خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ماه فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
برتراندراسل‌ : نظريه‌ نسبيت‌ انيشتين‌ با وارد كردن‌ زمان‌ در «جاي‌-گاه‌»، بيش‌ از تمامي‌ براهين‌، به‌ عقيده‌ي‌ سنتي‌ درمورد «جوهر»، لطمه‌ وارد آورده‌ است‌.     ::    كانت‌ : دو چيز جان‌ مرا از اعجاب‌ و احترام‌، سرشار مي‌سازد:آسمان‌ پر ستاره‌ي‌ بالاي‌ سر من‌ و قانون‌ اخلاقي‌ در درون‌ من‌.     ::    بودا : اگر همراهيْ دورانديش‌ بيابي‌ كه‌ با تو زندگي‌ كند، خوشْرفتار باشد و روشن‌، بايد كه‌ با او زندگي‌ كني‌؛ شاد و آگاه‌ و چيره‌ به‌ همه‌ي‌ خطرها.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : مجموع‌ حواس‌ به‌ نحوي‌ با مغز همبستگي‌ دارند و بدينسان‌ اگر مغز تكان‌ بخورد يا جاي‌ خود را تغيير دهد، حواس‌ ناقص‌ مي‌شوند، زيرا اين‌ كار گذرگاههايي‌ را كه‌ احساسها از آنها مي‌آيند، مي‌گيرد.     ::    هراكليت‌ : تناقض‌، توافق‌ است‌ و از چيزهاي‌ ناموافق‌، زيباترين‌ هماهنگي‌ پديد مي‌آيد.     ::    بودا : رهرو شاد از هوشياري‌، با بيم‌ در غفلت‌ مي‌نگرد، فرو نيافتد كه‌ او در كنار نيروانه‌ است‌.     ::    بودا : آن‌ كس‌ كه‌ داراي‌ روحيه‌اي‌ متزلزل‌ است‌، آيين‌ حقيقي‌ را نشناسد.     ::    بودا : خود را به‌ غفلت‌ مسپريد، با كامجويي‌ و خوشباشي‌ آشنا مباشيد. آن‌ كو به‌ هشياري‌ به‌ ديانَه‌ بنشيند به‌ خوشدليِ پُربار رسد.     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : اصل‌ اصيل‌ در هر چيز، وجود و هستي‌ اوست‌ و ماهيت‌ وي‌ پنداري‌ است‌، يعني‌ واقعيت‌ هستي‌ به‌ خودي‌ خود (بالذات‌ و لنفسه‌) واقعيت‌ دار، يعني‌ عين‌ واقعيت‌ بوده‌ و همه‌ي‌ ماهيات‌ با وي‌، واقعيت‌ دار و بي‌ وي‌ (به‌ خودي‌ خود) پنداري‌ و اعتباري‌ مي‌باشند.     ::    بودا : مرد روشن‌ به‌ هشياري‌، غفلت‌ از خود دور كند، از برجِ بلند فرزانگي‌ بالا رود، بي‌اندوه‌ و دور از اندوهِ اندوهگينان‌. از آن‌ فراز در نادانان‌ چنان‌ فرو نگرد كه‌ كوه‌نشيني‌ هامونْنشينان‌ را.
پايان نامه هاآرشيو مطلب

قطب‌الدين شيرازي و علم‌الانوار در فلسفه اسلامي

26174 قاسمي، جواد
قطب‌الدين شيرازي و علم‌الانوار در فلسفه اسلامي، نوشته: جان والبريج، ترجمه جواد قاسمي/ جواد قاسمي؛ به راهنمائي : جلال‌الدين آشتياني
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه فردوسي مشهد، دانشكده الهيات و معارف اسلامي، 1374.
364 صفحه

قطب‌الدين شيرازي، محمودبن‌مسعود والبريج، جان علم‌الانوار (فلسفه) حكمه‌الاشراق (كتاب) فلسفه اسلامي Islamic philosophyسهروردي، عمربن‌محمد
چكيده : پي بردن به عمق معنا و جان كلام بسادگي ممكن نيست و بدون داشتن قريحتي ذاتي و رحمتي ربوبي ميسر نمي‌شود. ظاهر گفتار حكما از مفاهيم عميق و ژرف آن حكايت نمي‌كند، علي‌الخصوص وقتي با رمز و تمثيل همراه باشد. گاه افسون كلام و آرايه‌هاي سخن بعضي را مفتون ظاهر مي‌سازد و از درك معاني باطني بازشان مي‌دارد. خام‌انديشي آفتي است كه در اذهان بعضي رسوخ كرده و آنان را گرفتار جهل مركب ساخته است . اينان با هر گفتار در ظاهر آراسته‌اي به وجد مي‌آيند، با هر نشاني از تشخص و روشنفكري ساده‌لوحانه مجذوب مي‌شوند و هويت و اصالت خود را از ياد مي‌برند و در اين پندار باقي مي‌مانند كه با خواندن ورقي معاني دانسته‌اند. آنگاه به خود اجازه مي‌دهند در ژرفترين مسائل فلسفي و غامضترين مضامين عرفاني كه حاصل عمر حكيم يا عارفي بزرگ بوده است وارد شوند و اظهارنظر كنند. دقت‌نظر و تلاش مؤلف اين كتاب در بيان انديشه‌هاي فلسفي حكماي اسلامي قابل تقدير است ، اما قضاوت در اين موضووع را كه وي تا چه حد در فهم و استنباط فلسفهء قطب‌الدين شيرازي و شيخ اشراق بر صواب رفته به اهل فن مي‌سپارم. شرح زندگاني و آثار قطب‌الدين شيرازي از آنچه تاكنون درباره او نوشته‌اند كاملتر و محققانه‌تر است . مؤلف ، بيشتر منابع مربوط به شرح حال او را از نظر گذرانده و گاه به تحليل اخبار و گزارشهاي رسيده و مقايسه آنها با يكديگر مي‌پردازد. سير تحول زندگي قطب‌الدين، مسافرتها و ويژگيهاي اخلاقي او با استناد به منابع موجود بيان مي‌شود. نوشته‌ها و افكار قطب‌الدين با بررسي مهمترين آثارش : شرح حكمه‌الاشراق و دره‌التاج آغاز مي‌شود. مؤلف با تامل در متن عبارات و گفته‌هاي قطب‌الدين و آگاهي از مشرب فيلسوفان پيش از او به شرح و تحليل افكار وي مي‌پردازد. از آنجا كه قطب‌الدين در اصل فيلسوفي اشراقي است ، باز نمودن نكات اساسي فلسفهء اشراق و تحليل فلسفهء سهروردي در اين كتاب هدف اصلي آن را تشكيل مي‌دهد. افكار و انديشه‌هاي سهروردي در حكمه‌الاشراق ابتدا از طريق ذوق براي او حاصل مي‌شود، سپس براي اثبات آنها به اقامهء براهين فلسفي توسل مي‌جويد. شيخ اشراق در كتاب خود روي سخن با كساني دارد كه هم در جستجوي حكمت ذوقي هستند و هم در جستجوي حكمت بحثي، حكمت بحثي صرف را بايد در كتابهاي ديگر او مثل تلويحات جستجو كرد. مقايسهء فلسفه اشراق با فلسفهء مشاء - البته به گونه‌اي كه سهروردي آن را تفسير مي‌كند - و نگاهي انتقادي به آن - كه اساس حكمه‌الاشراق را تشكيل مي‌دهد از جمله مسائل ديگر مورد بحث در اين كتاب است .
دانشگاه فردوسي مشهد ، دانشكده الهيات و معارف اسلامي

کد مطلب: 234

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين