خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
سهل‌ شوشتري‌ (تستري‌) : آدميان‌ را دو چيز هلاك‌ كرد:طلب‌ عزّ و خوف‌ درويشي‌.     ::    ملاصدرا : من‌ در اين‌ زمان‌ در ميان‌ جماعتي‌ گرفتار شده‌ام‌ كه‌ هرگونه‌ تأمل‌ در متون‌ و ژرف‌ انديشي‌ را نوعي‌ بدعت‌ در دين‌ مي‌شناسند. تو گويي‌ آنها حنبليهاي‌ كتب‌ حديث‌ هستند كه‌ حق‌ با خلق‌ و قديم‌ با حادث‌ بر آنها مشتبه‌ شده‌ است‌.     ::    نيچه‌ : زاهدانه‌ترين‌ حرفي‌ كه‌ شنيده‌ام‌:«در عشق‌ حقيقي‌، روح‌ است‌ كه‌ تن‌ را در آغوش‌ مي‌گيرد».     ::    بودا : فرسوده‌ است‌ اين‌ تن‌ و لانه‌ي‌ بيماريها و بسي‌ شكننده‌. اين‌ توده‌ي‌ تباهي‌، فرو مي‌شكند. راستي‌ را كه‌ فرجام‌ زندگاني‌، مرگ‌ است‌.     ::    افلاطون‌ : (خطاب‌ به‌ بيگانه‌) پس‌ پيداست‌ كه‌ شما ديري‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ لفظ‌ «وجود» را به‌ كار مي‌بريد؛ با آنچه‌ مرادتان‌ هست‌، آشناييد. ما نيز پيش‌ از اين‌ مي‌پنداشتيم‌ كه‌ آن‌ را ] وجود را [ در مي‌يابيم‌، اما اكنون‌ متحير و دروا شده‌ايم‌.     ::    بودا : اي‌ سازنده‌ خانه‌! اكنون‌ تو را ديده‌ام‌، تو ديگر باره‌ اين‌ خانه‌ را نمي‌تواني‌ ساخت‌. لنگه‌ي‌ خر پاهايت‌ همه‌ شكسته‌ است‌ و تيرِ كاكلهايت‌ خراب‌ شده‌ اما دل‌ من‌، به‌ فرونشاندن‌ تشنگيها رسيده‌ است‌.     ::    آناكسيمندر (600 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : نخستين‌ جانداران‌ در رطوبت‌ پديد آمدند، پيچيده‌ در پوسته‌هايي‌ خاردار و همچنان‌ كه‌ عمرشان‌ فزوني‌ گرفت‌ به‌ قسمت‌ خشك‌تر بيرون‌ آمدند و هنگامي‌ كه‌ آن‌ پوسته‌ شكسته‌ شد، در زماني‌ كوتاه‌ تغيير زندگي‌ دارند.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : انقلاب‌ اسلامي‌ در كشورما، انقلاب‌ بسيار پرشوري‌ بود، پرهيجان‌ بود، پر از عشق‌ بود، اما فقر تئوريك‌ داشت‌، و اين‌ فقر تئوريك‌ يعني‌ كمبود همان‌ سهمي‌ كه‌ عقل‌، بايد نسبت‌ به‌ آن‌ اداء كند و همچنان‌، اين‌ فقر، باقي‌ مانده‌ است‌.     ::    دكارت‌ : ما بايد اراده‌ خود را محدود كنيم‌ و از حكم‌كردن‌ نا به‌ جا ممانعت‌ به‌ عمل‌ آوريم‌. ما بايد مدعيات‌ شناختي‌ خود را به‌ تصورات‌ واضح‌ و متمايز، محدود سازيم‌.     ::    بودا : تو خود آن‌ كن‌ كه‌ به‌ ديگران‌ آموزي‌؛ نخست‌ خود را خوب‌ به‌ فرمان‌ آر و پس‌ آن‌گاه‌ ديگران‌ را. راستي‌ را دشوار است‌ به‌ فرمان‌ آوردنِ خود.
پايان نامه هاآرشيو مقاله

