تا ميخواست ميوه بچيند باد ميوههايش را ميبرد؛ سنگي بزرگ نيز بر بالاي سرش از ريسماني آويزان بود كه او را هميشه در وحشت نگاه ميداشت.
تئيرسياس Teiresias ، پسر اورس و خاريكلو؛ غيبگوي تبي. وي در جواني دو مار نر و ماده را در حال جفتگيري ديد و مار ماده را كشت، و بلافاصله خود تبديل به زن شد. هشت سال بعد مار نر را كشت و دوباره به هيئت مرد درآمد. هرا و زئوس در بحث خود بر سر لذت جنسي زن و مرد او را داور قرار دادند، و او گفت لذت جنسي زن ده برابر مرد است. پس هرا او را كور كرد، و زئوس به او نيروي پيشگويي داد. از پيشگوييهاي مشهور او ميتوان پيشگويي سرنوشت ناركيسوس ، و سرنوشت اوديپ را ذكر كرد.
تتيس Thetis ، دختر زئوس و پوسيدون و دوريس؛ از نرئيدها . زئوس و پوسيدون ميخواستند با او ازدواج كنند، اما چون شنيدند فرزندي كه تتيس بزايد از پدرش قويتر خواهد بود، او را به يك انسان فاني، پلئوس، شوهر دادند. در جشن ازدواج اين دو بود كه اريس سيب نفاق را افكند. تتيس از پلئوس صاحب يك فرزند شد كه همان اخيلس است.
ترپيسخوره Terpsichore ، موز رقص و آواز: موزها .
ترسيتس Thersites ، سرباز يوناني در جنگ تروا. چلاق، كوتوله، و كچل بود و زباني تلخ داشت. چون اخيلس را به خاطر عشق ورزيدن به جسد ملكهي آمازونها، كه اخيلس خود كشته بود، مسخره كرد، وي در جا او را كشت.
تروا، جنگ: جنگ تروا.
تروس Tros ، پسر اريختونيوس و آستوئوخه؛ پادشاه و بنيانگذار تروا. با كاليرهوئه ازدواج كرد و صاحب سه پسر به نامهاي ايلوس، آساراكوس، و گانومده ، و يك دختر به نام كلئوپاترا شد.
ترويلوس Troilus ، پسر پرياموس و هكابه. در جواني در جنگ تروا به تير اخيلس از پاي درآمد. گويند اخيلس او را كشت، زيرا شنيده بود اگر او به بيست سالگي برسد، تروا ديگر شكست نميخورد.
تريپتولموس Triptolemus ، شاهزادهي الئوسيسي. دمتر ارابهاي با يك جفت اژدهاي بالدار، و يك گوني بذر به او داد، و او تمام طول و عرض زمين را پيمود و بذرها را از آسمان افشاند و به مردم كشاورزي آموخت.
تسئوس Theseus ، پسر آيگئوس و آيسترا؛ پادشاه و قهرمان آتني. مشهورترين اسطورهاش كشتن مينوتاوروس است - با جواناني كه هر ساله براي مينوس فرستاده ميشدند تا خوراك مينوتاوروس شوند همراه شد. آريادنه دختر مينوس، عاشقش شد و با پرس و جو از دايدالوس به او ياد داد كه چگونه از لابيرنت (هزارتويي كه جايگاه مينوتاوروس بود) خارج شود. پس توانست مينوتاوروس را بكشد و از لابيرنت بيرون بيايد:
تسپيوس Thespius ، پادشاه و بنيانگذار تسپياي. به درخواست او بود كه هراكلس شير كيتايرون را كشت. بعدها، هم او بود كه هراكلس را از گناه قتل زن و فرزندانش پاك كرد.
تلامون Telamon ، پسر آياكوس و آيگينا. به جرم قتل نابرادريش تبعيد شد. با گلاوكه، دختر پادشاه سالاميس، ازدواج كرد، و وارث تاج و تخت شد. از زن ديگرش، اريبويا، صاحب پسري به نام آياس شد.
تلماخوس Telemachus ، پسر اودوسئوس و پنلوپه. در كودكي بزدل بود، اما بعد آتنه به او شجاعت بخشيد. در دوران سرگرداني پدر به جستجويش رفت.
تمنوس Temenus ، از اعقاب هراكلس. سركردهي هراكليداي شد، به پلوپونز لشكر كشيد، و با تسخير آرگوس به آرزوي ديرين هراكليداي جامهي عمل پوشاند. به دست پسرانش كشته شد.
تموز Tammuz ، در دين بابلي، خداي جواني كه معشوقهي عشق بود. خود را كشت. اما دوباره حيات يافت. جشن تموز نشانهي مرگ و تولد دوبارهي رستنيهاست. مطابق اس با آدونيس يونانيان.
تميس (=عدل، نظم) Themis ، از تيتانها؛ دختر اورانوس و گايا. با زئوس همبستر شد و هوراي (الاهگان ساعت)، و مويراي (الاهگان سرنوشت) را زاييد. اما شوهر اصلي او ياپتوس بود كه از او پرومته را زاييد. تميس از تمام اسرار، حتي اسراري كه زئوس نميدانست، باخبر بود. از جمله او بود كه راز نجات از طوفان را به دئوكاليون آموخت، و به پسرش، پرومته، در مورد پاندورا هشدار داد.
توئستس Thyestes ، پسر پلوپس و هيپوداميا (1). به اتفاق برادرش، آترئوس، برادر ناتنيشان خروسيپوس را كشتند، بعد ميان دو برادر اختلاف افتاد. آترئوس سه پسر توئستس را كشت، و توئستس به توصيهي يك وخش با دختر خودش، پلوپيا، همبستر شد تا پسري كه زاده ميشود انتقام وي را از برادر بگيرد. اين پسر آيگيستوس بود و پيشگويي را متحقق ساخت. سرانجام توئستس به دست آگاممنون و منلائوس، پسران آترئوس، عزل و تبعيد شد.
توخه (= بخت) Tyche ، دختر اوكئانوس و تتوس؛ الاههي نيكبختي.
توندارئوس Tyndareus ، پسر اويبالوس و باتيا؛ پادشاه اسپارت. برادرش، هيپوكوئون، او را از اسپارت بيرون كرد و وي به مسينا رفت و با لدا ازدواج كرد. بعدها هراكلس هيپوكوئون را كشت و توندارئوس را به تاج و تخت بازگرداند.
تيتانها Titans ، غول - خداياني كه از جفتشدن اورانوس (آسمان) و گايا (زمين) زاده شدند و پيش از خدايان بر جهان حكم ميراندند. تيتانهاي اصلي عبارتند از: كرونوس، رئا، اوكئانوس، تتوس، ياپتوس، هوپريون، كوئيوس، كريوس، فويه، تميس، منموسونه، وتئيا. برخي از فرزندان تيتانها نيز تيتان محسوب ميشوند، از جمله: هليوس، پرومته، اپيمتئوس، و اطلس. نژاد خدايان از جفتشدن دو تيتان، كرونوس و رئا به وجود آمد. زئوس فرزند اين دو بود كه حكومت جهان را از دست تيتانها به درآورد. جنگ بين خدايان و تيتانها به نفع خدايان تمام شد و تيتانها در تارتاروس محبوس شدند.
کد مطلب: 69