خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
ويتگنشتاين‌ : بدون‌ فلسفه‌، گويي‌، انديشه‌ها تار و نامتمايزند:وظيفه‌ فلسفه‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها را روشن‌ سازد و به‌ آنها، مرزهايي‌ دقيق‌ ببخشد.     ::    بودا : كُهن‌دژي‌ است‌ بر آورده‌ از استخوان‌؛ و اندودي‌ از گوشت‌ و خون‌ بر آن‌، در او نشسته‌ پيري‌ و مرگ‌، مني‌ و فريب‌.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : اصل‌ معني‌ را ندانم‌ از كجاست‌/ صورتش‌ پيدا و با ما آشناست‌/ راز معني‌، مرشد رومي‌ گشود/ فكر من‌ بر آستانش‌ درسجود     ::    دكتر شريعتي‌ : روشنفكران‌ ما هميشه‌ مأيوسند! مي‌گويند هجده‌ سال‌ پيش‌ چند دفعه‌ در خيابان‌ جيغ‌ و داد كرديم‌، ديديم‌ فايده‌اي‌ ندارد، مأيوس‌ شديم‌! ما حق‌ نداريم‌ مأيوس‌ شويم‌.     ::    هراكليت‌ : دهر كودكي‌ است‌ كه‌ نرد مي‌بازد؛ پادشاهي‌ يك‌ كودك‌!     ::    بودا : كسي‌ كه‌ روحيه‌اش‌ با خواهشها و هوسها آشفته‌ و پريشان‌ نيست‌ و در وراي‌ خوبي‌ و بدي‌ است‌، بيداري‌ است‌ كه‌ ترس‌ و بيم‌ نمي‌شناسد. بدتر از آنچه‌ يك‌ دشمن‌ بتواند در حق‌ دشمن‌ خود كند، روح‌ بدسگال‌ در حق‌ انسان‌ تواند كرد.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : اصل‌ معني‌ را ندانم‌ از كجاست‌/ صورتش‌ پيدا و با ما آشناست‌/ راز معني‌، مرشد رومي‌ گشود/ فكر من‌ بر آستانش‌ درسجود     ::    بودا : تو خود آن‌ كن‌ كه‌ به‌ ديگران‌ آموزي‌؛ نخست‌ خود را خوب‌ به‌ فرمان‌ آر و پس‌ آن‌گاه‌ ديگران‌ را. راستي‌ را دشوار است‌ به‌ فرمان‌ آوردنِ خود.     ::    هراكليت‌ : مردمان‌ نمي‌دانند كه‌ چگونه‌ از هم‌ جداشدگي‌ عين‌ به‌ هم‌ پيوستگي‌ است‌:هماهنگي‌ كششهاي‌ متضاد چون‌ در كمان‌ و چنگ‌.     ::    گزنوفون‌ : همه‌ چيز از خاك‌ است‌ و همه‌ چيز در خاك‌ پايان‌ مي‌يابد.
فرهنگ اساطیر یونانآرشيو مطلب

ك

كادموس‌ Cadmus ، پسر آگنور، باني‌ شهر تب‌. به‌ جستجوي‌ خواهر گمشده‌اش‌، ائوروپه‌، رفت‌، ولي‌ او را نيافت‌ و در تراكيا مقام‌ گزيد. وخش‌ دلفي‌ به‌ او امر كرد دنبال‌ گاوي‌ برود و هر جا گاو ايستاد، شهري‌ بنا كند. بدين‌ ترتيب‌ شهر تب‌ را در بئوسي‌ بنياد نهاد. سپس‌ اژدهاي‌ پاسبان‌ چاه‌ نزديك‌ آنجا را كشت‌ و دندانهايش‌ را در خاك‌ دفن‌ كرد. از اين‌ دندانها جمعي‌ مرد جنگي‌ بر آمدند كه‌ همديگر را كشتند و فقط‌ پنج‌ تن‌ از آنان‌ ماندند كه‌ مردم‌ تب‌ از نسل‌ آنها به‌ وجود آمدند. 

كاساندرا Cassandra ، دختر پرياموس‌ وهكابه‌. زيباترين‌ دختران‌ پرياموس‌ بود، و بسياري‌ به‌ اميد ازدواج‌ با او در جنگ‌ تروا متفق‌ پرياموس‌شدند. آپولون‌ عاشقش‌ شد و به‌ او پيش‌گويي‌ آموخت‌، اما چون‌ كاساندرا مهر آپولون‌ را پاسخي‌ نگفت‌، وي‌ محكومش‌ نمود كه‌ هميشه‌ پيش‌گويي‌ صحيح‌ كند، اما كسي‌ را باور نيايد. پيش‌گوييهايي‌ درباره‌ي‌ سقوط‌ تروا كرد، اما كسي‌ را باور نيامد و ديوانه‌اش‌ پنداشتند. پس‌ از سقوط‌ تروا، آياس‌ در برابر پالاديوم‌ (تصوير آتنه‌) به‌ او تجاوز كرد و آتنه‌ بدين‌ جهت‌ يونانيان‌ بسياري‌ را به‌ عنوان‌ تنبيه‌ در راه‌ بازگشت‌ به‌ وطن‌ نابود كرد. سرانجام‌ او را به‌ آگاممنون‌ هديه‌ كردند، و او دو پسر برايش‌ آورد: منلائوس‌ و پلوپس‌. سرنوشت‌ آگاممنون‌ و كلوتايمنسترا و بچه‌هايش‌ را پيش‌گويي‌ كرد و به‌ ضرب‌ شمشير كلوتايمنسترا كشته‌ شد: 

كاستور Castor ، پولوكس‌ . 

كالوپسو Calypsso ، يك‌ الاهه‌ يا پري‌؛ دختر اطلس‌. در جزيره‌ي‌ اوگوگيا مي‌زيست‌. اودوسئوس‌ گذارش‌ به‌ اين‌ جزيره‌ افتاد و كالوپسو چندان‌ عاشقش‌ شد كه‌ وي‌ را هفت‌ سال‌ نزد خود نگاه‌ داشت‌ و پيشنهاد كرد هميشه‌ كنار او بماند، و در عوض‌ جاودانگي‌ يابد. اما اودوسئوس‌ هواي‌ خانه‌ داشت‌؛ پس‌ زئوس‌ بر او رحم‌ آورد و هرمس‌ را فرستاد تاكالوپسو را راضي‌ كند كه‌ دست‌ از اودوسئوس‌ بر دارد: 

كاليوپه‌ Calliope ، موز شعر حماسي‌: موزها : 

كرئون‌ (1) Creon ، پسر منويكئوس‌، و برادر يوكاسته‌؛ پادشاه‌ تب‌. با ائوروديكه‌ ازدواج‌ كرد. به‌ جاي‌ لايوس‌، شوهر يوكاسته‌ كه‌ به‌ سفر رفته‌ و بازنگشته‌ بود، پادشاه‌ تب‌ شد. اوديپ‌ را، به‌ علت‌ دفع‌ شرّ سفينكس‌، در حكومت‌ شريك‌ كرد و يوكاسته‌ را به‌ همسري‌ او در آورد. چون‌ پسران‌ اوديپ‌، پولونيكس‌ و اتئوكلس‌، در جنگ‌ مخالفان‌ هفت‌گانه‌ي‌ تب‌ همديگر را كشتند، كرئون‌ تدفين‌ پولونيكس‌ را ممنوع‌ كرد، و آنتيگونه‌ را، به‌ جرم‌ سرپيچي‌ از اين‌ دستور، زنده‌ به‌ گور كرد. هايمون‌، شوهر آنتيگونه‌ و پسر خود كرئون‌، نيز از غم‌ خود را كشت‌، وائوروديكه‌ نيز از غم‌ مرگ‌ فرزند خود را به‌ دار آويخت‌. سرانجام‌ به‌ دست‌ كولوس‌، كه‌ به‌ تب‌ حمله‌ آورد، كشته‌ شد: 

كرئون‌ (2) Creon ، پسر لوكاتيوس‌؛ پادشاه‌ كورنت‌. ياسون‌ و مديا مهمانش‌ شدند، اما بعدها خواست‌ مديا را تبعيد كند و دختر خودش‌، گلاوگه‌، را به‌ زني‌ به‌ ياسون‌ بدهد. اما مديا لباسي‌ براي‌ عروسي‌ به‌ گلاوكه‌ پيشكش‌ كرد كه‌ چون‌ به‌ تن‌ كرد، سوخت‌ و مرد، و كرئون‌ را نيز، كه‌ به‌ كمك‌ دخترش‌ آمده‌ بود، هلاك‌ كرد: 

كرس‌ / كرها Keres ، كر به‌ يوناني‌ به‌ معناي‌ ويراني‌ است‌، و كرها ارواح‌ ماده‌ي‌ مرگ‌ محسوب‌ مي‌شوند. از نظر شكل‌ ظاهر و كاركرد مشابه‌ ارينوئس‌ هستند. گاهي‌ نيز مطابق‌ مويراي‌ فرض‌ مي‌شوند: 

كرونوس‌ (= زمان‌) Cronos ، پسر اورانوس‌ و گايا؛ پادشاه‌ تيتانها . پدرش‌ را اخته‌ كرد كه‌ از خونش‌ ارينوئس‌ زاده‌ شدند، و به‌ جاي‌ پدر فرمانرواي‌ عالم‌ شد. با خواهر خود رئا ازدواج‌ كرد و صاحب‌ شش‌ فرزند شد: هستيا، دمتر، هرا، هادس‌، پوسيدون‌، و زئوس‌. چون‌ شنيد يكي‌ از فرزنداش‌ او را برخواهد انداخت‌، خواست‌ تا فرزندان‌ خود را ببلعد، پنج‌ فرزند را بلعيد، اما فرزند ششم‌، زئوس‌. به‌ كمك‌ رئا و گايا نجات‌ يافت‌. پس‌ زئوس‌ با كرونوس‌ و ديگر تيتانها وارد جنگ‌ شد، آنها را شكست‌ داد، و بچه‌هاي‌ بلعيده‌ را از شكم‌ كرونوس‌ بيرون‌ كشيد. آن‌گاه‌ كرونوس‌ براي‌ ابد در تار تاروس‌ زنداني‌ شد. كرونوس‌ مطابق‌ ساتورنوس‌ در اساطير روميان‌ است‌: 

