کانت و مابعدالطبیعه اکرمی ، موسی ؛ کانت و مابعدالطبیعه ؛ راهنما : رضا داوری ؛ مشاور : غلامرضا اعوانی – میرعبدالحسین نقیب زاده ؛ تاریخ دفاع : 12/06/82 ؛ 229 ص . کلید واژه ها : مابعدالطبیعه ، حکم تحلیلی ، حکم تجربی ، انقلاب کپرنیکی ، روح ، جهان ، خدا . چکیده مابعدالطبیعة عقل گرایانة سنتی ، با نمایندگانی چون افلاطون ، لایبنیتس و ولف ، دارای عقایدی دربارة حقایق سرمدی ، ساختار غائی واقعیت ، اصول اولیة حاکم بر جهان یا هستی ، و موجودات فوق حسی بوده است . این مابعدالطبیعه به علت انتقاد ، بویژه از سوی تجربه گرایی هیوم ، دچار بحران شده به گونه ای که امکانپذیری آن به صورت مهمترین دغدغة فکری کانت در پژوهشهای فلسفیش درآمد . او معتقد بود که عقل گرایی دچار جزمیت است و تجربه گرایی گرفتار شکاکیت ، اما هر دو از جنبه های مثبتی برخوردارند . او تصمیم گرفت به بررسی و سنجش یا نقادی قوة شناخت انسان بپردازد ، تا سرشت و حدود قوای شناختی گوناگون و علوم مختلف را دریابد . او این نقادی را تمهیدات و پیش درآمدهایی برای مابعدالطبیعه می دانست . کانت در کنار دو نوع حکم تحلیلی و تجربی نوع سومی از حکم به نام " پیشینی ترکیبی " را مطرح کرد . وجود عناصر پیشینی در شناخت به صورت مبنای " انقلاب کپرنیکی " کانت درآمد که او توانست بر طبق آن امکانپذیری قضایای پیشینی ترکیبی در ریاضیات محض و علم طبیعی محض را تبیین و توجیه کند . او مابعدالطبیعه عقل گرایانه را متعالی [ آنسورونده ] و جزمی می خواند : متعالی به این دلیل که می خواهد از قلمرو تجربة ممکن فراتر رود ، و جزمی بدین دلیل که مدعی دستیابی به شناخت نظری مطلق یا محض بدون ارزیابی و سنجش توان خود برای این کار است . کانت معتقد بود که فلسفه دارای دو موضوع است : 1- طبیعت به عنوان موضوع " فلسفه طبیعت " . 2- اختیار به عنوان موضوع " فلسفة اخلاق " . او نشان داد که مابعدالطبیعه ، به مثابة بخش نظری فلسفة محض دارای دو بخش است : بخش 1 : " فلسفه استعلایی " یا " هستی شناسی " که به شناخت پیشینی حاوی مفاهیم و اصول محض می پردازد ، این نوع مابعدالطبیعه امکانپذیر است . این " مابعدالطبیعه عمومی " است . بخش 2 : " طبیعت شناسی عقلی " که با استفاده از مفاهیم و اصول محض به طبیعت می پردازد . این بخش به نوبة خود ، دارای دو جزء است : جزء 1- " طبیعت شناسی درونباشنده " یا " طبیعت شناسی فوق فیزیکی " با دو شاخة "فیزیک عقلی و " روان شناسی عقلی " . جزء 2- " طبیعت شناسی متعالی [ آنسورونده ] یا " طبیعت شناسی فوق فیزیکی " با دو شاخه " کیهان شناسی عقلی " و " خداشناسی عقلی " . از میان این شاخه ها تنها " فیزیک عقلی " امکانپذیر است . روانشناسی عقلی ، کیهان شناسی عقلی و خداشناسی عقلی امکان ناپذیرند زیرا موضوعات آنها ،یعنی روح ، جهان وخدا ( " انگار [ ایده ] ها " یا مفاهیم عقل محض ) طی فرایندی فاقد ارتباط با قلمرو تجربة ممکن توسط خود عقل ساخته می شوند . روان شناسی عقلی امکان پذیر خواهد بود در صورتی که به مفاهیم و اصول قابل اطلاق بر آن جنبه هایی از ذهن یا روان بپردازد که در قلمرو تجربة ممکن قرار میگیرند به گونه ای که کاربست آن مفاهیم و اصول نه متعالی [ آنسورونده ] بلکه درو نباشنده باشد . کانت برنامة " نقادی عقل محض " را به مثابة " مابعدالطبیعةمابعدالطبیعه " یا به مثابة " روش " یا به عنوان " پیش درآمد هر مابعدالطبیعه آینده " انجام داد . سپس دست به نگارش در زمینة " مابعدالطبیعة طبیعت " و " مابعدالطبیعة اخلاق " زد و تلاش داشت پژوهشهایی را که در حوزة مابعدالطبیعه به مثابة آموزه یا دانش انجام دهد.
کد مطلب: 1226
|
|