خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
نيچه‌ : همسايه‌ي‌ ما، همسايه‌ي‌ ما نيست‌، همسايه‌ي‌ همسايه‌ي‌ ماست‌. هر ملت‌ چنين‌ مي‌انديشد.     ::    بودا : رهرو، جوان‌، كه‌ خود را به‌ آموزه‌ي‌ بودا مي‌سپارد، چون‌ ماه‌ آزاد از ابر، اين‌ جهان‌ را روشن‌ مي‌كند.     ::    برتراندراسل‌ : نظريه‌ نسبيت‌ انيشتين‌ با وارد كردن‌ زمان‌ در «جاي‌-گاه‌»، بيش‌ از تمامي‌ براهين‌، به‌ عقيده‌ي‌ سنتي‌ درمورد «جوهر»، لطمه‌ وارد آورده‌ است‌.     ::    آگوستين‌ قديس‌ : انسانها بايد تواضع‌ پيشه‌ كنند و محدوديتهاي‌ جدي‌ خود را درباره‌ اينكه‌ به‌ چه‌ چيزهايي‌ مي‌توانند معرفت‌ يقيني‌ بيابند، بدانند.     ::    هراكليت‌ : مردمان‌ نمي‌دانند كه‌ چگونه‌ از هم‌ جداشدگي‌ عين‌ به‌ هم‌ پيوستگي‌ است‌:هماهنگي‌ كششهاي‌ متضاد چون‌ در كمان‌ و چنگ‌.     ::    بودا : بي‌گمان‌ خودْ سرورِ خود است‌؛ خودْ پناه‌ خود است‌؛ پس‌ به‌ خودْ لگام‌ بزن‌، بمانند كردار بازرگان‌ كه‌ اسب‌ را.     ::    كانت‌ : دو چيز جان‌ مرا از اعجاب‌ و احترام‌، سرشار مي‌سازد:آسمان‌ پر ستاره‌ي‌ بالاي‌ سر من‌ و قانون‌ اخلاقي‌ در درون‌ من‌.     ::    بودا : بي‌گمان‌ خودْ سرورِ خود است‌؛ خودْ پناه‌ خود است‌؛ پس‌ به‌ خودْ لگام‌ بزن‌، بمانند كردار بازرگان‌ كه‌ اسب‌ را.     ::    دكارت‌ : از آنجا كه‌ من‌ مي‌توانم‌ به‌ نحو واضح‌ و متمايزي‌، وجود ذهن‌ را مستقل‌ از بدن‌، درك‌ كنم‌، بنابراين‌ ذهن‌ بايد براي‌ خود وجودي‌ مستقل‌ داشته‌ باشد.     ::    بودا : در پي‌ پستيها مرو. در بي‌دردي‌ زندگي‌ مكن‌. نظرِ نادرست‌ را دنبال‌ مكن‌. دوستِ دنيا مباش‌.
پايان نامه هاآرشيو مطلب

رابطه عين و ذهن از ديدگاه كانت و هيوم

41671 برجسته، رسول
رابطه عين و ذهن از ديدگاه كانت و هيوم/رسول برجسته؛ به راهنمايي: - عليزماني؛ استاد مشاور: - بداشتي.
پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه قم ، دانشكده علوم انساني، 1380.
111صفحه

كانت ، ايمانوئل Kant, Immanuel / هيوم ، ديويد Hume, David / ذهن Mindعين و ذهن ( فلسفه )
چكيده : در اين پايان نامه ابتدا به فيلسوف برجسته اي همچون هيوم پرداخته مي شود و مباني فلسفي او مورد بحث قرار مي گيرد. وي حصول معرفت را منحصرا در حدود منابع حسي قرار مي دهد و در شناخت انسان ، بيشترين نقش را براي عين قائل مي شود. از نظر هيوم ذهن فقط كار دسته بندي داده هاي حسي را انجام مي دهد . سپس به كانت پرداخته مي شود كه بسياري فلسفه اش را ايجاد تعادلي بين دو مكتب تجربه گرايي و عقل گرايي مي دانند . وي با تقسيم بندي بديعي از احكام ، به اثبات وجود قضيه تركيبي پيشين مي پردازد و سپس معتقد مي شود كه ذهن انسان داراي قواي سه گانه حس و فهم و عقل است كه هر يك در شناخت اعيان از صور پيشين محض خويش كمك مي گيرند. در پايان نامه به قوه فهم بطور مفصل تري پرداخته شده است . در بخش آخر نيز به مقايسه اي هر چند كوتاه بين آرا معرفت شناسي كانت و آرا فلاسفه اسلامي در اين زمينه پرداخته مي شود.
دانشگاه قم ، دانشكده علوم انساني

کد مطلب: 251

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

بسمه تعالي ضمن عرض تبريك و تشكر. خدمت بسيار ارزندهاي به دانشجويان واساتيد و پژوهشگران وعلاقمندان فلسفه كرده ايد پيشنهاد مي شود پايان نامه هاي دكتري و فوق ليسانس تفكيك شود وتكميل گردد. خداوند به شما اجر عنايت نمايد.
يكشنبه 21 مرداد 1386 ساعت 17:19