كسوتوس‌ Xuthus ، پسر هلن‌ و اورسئيس‌، برادر دوروس‌ (جد دورياييها) و آپولوس‌ (جد آيولياييها). دو برادر او از يولكوس‌ راندند و او به‌ آتن‌ رفت‌ و دختر شاه‌ ارختئوس‌، كرئوسا، را به‌ زني‌ گرفت‌ و صاحب‌ دو پسر شد: آخايوس‌ (سر سلسله‌ي‌ آخاياييها) ويون‌ (سر سلسله‌ي‌ يونياييها). پس‌ خود وي‌ جد دو قوم‌ مزبور محسوب‌ مي‌شود: 

ككروپس‌ Cecrops ، مار - انساني‌ كه‌ از خاك‌ بر آمد و اولين‌ پادشاه‌ و بنيان‌گذار شهر آتن‌ بود. آتنه‌ او را در ساختن‌ شهر ياري‌ داد و درخت‌ زيتون‌ را به‌ آن‌ اهدا كرد. ككروپس‌ آريوپاگوس‌ را در آتن‌ داير كرد، زئوس‌ را براي‌ نخستين‌ بار خداي‌ خدايان‌ شناخت‌. و قرباني‌ انساني‌ را منع‌ كرد: 

كلوتايمنسترا Clytemnestra ، دختر توندارئوس‌ ولدا؛ خواهر هلنه‌، كاستور، و پولوكس‌. ابتدا با تانتالوس‌ ازدواج‌ كرد و يك‌ بچه‌ آورد. آگاممنون‌ پدر و بچه‌، هر دو، را كشت‌ و كلوتايمنسترا را زن‌ خود كرد. وي‌ براي‌ آگاممنون‌ چهار فرزند آورد: ايفيگنيا، الكترا، خروسوتميس‌. چون‌ آگاممنون‌ خواست‌ ايفيگنيا را قرباني‌ كند، كلوتايمنسترا با او بر سر خشم‌ آمد. معشوقي‌ گرفت‌ به‌ نام‌ آيگيستوس‌ كه‌ آگاممنون‌ را كشت‌، و كلوتايمنسترا خود نيز كاساندرا ، معشوقه‌ي‌ آگاممنون‌، را به‌ قتل‌ رساند. اورستس‌ انتقام‌ پدر را از مادر گرفت‌ و به‌ كمك‌ الكترا او را كشت‌. 

كليو Clio ، موز تاريخ‌: موزها : 208 

كوبله‌ Cybele ، يك‌ الاهه‌ي‌ فروگيايي‌؛ مادر خدايان‌؛ معادل‌ رئا در دين‌ يوناني‌: 

كودروس‌ Codrus ، پسر ملانتوس‌، پادشاه‌ آتن‌، كسوتون‌ (پادشاه‌ آتن‌) را در يك‌ نبرد تن‌ به‌ تن‌ كشت‌ و خود شاه‌ آتن‌ شد. چون‌ دورياييها به‌ آتيك‌ هجوم‌ آوردند، و خنثي‌ تنها راه‌ غلبه‌ بر آنها را كشته‌شدن‌ كودروس‌ دانست‌؛ پس‌ كودروس‌ داوطلبانه‌ پيش‌ تاخت‌ و خود را به‌ كشتن‌ داد و آتيك‌ را حفظ‌ كرد: 

كوديپه‌ Cydippe ، آكونتيوس‌

كورونيس‌ Coronis ، دختر فگلواس‌. معشوقه‌ي‌ آپولون‌ بود، اما، وقتي‌ آسكلپيوس‌ را حامله‌ بود، به‌ آپولون‌ خيانت‌ كرد و همسر ايسخوس‌ شد. آپولون‌ از آرتميس‌ خواست‌ تا جان‌ كورونيس‌ را بگيرد. ولي‌ بچه‌ي‌ متولد نشده‌ را نجات‌ دهد. بچه‌ي‌ نجات‌ يافته‌ به‌ خيرون‌ سپرده‌ شد تا تربيت‌ يابد: 

كيركه‌ (= شاهين‌) Circe ، دختر هليوس‌ و پرسه‌؛ جادوگري‌ قدرتمند كه‌ دشمنانش‌ را به‌ حيوان‌ تبديل‌ مي‌كرد. از جمله‌ي‌ اينها پيكوس‌، سكولا ، و همراهان‌ اودوسئوس‌ را مي‌توان‌ نام‌ برد:

کد مطلب: 79

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين