خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
هايدگر : اين‌ مرگ‌ است‌ كه‌ واقعيت‌ برابري‌ و بي‌اهميتي‌ همه‌ي‌ امور را نشان‌ مي‌دهد.     ::    بودا : كُهن‌دژي‌ است‌ بر آورده‌ از استخوان‌؛ و اندودي‌ از گوشت‌ و خون‌ بر آن‌، در او نشسته‌ پيري‌ و مرگ‌، مني‌ و فريب‌.     ::    بودا : چه‌ سهل‌ است‌ تنيدن‌ به‌ كارهاي‌ بد، و چه‌ صعب‌ است‌ تنيدن‌ به‌ سودمند و نيك‌.     ::    ويكتور فرانكل‌ : چه‌ خوبست‌ كه‌ روبه‌روي‌ مجسمه‌ آزادي‌ آمريكا در سواحل‌ شرقي‌، مجسمه‌ مسئوليت‌ را نيز در سواحل‌ غربي‌ آمريكا، بنا كنيم‌.     ::    دكتر شريعتي‌ : روشنفكران‌ ما هميشه‌ مأيوسند! مي‌گويند هجده‌ سال‌ پيش‌ چند دفعه‌ در خيابان‌ جيغ‌ و داد كرديم‌، ديديم‌ فايده‌اي‌ ندارد، مأيوس‌ شديم‌! ما حق‌ نداريم‌ مأيوس‌ شويم‌.     ::    كانت‌ : ميان‌ همه‌ي‌ ايده‌هاي‌ خردنظري‌، آزادي‌ تنها ايده‌اي‌ است‌ كه‌ امكان‌ آن‌ را به‌ طور آزاد از تجربه‌، مي‌شناسيم‌.     ::    ويتگنشتاين‌ : فلسفه‌ نشانگر امر ناگفتني‌ خواهد بود، بدين‌ طريق‌ كه‌ امر گفتني‌ را به‌ روشني‌ باز مي‌نمايد.     ::    دكارت‌ : ما بايد اراده‌ خود را محدود كنيم‌ و از حكم‌كردن‌ نا به‌ جا ممانعت‌ به‌ عمل‌ آوريم‌. ما بايد مدعيات‌ شناختي‌ خود را به‌ تصورات‌ واضح‌ و متمايز، محدود سازيم‌.     ::    آلفرد آير : قضيه‌ي‌ «در كره‌ مريخ‌ موجودات‌ زنده‌ وجود دارد»، در شرايط‌ كنوني‌ قابل‌ بررسي‌ نيست‌، ولي‌ اصل‌ بررسي‌ آن‌، ممكن‌ است‌. اما قضاياي‌ متافيزيكي‌، اصلاً قابل‌ بررسي‌ نيستند، بنابراين‌ نمي‌توان‌ آنها را قضاياي‌ حقيقي‌ دانست‌.     ::    بودا : دوستان‌ به‌ روزگار نياز، شادي‌ آورند؛ خرسندي‌ به‌ اين‌ و آن‌ شادي‌آور است‌. رها كردن‌ همه‌ي‌ رنجها شادماني‌ است‌.
فلسفه اسلامیآرشيو مقاله

حقيقت‌ داستان‌ كتاب‌ سوزان‌ به‌ روايت‌ استاد همايي‌

نقد روايت‌ ابن‌خلدون‌ 

3-1- ابن‌خلدون‌ مي‌گويد كه‌ «ميراث‌ قديم‌ علوم‌ عقلي‌ ايرانيان‌ را يونانيان‌ بردند (در عهد اسكندر) و آنچه‌ را كه‌ بعد از عهد شوم‌ اسكندر مجدداً ساخته‌ و مدوّن‌ كرده‌ بودند، به‌ دست‌ تازيان‌ زمان‌ عمر طعمه‌ي‌ آب‌ و آتش‌ گرديد. (مقدمه‌ي‌ ابن‌خلدون‌). آيا اين‌ روايت‌ درست‌ است‌؟
داستان‌ عمرخليفه‌ي‌ ثاني‌ اسلام‌ و كتاب‌ خانه‌هاي‌ ايران‌ و اسكندريه‌ در كتب‌ تاريخ‌ قضيّه‌اي‌ معروف‌ است‌. مي‌گويند در زمان‌ خلافت‌ عمربن‌الخطاب‌ كشور ايران‌ به‌ توسّط‌ سردار عرب‌ سعدبن‌ ابي‌ وقّاص‌ در حالي‌ فتح‌ شد كه‌ آنان‌ در كتابخانه‌، كتب‌ بسيار يافتند. سعدوقّاص‌ در اين‌باره‌ نامه‌ به‌ عمر نوشت‌ و كسب‌ تكليف‌ كرد؛ عمر جواب‌ داد كه‌ همه‌ را در آب‌ بريزيد، چرا كه‌ اگر موافق‌ كتاب‌ خدا باشد؛ ما را قرآن‌ كافي‌ است‌ و اگر مخالف‌ باشد، غير از ضلالت‌ نيست‌. تازيان‌ فاتح‌ هم‌ كتب‌ ايرانيان‌ را در آب‌ ريختند يا به‌ آتش‌ سوختند؛ و بدين‌ سبب‌ بوده‌ كه‌ در موقع‌ ترجمه‌ي‌ كتب‌ به‌ عربي‌ از ايرانيان‌، كتاب‌ علمي‌ كمتر نام‌ برده‌ شده‌ و اكثر كتب‌ قصّه‌ و داستان‌ است‌. ابن‌خلدون‌ درباره‌ي‌ كار عمر و كتب‌ ايرانيان‌ شرح‌ كافي‌ نوشته‌ و در آخر داستان‌ گفته‌ است‌:
فطرحوها (يعني‌ طَرَحَ العربُ الكتُبَ العلميّه‌ الفارسيّة‌) في‌ الماء اوفي‌ النّار وَذَهَبَتْ عُلومُ الفُرس‌ فيها قَبْلَ اَنْ تَصِلَ اِلَيْنا.
نظير اين‌ قضّيه‌ را عيناً درباره‌ي‌ كتابخانه‌ي‌ اسكندريّه‌ نيز گفته‌اند كه‌ «عمروعاص‌» كه‌ از طرف‌ عمربن‌خطّاب‌ والي‌ مصر شده‌ بود از كتابخانه‌ي‌ اسكندريه‌ به‌ وي‌ گزارش‌ داد و كسب‌ تكليف‌ كرد؛ و عمر همان‌ جواب‌ را كه‌ به‌ قول‌ علماي‌ منطق‌ از نوع‌ «قياس‌ ذوطرفين‌» يا «قياس‌ ذوحدّين‌» است‌ و به‌ دستور او آن‌ كتب‌ خانه‌ را كه‌ بسيار مهم‌ و معظم‌ بوده‌ است‌ آتش‌ زدند! (با اين‌ حال‌ استاد زرين‌كوب‌ اين‌ نظر استاد همايي‌ را قبول‌ ندارند.) 

پژوهشهاي‌ جديد در اين‌ باره‌ چه‌ مي‌گويد؟
3-2- محقّقان‌ جديد اروپا كه‌ در اين‌ باره‌ با رعايت‌ بي‌طرفي‌ و بدون‌ تعصّب‌ تحقيق‌ كرده‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند كه‌ آن‌ قضيه‌ به‌ كلّي‌ تهمتي‌ است‌ كه‌ از سوي‌ دشمنان‌ به‌ مسلمين‌ بسته‌ شده‌ و ايشان‌ اصلاً كتاب‌سوزي‌ نداشتند و آتش‌زدن‌ كتب‌خانه‌ي‌ اسكندريه‌ در اصل‌ به‌ دست‌ روميان‌ اتّفاق‌ افتاده‌ بوده‌ و اين‌ قبل‌ از آنكه‌ مسلمين‌ بدان‌ نواحي‌ دست‌ يافته‌ باشند. روميها عمداً اين‌ كار را كردند تا مواريث‌ علمي‌ قديم‌ به‌ دست‌ مسلمانان‌ نيفتد.

کد مطلب: 3

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

قضیه کتاب سوزی فقط به اینجا ختم نمی شود که فقط در ایران این کتاب ها را سوزانده اند بلکه این کتاب سوزی شامل کتاب های در شهر اسکندریه مصر نیز می شود که در انجا نیز چنین خطایی از جناب عمر سر زده است
چهارشنبه 7 بهمن 1388 ساعت 23:20
درود. اين سخن آتش زدن كتاب-ها درست و به جاست در جاي جاي كتابهاي تاريخي هم ميتوان ردپاي ان را ديد و سخن ديگر درست است كه كسي به برزگ استاد همايي شك ندارد ولي ايشان بيشتر ادبي بودند تا تاريخدان و استاد زرين كوب همين طور كه مي دانيم در داشنگاه هاي بزرگ جهان تاريخ درس داده اند
شنبه 28 آذر 1388 ساعت 17:08
رومیان مردمی بافرهنگ بودند اگرقراربود کتابها بدست مسلمین نیافتد انها رابه روم منتقل میکردند نه اینکه بسوزانند دوم انکه تمام منابع تاریخی گواهی ازنابودی کتابهای مانوی وزرتشتی ومنابع علمی ایرانیان توسط اعراب میدهد حتی درتاریخ بخارا ازکشتن موبدان وبزرگان ودانشمندان ایرانی سخن رفته ودرجای دیگر ازپناه بردن موبدان با کتابها .قلعه های فارس گفته سده حال چگونه میشود از اوستا کتاب مذهبی زرتشتیان فقط یک چهارم ان باقی مانده باشد درحالی که زرتشتیان بوده اند
يكشنبه 15 آذر 1388 ساعت 12:57
در اين نوشته هيچ گونه استدلالي ديده نمي‌شود. نه حقيقت را گفته و نه نقد كرده‌ايد
يكشنبه 16 فروردين 1388 ساعت 13:41

12