خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ماه فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
هراكليت‌ : اگر خوشبختي‌ در لذتهاي‌ جسماني‌ مي‌بود، بايد گاوان‌ نر را، هنگامي‌ كه‌ ماش‌ سبز براي‌ خوردن‌ مي‌يابند، خوشبخت‌ بخوانند.     ::    بودا : تنها رفتن‌، بهتر، همراهي‌ با نادان‌ نشايد. باشد كه‌ مردْ تنها برود، باشد كه‌ دست‌ به‌ دنيالايد، با خواستهاي‌ اندك‌، به‌ كردار يكي‌ پيل‌ در جنگل‌.     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : اصل‌ اصيل‌ در هر چيز، وجود و هستي‌ اوست‌ و ماهيت‌ وي‌ پنداري‌ است‌، يعني‌ واقعيت‌ هستي‌ به‌ خودي‌ خود (بالذات‌ و لنفسه‌) واقعيت‌ دار، يعني‌ عين‌ واقعيت‌ بوده‌ و همه‌ي‌ ماهيات‌ با وي‌، واقعيت‌ دار و بي‌ وي‌ (به‌ خودي‌ خود) پنداري‌ و اعتباري‌ مي‌باشند.     ::    بودا : گرودنه‌هاي‌ پُرشكوه‌ خسرواني‌ بفرسايند، تن‌ نيز به‌ پيري‌ گرايد، ليكن‌ آيين‌ نيكان‌ هرگز پير نگردد؛ چون‌ نيكان‌ آن‌ را به‌ نيكان‌ بياموزند.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : فرق‌ انسان‌ با ديگر جانداران‌ آن‌ است‌ كه‌ تنها انسان‌ مي‌انديشد، در حالي‌ كه‌ ديگران‌ احساس‌ مي‌كنند ولي‌ نمي‌انديشند.     ::    نيچه‌ : مردم‌ دنياي‌ امروز به‌ واسطه‌ي‌ مهجوريتي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ مصطلحات‌ ديني‌ مسيح‌ پيدا كرده‌اند، ديگر قادر نيستند علو و عظمت‌ وحشت‌آور مفهومي‌ را كه‌ كلمه‌ رمز و معماي‌ «خداي‌ روي‌ صليب‌» در ذهن‌ و ذوق‌ مردمان‌ عهد عتيق‌ داشت‌، احساس‌ كنند.     ::    بودا : مرد روشن‌ به‌ هشياري‌، غفلت‌ از خود دور كند، از برجِ بلند فرزانگي‌ بالا رود، بي‌اندوه‌ و دور از اندوهِ اندوهگينان‌. از آن‌ فراز در نادانان‌ چنان‌ فرو نگرد كه‌ كوه‌نشيني‌ هامونْنشينان‌ را.     ::    سهل‌ شوشتري‌ (تستري‌) : وقت‌ تو عزيزترين‌ چيزهاست‌، پس‌ آن‌ را به‌ عزيزترين‌ چيزها مشغول‌ساز.     ::    آناكسيمندر (600 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : نخستين‌ جانداران‌ در رطوبت‌ پديد آمدند، پيچيده‌ در پوسته‌هايي‌ خاردار و همچنان‌ كه‌ عمرشان‌ فزوني‌ گرفت‌ به‌ قسمت‌ خشك‌تر بيرون‌ آمدند و هنگامي‌ كه‌ آن‌ پوسته‌ شكسته‌ شد، در زماني‌ كوتاه‌ تغيير زندگي‌ دارند.     ::    ابونصر سراج‌ : كلامي‌ كه‌ زبان‌ آن‌ را از وجدي‌ كه‌ از معدن‌ فيض‌ به‌ دل‌ افاضه‌ شده‌، بيان‌ كند، اين‌ كلام‌ شبيه‌ و نزديك‌ به‌ دعوي‌ باشد، جز اينكه‌ اهل‌ اين‌ وجد، آزموده‌ و محفوظ‌ از خطا باشد.
پايان نامه هاآرشيو مطلب

تبيين و نقد فلسفه اخلاق كانت

25813 محمدرضايي، محمد
تبيين و نقد فلسفه اخلاق كانت/ محمد محمدرضايي؛ به راهنمائي : احمد احمدي
چكيده به زبان فارسي، انگليسي
پايان نامه (دكتري) -- دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده علوم انساني، 1378.
333 صفحه، كتابنامه

فلسفه Philosophy / اخلاق Ethics / كانت Kant / تجزيه و تحليل Analysis
چكيده : اين رساله در وهله اول به تبيين و تفسير اخلاق كانت كه يكي از نگرشهاي عمده در حوزه اخلاق است ، مي‌پردازد. و سپس آن را نقادي مي‌كند. انسانها همواره با اين سؤالات اساسي مواجه بوده‌اند: چه چيزي خير و چه چيزي شر و بد است ؟ آيا انسانها مي‌توانند اعمال خوب را از بد تشخيص دهند يا اينكه خدا بايد آنها را آشكار سازد؟ از انجام اين اعمال چه هدفي داريم؟ در اين زمينه به طور كلي دو گرايش اساسي در حوزه اخلاق وجود دارد يعني گرايش غايت گرايانه و وظيفه‌گرايانه. اخلاق كانت يك نوع اخلاق وظيفه‌گرايانهاست كه بر آن است كه ما مي‌توانيم بدي و خوبي يك عمل را از طريق خود عمل و معيارهاي آن وراء آن تشخيص دهيم. در حالي كه اخلاق غايت‌گرايانه بر آن است كه خوبي و بدي عمل را بر حسب نتايج آن تعيين مي‌كنيم. بنابراين كانت معتقد است كه اخلاق مستقل از هر علمي حتي مابعدالطبيه و دين است . او با قاطعيت و روشني مي‌گويد: "اخلاق نه نيازمند تصور وجود ديگري بالاي سر آدمي است تا او وظيفه خويش را بشناسد و نه محتاج انگيزه‌اي غير از قانون اخلاقي به وظيفه خود عمل كند. بنابراين اخلاق به هيچ روي به خاطر خودش به دين نياز ندارد بلكه به بركت عقل محض عملي خود بسنده و بي‌نياز است ." اين نوع نگرش به اخلاق بي سابقه بوده است . از اين رو مي‌توان گفت كه او انقلاب مهمي را در اخلاق پديد آورده است . كانت با تحليل اعتقادات اخلاقي متعارف تلاش مي‌كند كه پيش فرضها و اصول پيشيني آنها را به دست آورد. او در اين راستا به امر مطلق يا معيار عمل اخلاقي مي‌رسد و صورت‌بنديهاي متعددي از آن ترسيم مي‌كند. اگر عملي با اين صورت‌بنديها سازگار بود اخلاقي و الا غيراخلاقي است . آنها عبارتند از: 1) صورت‌بندي قانوني كلي يا قانوني طبيعت . 2) صورت‌بندي غايت في‌نفسه 3) صورت‌بندي خودمختاري اراده و كشور غايات . اشكالات متعدي بر آنها وارد است . به نظر او صورت‌بندي خودمختاري، مهمترين است . او با تحليل اخلاقي وجود خدا و جاودانگي نفس و آزادي را اثبات مي‌كند در حالي كه به عقيده او عقل نظري ناتوان از اثبات آنها بود. از اين رو اخلاق به دين منتهي مي‌گردد نه برعكس . به نظر ما، هر چند تلاش كانت براي به دست آوردن معيارها و ضوابط اخلاقي، ستودني است ولي فلسفه اخلاق او فاقد استحكام منطقي است و اشكالات متعددي بر آن وارد است . في‌المثل استدلال او بر وجود خدا مستلزم نفي آزادي انسان است . و در پايان ما اخلاقي را تاييد مي‌كنيم كه تركيبي از احكام عقل و دستورات . يعني با اصول عقلي خود را به دين مي‌سپاريم و بدين وسيله خود را رستگار مي‌كنيم.
دانشگاه تربيت مدرس ، دانشكده علوم انساني

کد مطلب: 225

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

دسترسي به مجموعه مقالات كانون شما يا رويت پايان نامه هاي درج شده در سايت شما چگونه ميسر مي شود؟
آدرس دفتر اصلي اين كانون كجاست؟
سه شنبه 16 تير 1388 ساعت 12:32