انحنا جاودانگی انسان « تحلیل و بررسی بقای نفس در حکمت متعالیه » صابری نجف آبادی ، ملیحه ؛ انحنا جاودانگی انسان « تحلیل و بررسی بقای نفس در حکمت متعالیه » ؛ راهنما : غلامرضا اعوانی ؛ مشاور : غلامحسین ابراهیمی دینانی ؛ تاریخ دفاع: 25/11/80 ؛ 31 ص . کلید واژه ها : اثبات نفس ، جاودانگی نفس ، نفس در حکمت متعالیه ، ملاصدرا ،ارسطو . چکیده هدف از این پژوهش تبیین و بررسی انحناء جاودانگی انسان است . از مظر صدرالمتألهین شیرازی و حکمایی چون افلاطون ، ارسطو ، فلوطین ، ابن سینا و شیخ اشراق که به نوعی در تکوین و تبلور دیدگاه او مؤثر بوده اند . سوالات اساسی که در این تحقیق به دنبال آن بودیم این بود که معنای نفس و اوصاف آن از منظر ملاصدرا چیست و بقای آن چگونه در مکتب او اثبات می شود ؟ اینکه ملاصدرا در این زمینه تا چه اندازه از آراء پیشینیان بهره برد و مبانی مکتبش مانند : تشکیک وجود ، حرکت جوهری ، تجرد خیال و اتحاد و معقول چه نقشی در اثبات جاودانگی انسان داشتند ؟ مرگ چیست ؟ و انسان کامل و سعادت حقیقی به چه معناست ؛ و نهایتاً اینکه ملاصدرا چگونه با استفاده از عقل و برهان معاد جسمانی و روحانی را اثبات کرد ؟ تمامی حکما مباحث مربوط به نفس – اعم از تعریف ، اثبات و اوصاف ( بویژه جوهریت و تجرد ) را مقدمه ای برای اثبات بقای آن آورده اند . افلاطون نفس را منبعث از عالم مثال و آن را به دلیل تجرد و بساطت جاودانه می داند . از نظر ارسطو نفس صورت منطبع در بدن است و بدین لحاظ بدون بدن باقی نخواهد ماند مگر قوه ای از آن به نام عقل که با پیوند به عقل فعال جاودانه می شود . ارسطو در زمینه عقل فعال به گونه ای مبهم سخن رانده است . فلوطین نفس را امری مجرد و الهی می داند که از مبدأ خویش جدا شده و به عالم مادی سفر کرده و پس از مرگ به صورت روحانی و عقلانی باقی میماند . ابن سینا نفس را در حدوث و بقا روحانی دانسته برای آن دو مقام قایل شده است ، مقام ذات و مقام فعل . او نفس را مبدأ عناصر بدن و موجب تألیف و ترکیب آن می داند که با اضمحلال بدن نابود نمی شود و از همین رهگذر ابن سینا معاد روحانی را اثبات کرد . شیخ اشراق نیز قایل به بقای نفس ( نور اسفهبد ) است . او با اثبات عالم مثال گام بلندی برای اثبات معاد جسمانی برداشت ، اما به علت مادی دانستن قوه متخلیه و قایل شدن به خیال منفصل در قوس صعود از عهدة مناقشات بر نیامده است . ملاصدرا به حدوث جسمانی نفس و ذات پویای آن معتقد است . او با بهره برداری از مبانی مکتب خود ، معاد جسمانی و روحانی را اثبات کرد. نفس از طریق حرکت جوهری به مرتبه نفسانی – خیالی می رسد و دارای اعضای مثالی است . دریچةورود انسان به عالم مثال قوه و خیال است . افراد معدودی از وجود نفسانی مثالی گذشته به مرتبة وجود عقلانی راه می یابند و انسان عقلی می شوند و سعادت حقیقی به همین معناست . دریچه ورود انسان به عالم عقل قوه عاقله است . قوای نفس ارسطو و ابن سینا در بدن است ، اما نزد صدرا نفس عین قواست . تعقل و تخیل ذاتی نفس اند و قوای دیگر از طریق جسم نابود می شوند . و تمامی نفوس در آخرت قدرت خلق صور را دارند و اعضای بدن از درون نفس خلق می شوند .
کد مطلب: 1207
|
|