جایگاه توجیه در شناخت شناسی معاصر

شمشیری ، محمدرضا ؛ جایگاه توجیه در شناخت شناسی معاصر ؛ راهنما : غلامرضا اعوانی ؛ مشاور : رضا داوری – غلامحسین ابراهیمی دینانی ؛ تاریخ دفاع : 19/06/82 ؛ 180 ص .
کلید واژه ها : توجیه ، شناخت شناسی ، مذهب ، اصالت انسجام ، بنیادگرایی .
چکیده
شناخت شناسی یا نظریه شناخت را به طور کلی به عنوان شاخه ای از فلسفه دانسته اند که به بررسی ماهیت و حدود شناخت پرداخته ، قابلیت اعتماد به ادعاهای معرفتی را می سنجد از این رو گفته اند که شناخت شناسی همواره با موضوعاتی همچون طبیعت ، حدود منابع و موجه بودن شناخت سر و کار داشته و دارد . چیزی که امروزه در عصر حاضر در مباحث شناخت شناسی و معرفتی مورد توجه خاص و ویژه قرار گرفته سخن از توجیه باورها یا چگونگی دست یابی به باورهای موجه است.
کلمه « توجیه » در شناخت شناسی ، که در یک کلام می توان آن را « توجیه معرفتی » خواند ، دربرگیرنده طیفی از کلمات است که در میان آنها می توان « عقلانی » ، « معقول » و «موردگواهی» را یافت .
آنچه مسلم است اینکه هدف و مقصد روانشناختی و معرفت شناختی این کلمات باور است .
ازاین رو در بحث از توجیه ، شناخت شناسان به این پرداخته اند که چه چیز باور را موجه ، معقول عقلانی یا تضمین می کند .
این رساله که طی دو بخش فراهم آمد ه است به منظور اینکه خود را به قلمرو بحث از « توجیه معرفتی » نزدیک نماید ابتدا در بخش نخست با عنوان « دربارة شناخت وشناخت شناسی » بی آن که نظر به ملاحظات تاریخی داشته باشد ، گزارشی مختصر از شناخت شناسی و شناخت آورده تا در ضمن آن بر شمردن اجزاء و عناصر مؤلفه شناخت معلوم دارد که اولاً محل بحث از توجیه در چه مقام و جایگاهی است ثانیاً باوری که مورد بحث شناخت شناسان قرار میگیرد کدام قسم از اقسام باور است .
اما هنگامی که سخن از « توجیه » سر می گیرد ملاحظه میشود که به لحاظ تاریخی ، مهمترین بیان از توجیه معرفتی همانا در دو مذهب اصالت بنیاد و اصالت انسجام صورت پذیرفته است . بنیادگرایان ، توجیه را دارای ساختار طولی و ردیفی دانسته بر این باوراند که برخی از باورها بالذات موجه اند و سایر باورها در صورت حمایت این باورهای بنیادی موجه خواهند بود . انسجام گرایان در برابر برآنند که مادامی باور موجه است که متعلق به نظام و مجموعه باورهایی باشد که یکدیگر را به طور دو جانبه حمایت می کنند .
بخش دوم این رساله با عنوان « درباره توجیه » طی پنج فصل جداگانه توجیه معرفتی را به این طور خاص در قالب دو مذهب اصالت بنیاد و اصالت انسجام مورد بحث قرار داده است . در این بخش سعی بر آن بوده است تا در حد بضاعت و به استناد منابع موجود و در اختیار بی آنکه اشخاص مورد تأکید و تأیید و تکذیب قرار گیرند محورهای اصلی این دو مذهب مورد توجه قرار گرفته و احیاناً نقاط ضعف و قوت هر یک ، چه به شیوه تطبیقی و چه به گونه انحصاری برشمرده شود .

کد مطلب: 1235

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين