خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
دكارت‌ : ما قادر هستيم‌ مدعي‌ شويم‌ كه‌ جسم‌ وجود ندارد و همچنين‌ ادعا كنيم‌ كه‌ جهاني‌ نيز وجود ندارد... اما هرگز نمي‌توانيم‌ ادعا كنيم‌ كه‌ من‌ وجود ندارم‌. زيرا من‌ مي‌توانم‌ در حقيقت‌ ساير اشياء، شك‌ كنم‌.     ::    آناكسيمندر (600 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : نخستين‌ جانداران‌ در رطوبت‌ پديد آمدند، پيچيده‌ در پوسته‌هايي‌ خاردار و همچنان‌ كه‌ عمرشان‌ فزوني‌ گرفت‌ به‌ قسمت‌ خشك‌تر بيرون‌ آمدند و هنگامي‌ كه‌ آن‌ پوسته‌ شكسته‌ شد، در زماني‌ كوتاه‌ تغيير زندگي‌ دارند.     ::    بودا : رهروي‌ كه‌ به‌ زبان‌ خويش‌ آگاه‌ است‌، فرزانه‌وار سخن‌ مي‌گويد، خودستا نيست‌، معنا و متن‌ را روشنگري‌ مي‌كند، سخن‌اش‌ به‌ راستي‌ شيرين‌ است‌.     ::    هايدگر : هيچ‌ توصيف‌ و توضيحي‌ نمي‌تواند با ادعاي‌ عينيّت‌ كامل‌ به‌ ميدان‌ بيايد، و هميشه‌ ارائه‌ دهنده‌ي‌ فهمي‌ تأويلي‌ خواهد بود.     ::    دكتر شريعتي‌ : فلسفه‌ و ايدئولوژي‌ در نظر خيلي‌ از متفكرين‌، مترادف‌ پنداشته‌ مي‌شود، در صورتي‌ كه‌ رابطه‌ فلسفه‌ با ايدئولوژي‌ همان‌ اندازه‌ دور است‌ كه‌ رابطه‌ علم‌ با ايدئولوژي‌.     ::    فيلولائوس‌ (400 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : از آغاز اگر هستنده‌ها همه‌ نامحدود مي‌بودند، موضوعي‌ براي‌ شناسايي‌ وجود نداشت‌ و واحد، اصل‌ نخستين‌ همه‌ چيز است‌.     ::    هايدگر : اين‌ مرگ‌ است‌ كه‌ واقعيت‌ برابري‌ و بي‌اهميتي‌ همه‌ي‌ امور را نشان‌ مي‌دهد.     ::    بودا : چون‌ بداند كه‌ اين‌ تن‌ به‌ كردارِ كف‌ است‌ و بداند كه‌ سرشت‌ آن‌، سراب‌گونه‌ است‌ و بتواند تيرهاي‌ گُلْ مانندِ مارَه‌ را بشكند؛ جايي‌ بخواهد رفت‌ كه‌ شاهِ مرگ‌ نخواهدش‌ ديد.     ::    نيچه‌ : ذغال‌ به‌ الماس‌ گفت‌:چرا تو اين‌ قدر سختي‌؟ آيا ما با هم‌ خويش‌ نزديك‌ نمي‌باشيم‌؟ ولي‌ من‌ از شما مي‌پرسم‌:چرا اين‌ قدر نرميد؟ اي‌ برادران‌، مگر شما برادران‌ من‌ نمي‌باشيد؟     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : فرق‌ انسان‌ با ديگر جانداران‌ آن‌ است‌ كه‌ تنها انسان‌ مي‌انديشد، در حالي‌ كه‌ ديگران‌ احساس‌ مي‌كنند ولي‌ نمي‌انديشند.
پايان نامه هاآرشيو مطلب

قطب‌الدين شيرازي و علم‌الانوار در فلسفه اسلامي

26174 قاسمي، جواد
قطب‌الدين شيرازي و علم‌الانوار در فلسفه اسلامي، نوشته: جان والبريج، ترجمه جواد قاسمي/ جواد قاسمي؛ به راهنمائي : جلال‌الدين آشتياني
پايان نامه (كارشناسي ارشد) -- دانشگاه فردوسي مشهد، دانشكده الهيات و معارف اسلامي، 1374.
364 صفحه

