خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
هراكليت‌ : مردمان‌ نمي‌دانند كه‌ چگونه‌ از هم‌ جداشدگي‌ عين‌ به‌ هم‌ پيوستگي‌ است‌:هماهنگي‌ كششهاي‌ متضاد چون‌ در كمان‌ و چنگ‌.     ::    علي‌ شريعتي‌ : توحيد فقط‌ يك‌ ايده‌ي‌ كلامي‌ - اعتقادي‌ نيست‌، يعني‌ صرفاً به‌ اين‌ معنا نيست‌ كه‌ خدا يكي‌ است‌ و دوتا نيست‌. توحيد، تجلّيات‌ اجتماعي‌، تاريخي‌ و رواني‌ دارد.     ::    نيچه‌ : ابرمرد، انساني‌ است‌ كه‌ بر خود چيره‌ است‌؛ و آن‌ انسان‌ پر هيجاني‌ است‌ كه‌ بر احساس‌ و هيجانهاي‌ خود پيروز شده‌ است‌.    ::    بودا : رهروي‌ كه‌ به‌ زبان‌ خويش‌ آگاه‌ است‌، فرزانه‌وار سخن‌ مي‌گويد، خودستا نيست‌، معنا و متن‌ را روشنگري‌ مي‌كند، سخن‌اش‌ به‌ راستي‌ شيرين‌ است‌.     ::    بودا : مرد با اين‌ ستوران‌ به‌ كشوري‌ نمي‌رسد كه‌ پاي‌ كسي‌ بدان‌ نرسيده‌:جايي‌ كه‌ مردِ رام‌ با خودِ رام‌ به‌ آنجا مي‌رود.     ::    هگل‌ : فلسفه‌ من‌، شبيه‌ دايره‌ است‌:در آن‌، آغاز همان‌ انجام‌ و انجام‌، همان‌ آغاز است‌.     ::    كانت‌ : ميان‌ همه‌ي‌ ايده‌هاي‌ خردنظري‌، آزادي‌ تنها ايده‌اي‌ است‌ كه‌ امكان‌ آن‌ را به‌ طور آزاد از تجربه‌، مي‌شناسيم‌.     ::    هراكليت‌ : به‌ اين‌ لوگوس‌، كه‌ موجودي‌ جاودان‌ است‌، آدميان‌، نانيوشندگانند، چه‌ پيش‌ از آنكه‌ بشنوندش‌، و چه‌ پس‌ از آن‌.     ::    دكارت‌ : از آنجا كه‌ من‌ مي‌توانم‌ به‌ نحو واضح‌ و متمايزي‌، وجود ذهن‌ را مستقل‌ از بدن‌، درك‌ كنم‌، بنابراين‌ ذهن‌ بايد براي‌ خود وجودي‌ مستقل‌ داشته‌ باشد.     ::    آناكسيمندر (600 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : نخستين‌ جانداران‌ در رطوبت‌ پديد آمدند، پيچيده‌ در پوسته‌هايي‌ خاردار و همچنان‌ كه‌ عمرشان‌ فزوني‌ گرفت‌ به‌ قسمت‌ خشك‌تر بيرون‌ آمدند و هنگامي‌ كه‌ آن‌ پوسته‌ شكسته‌ شد، در زماني‌ كوتاه‌ تغيير زندگي‌ دارند.
پايان نامه هاآرشيو مقاله

انحنا جاودانگی انسان « تحلیل و بررسی بقای نفس در حکمت متعالیه »

صابری نجف آبادی ، ملیحه ؛ انحنا جاودانگی انسان « تحلیل و بررسی بقای نفس در حکمت متعالیه » ؛ راهنما : غلامرضا اعوانی ؛ مشاور : غلامحسین ابراهیمی دینانی ؛ تاریخ دفاع: 25/11/80 ؛ 31 ص .
کلید واژه ها : اثبات نفس ، جاودانگی نفس ، نفس در حکمت متعالیه ، ملاصدرا ،ارسطو .
چکیده
هدف از این پژوهش تبیین و بررسی انحناء جاودانگی انسان است . از مظر صدرالمتألهین شیرازی و حکمایی چون افلاطون ، ارسطو ، فلوطین ، ابن سینا و شیخ اشراق که به نوعی در تکوین و تبلور دیدگاه او مؤثر بوده اند . سوالات اساسی که در این تحقیق به دنبال آن بودیم این بود که معنای نفس و اوصاف آن از منظر ملاصدرا چیست و بقای آن چگونه در مکتب او اثبات می شود ؟ اینکه ملاصدرا در این زمینه تا چه اندازه از آراء پیشینیان بهره برد و مبانی مکتبش مانند : تشکیک وجود ، حرکت جوهری ، تجرد خیال و اتحاد و معقول چه نقشی در اثبات جاودانگی انسان داشتند ؟ مرگ چیست ؟ و انسان کامل و سعادت حقیقی به چه معناست ؛ و نهایتاً اینکه ملاصدرا چگونه با استفاده از عقل و برهان معاد جسمانی و روحانی را اثبات کرد ؟ تمامی حکما مباحث مربوط به نفس – اعم از تعریف ، اثبات و اوصاف ( بویژه جوهریت و تجرد ) را مقدمه ای برای اثبات بقای آن آورده اند . افلاطون نفس را منبعث از عالم مثال و آن را به دلیل تجرد و بساطت جاودانه می داند . از نظر ارسطو نفس صورت منطبع در بدن است و بدین لحاظ بدون بدن باقی نخواهد ماند مگر قوه ای از آن به نام عقل که با پیوند به عقل فعال جاودانه می شود . ارسطو در زمینه عقل فعال به گونه ای مبهم سخن رانده است . فلوطین نفس را امری مجرد و الهی می داند که از مبدأ خویش جدا شده و به عالم مادی سفر کرده و پس از مرگ به صورت روحانی و عقلانی باقی میماند . ابن سینا نفس را در حدوث و بقا روحانی دانسته برای آن دو مقام قایل شده است ، مقام ذات و مقام فعل . او نفس را مبدأ عناصر بدن و موجب تألیف و ترکیب آن می داند که با اضمحلال بدن نابود نمی شود و از همین رهگذر ابن سینا معاد روحانی را اثبات کرد . شیخ اشراق نیز قایل به بقای نفس ( نور اسفهبد ) است . او با اثبات عالم مثال گام بلندی برای اثبات معاد جسمانی برداشت ، اما به علت مادی دانستن قوه متخلیه و قایل شدن به خیال منفصل در قوس صعود از عهدة مناقشات بر نیامده است . ملاصدرا به حدوث جسمانی نفس و ذات پویای آن معتقد است . او با بهره برداری از مبانی مکتب خود ، معاد جسمانی و روحانی را اثبات کرد.
نفس از طریق حرکت جوهری به مرتبه نفسانی – خیالی می رسد و دارای اعضای مثالی است .
دریچةورود انسان به عالم مثال قوه و خیال است . افراد معدودی از وجود نفسانی مثالی گذشته به مرتبة وجود عقلانی راه می یابند و انسان عقلی می شوند و سعادت حقیقی به همین معناست .
دریچه ورود انسان به عالم عقل قوه عاقله است . قوای نفس ارسطو و ابن سینا در بدن است ، اما نزد صدرا نفس عین قواست . تعقل و تخیل ذاتی نفس اند و قوای دیگر از طریق جسم نابود می شوند . و تمامی نفوس در آخرت قدرت خلق صور را دارند و اعضای بدن از درون نفس خلق می شوند .

کد مطلب: 1207

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين