و سه روایت نافلسفی دیگر! و سه روایت نافلسفی دیگر! • روایت اول: ابوموسا اشعری به عمر نوشت نامه هایی که از تو به ما میرسد، تاریخ ندارد. عمر از همراهان پرسید: تاریخ نهادن چیست؟ یکی برخاست و گفت: چیزی است که عجمان (ایرانیان) کنند و نویسند در ماه فلان از سال فلان. عمرگفت: چیزی نکو است. بعضی گفتند: به تاریخ رومیان بنویسید. گفته شد که آن ها از روزگار ذوالقرنین آغاز کنند و این دراز است. بعضی دیگر گفتند: به تاریخ پارسیان بنویسید. چنین بود که سال را از هجرت نبوی آغاز کردند. (تاریخ طبری جلد سوم) • روایت دوم: نامه ای به عمر رضی اله عنه رسید، مورخه ی شعبان. عمر به تردید اندر شد که کدام شعبان مقصود است. پس وجود صحابه را به شور در این کار دعوت کرد و اصحاب چنین رای دادند که باید از ایرانیان که بر هر چیزی عالم و ماهرند، امداد جوییم و راه ضبط اوقات و تقسیم اموال در مواقع معینه و توقیف مکاتبات را از آنان فرا گیریم. آن گاه از هرمزان پارسی ارایه ی طریق طلب کردند و از حفظ اوقات و شماره ی ماه و سال را به ایشان آموخت وعمر از روی گفته های هرمزان، تاریخ هجری را وضع کرد که از آن وقت تاکنون میان ما مسلمانان دایر است. • روایت سوم: ابوالفدا، در «تقسیم البلدان» و ابن خلدون در مقدمه ی کتاب خود گفته اند، وقتی سعدبن ابی وقاص بر مداین دست یافت، در آن جا کتاب های بسیار دید. نامه به عمربن خطاب نوشت و در باب این کتاب ها دستور خواست. عمر در پاسخ نوشت: آن همه را به آب افکن که اگر آن چه در آن کتاب ها هست، سبب راهنمایی است، خداوند برای ما قرآن را فرستاده است که از آن ها راهنماتر است و اگر در آن کتاب ها، جز مایه ی گمراهی نیست، خداوند ما را از شر آن ها در امان داشته است. از این سبب، آن ها همه کتاب ها را در آب یا در آتش افکندند .
کد مطلب: 1143
|

| افرين به بي طرفي شما مخلص از شما تشكر ميكنم روايت سوم جعل نيست .به كتاب دوقرن سكوت زرين كوب مراجعه شود . البته براي افراد شكاك عرب جاهلیت زده ادم نمي شود |
| پنجشنبه 10 شهريور 1390 ساعت 16:23 |
| Wow, your post makes mine look felebe. M_ore power to you! |
| شنبه 31 ارديبهشت 1390 ساعت 08:30 |
| krazavy@yahoo.com |
در مورد روایت سوم سوال دارم.
آبا در صدر اسلام این همه ناآگاهی نیبت به کتاب و کتاب خوانی وجود داشت که خلیفه مسلمین دستور نابودی کتابها را دهد؟
|
| يكشنبه 26 دي 1389 ساعت 14:40 |
| enjavian@gmail.com |
| حكايت سوم جعل تاريخ است.دقت فرماييد نکند جعل باشد. |
| چهارشنبه 31 شهريور 1389 ساعت 15:38 |
| enjavian@gmail.com |
| روايت سوم تحريف است.لطفا به كتاب بامداد اسلام از دكتر زرين كوب و خدمات اسلام و ايران ار مرتضي مطهري رجوع شود .اکر نیافتید با من تماس بگیرید.با سپاس |
| دوشنبه 29 شهريور 1389 ساعت 20:42 |
|