قطب‌الدين شيرازي، محمودبن‌مسعود والبريج، جان علم‌الانوار (فلسفه) حكمه‌الاشراق (كتاب) فلسفه اسلامي Islamic philosophyسهروردي، عمربن‌محمد
چكيده : پي بردن به عمق معنا و جان كلام بسادگي ممكن نيست و بدون داشتن قريحتي ذاتي و رحمتي ربوبي ميسر نمي‌شود. ظاهر گفتار حكما از مفاهيم عميق و ژرف آن حكايت نمي‌كند، علي‌الخصوص وقتي با رمز و تمثيل همراه باشد. گاه افسون كلام و آرايه‌هاي سخن بعضي را مفتون ظاهر مي‌سازد و از درك معاني باطني بازشان مي‌دارد. خام‌انديشي آفتي است كه در اذهان بعضي رسوخ كرده و آنان را گرفتار جهل مركب ساخته است . اينان با هر گفتار در ظاهر آراسته‌اي به وجد مي‌آيند، با هر نشاني از تشخص و روشنفكري ساده‌لوحانه مجذوب مي‌شوند و هويت و اصالت خود را از ياد مي‌برند و در اين پندار باقي مي‌مانند كه با خواندن ورقي معاني دانسته‌اند. آنگاه به خود اجازه مي‌دهند در ژرفترين مسائل فلسفي و غامضترين مضامين عرفاني كه حاصل عمر حكيم يا عارفي بزرگ بوده است وارد شوند و اظهارنظر كنند. دقت‌نظر و تلاش مؤلف اين كتاب در بيان انديشه‌هاي فلسفي حكماي اسلامي قابل تقدير است ، اما قضاوت در اين موضووع را كه وي تا چه حد در فهم و استنباط فلسفهء قطب‌الدين شيرازي و شيخ اشراق بر صواب رفته به اهل فن مي‌سپارم. شرح زندگاني و آثار قطب‌الدين شيرازي از آنچه تاكنون درباره او نوشته‌اند كاملتر و محققانه‌تر است . مؤلف ، بيشتر منابع مربوط به شرح حال او را از نظر گذرانده و گاه به تحليل اخبار و گزارشهاي رسيده و مقايسه آنها با يكديگر مي‌پردازد. سير تحول زندگي قطب‌الدين، مسافرتها و ويژگيهاي اخلاقي او با استناد به منابع موجود بيان مي‌شود. نوشته‌ها و افكار قطب‌الدين با بررسي مهمترين آثارش : شرح حكمه‌الاشراق و دره‌التاج آغاز مي‌شود. مؤلف با تامل در متن عبارات و گفته‌هاي قطب‌الدين و آگاهي از مشرب فيلسوفان پيش از او به شرح و تحليل افكار وي مي‌پردازد. از آنجا كه قطب‌الدين در اصل فيلسوفي اشراقي است ، باز نمودن نكات اساسي فلسفهء اشراق و تحليل فلسفهء سهروردي در اين كتاب هدف اصلي آن را تشكيل مي‌دهد. افكار و انديشه‌هاي سهروردي در حكمه‌الاشراق ابتدا از طريق ذوق براي او حاصل مي‌شود، سپس براي اثبات آنها به اقامهء براهين فلسفي توسل مي‌جويد. شيخ اشراق در كتاب خود روي سخن با كساني دارد كه هم در جستجوي حكمت ذوقي هستند و هم در جستجوي حكمت بحثي، حكمت بحثي صرف را بايد در كتابهاي ديگر او مثل تلويحات جستجو كرد. مقايسهء فلسفه اشراق با فلسفهء مشاء - البته به گونه‌اي كه سهروردي آن را تفسير مي‌كند - و نگاهي انتقادي به آن - كه اساس حكمه‌الاشراق را تشكيل مي‌دهد از جمله مسائل ديگر مورد بحث در اين كتاب است .
دانشگاه فردوسي مشهد ، دانشكده الهيات و معارف اسلامي

کد مطلب: 234

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين