خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : اي‌ رهروان‌! به‌ كردار پيچك‌ ياس‌ كه‌ گلهاي‌ پژمرده‌اش‌ را فرو مي‌ريزد، شما نيز بايد كه‌ از آز و كينه‌ رهايي‌ يابيد.     ::    هراكليت‌ : كوتاه‌ترين‌ راهها به‌ سوي‌ نيكنامي‌، نيك‌ شدن‌ است‌.     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : عالم‌ مثال‌، مرتبه‌اي‌ از وجود است‌ كه‌ ميان‌ عالم‌ عقلي‌ و عالم‌ ماده‌ قرار گرفته‌ است‌. از نظر مشايين‌، اين‌ عالم‌ آخرين‌ عالم‌ از عقول‌ طولي‌ است‌ (به‌ نام‌ عقل‌ فعال‌) اما از نظر اشراقيين‌، اين‌ عالم‌ را بعضي‌ از عقول‌ عرضي‌ به‌ وجود آورده‌اند.     ::    بودا : اگر همراهيْ دورانديش‌ نيافتي‌ تا با تو زندگي‌ كند، خوش‌رفتار باشد و روشن‌، همچون‌ شاهي‌ كه‌ سرزميني‌ فتح‌ شده‌ را رها مي‌كند، آن‌گاه‌ تو نيز تنها برو؛ به‌ كردار يكي‌ پيل‌ در جنگل‌.     ::    دكتر شريعتي‌ : روشنفكران‌ ما هميشه‌ مأيوسند! مي‌گويند هجده‌ سال‌ پيش‌ چند دفعه‌ در خيابان‌ جيغ‌ و داد كرديم‌، ديديم‌ فايده‌اي‌ ندارد، مأيوس‌ شديم‌! ما حق‌ نداريم‌ مأيوس‌ شويم‌.     ::    زنون‌ : اگر كثرت‌ هست‌، هستنده‌ نامحدوداند. زيرا هميشه‌ در ميان‌ هستنده‌ها، چيزهاي‌ ديگر و باز هم‌ چيزهاي‌ ديگري‌ در ميان‌ اينها هست‌ و بدينسان‌ هستنده‌ها نامحدودند.     ::    دكارت‌ : ما بايد اراده‌ خود را محدود كنيم‌ و از حكم‌كردن‌ نا به‌ جا ممانعت‌ به‌ عمل‌ آوريم‌. ما بايد مدعيات‌ شناختي‌ خود را به‌ تصورات‌ واضح‌ و متمايز، محدود سازيم‌.     ::    بودا : دانايي‌ را پيروي‌ كن‌ كه‌ ملامت‌ كن‌ و دوري‌ از كار بد آموزد؛ او پيداگرِ گنجهاي‌ پنهان‌ است‌. آن‌ كو از چنين‌ دانايي‌ پيروي‌ كند آسايش‌ بيند نه‌ سختي‌.     ::    دكارت‌ : هر چيزي‌ را كه‌ من‌ به‌ طور واضح‌ و متمايز به‌ تصور آورم‌، صحيح‌ خواهد بود.     ::    بودا : به‌ راه‌ قدسي‌ نرفته‌ و در جواني‌ گنجي‌ نياندوخته‌اند، كمانهاي‌ فرسوده‌ي‌ دور افكنده‌ را مانند كه‌ برگذشته‌ افسوس‌ مي‌خورند.
پايان نامه هاآرشيو مقاله

کانت و مابعدالطبیعه

اکرمی ، موسی ؛ کانت و مابعدالطبیعه ؛ راهنما : رضا داوری ؛ مشاور : غلامرضا اعوانی – میرعبدالحسین نقیب زاده ؛ تاریخ دفاع : 12/06/82 ؛ 229 ص .
کلید واژه ها : مابعدالطبیعه ، حکم تحلیلی ، حکم تجربی ، انقلاب کپرنیکی ، روح ، جهان ، خدا .
چکیده
مابعدالطبیعة عقل گرایانة سنتی ، با نمایندگانی چون افلاطون ، لایبنیتس و ولف ، دارای عقایدی دربارة حقایق سرمدی ، ساختار غائی واقعیت ، اصول اولیة حاکم بر جهان یا هستی ، و موجودات فوق حسی بوده است .
این مابعدالطبیعه به علت انتقاد ، بویژه از سوی تجربه گرایی هیوم ، دچار بحران شده به گونه ای که امکانپذیری آن به صورت مهمترین دغدغة فکری کانت در پژوهشهای فلسفیش درآمد . او معتقد بود که عقل گرایی دچار جزمیت است و تجربه گرایی گرفتار شکاکیت ، اما هر دو از جنبه های مثبتی برخوردارند . او تصمیم گرفت به بررسی و سنجش یا نقادی قوة شناخت انسان بپردازد ، تا سرشت و حدود قوای شناختی گوناگون و علوم مختلف را دریابد . او این نقادی را تمهیدات و پیش درآمدهایی برای مابعدالطبیعه می دانست .
کانت در کنار دو نوع حکم تحلیلی و تجربی نوع سومی از حکم به نام " پیشینی ترکیبی " را مطرح کرد . وجود عناصر پیشینی در شناخت به صورت مبنای " انقلاب کپرنیکی " کانت درآمد که او توانست بر طبق آن امکانپذیری قضایای پیشینی ترکیبی در ریاضیات محض و علم طبیعی محض را تبیین و توجیه کند .
او مابعدالطبیعه عقل گرایانه را متعالی [ آنسورونده ] و جزمی می خواند : متعالی به این دلیل که می خواهد از قلمرو تجربة ممکن فراتر رود ، و جزمی بدین دلیل که مدعی دستیابی به شناخت نظری مطلق یا محض بدون ارزیابی و سنجش توان خود برای این کار است .
کانت معتقد بود که فلسفه دارای دو موضوع است :
1- طبیعت به عنوان موضوع " فلسفه طبیعت " .
2- اختیار به عنوان موضوع " فلسفة اخلاق " .
او نشان داد که مابعدالطبیعه ، به مثابة بخش نظری فلسفة محض دارای دو بخش است :
بخش 1 : " فلسفه استعلایی " یا " هستی شناسی " که به شناخت پیشینی حاوی مفاهیم و اصول محض می پردازد ، این نوع مابعدالطبیعه امکانپذیر است . این " مابعدالطبیعه عمومی " است .
بخش 2 : " طبیعت شناسی عقلی " که با استفاده از مفاهیم و اصول محض به طبیعت می پردازد . این بخش به نوبة خود ، دارای دو جزء است :
جزء 1- " طبیعت شناسی درونباشنده " یا " طبیعت شناسی فوق فیزیکی " با دو شاخة "فیزیک عقلی و " روان شناسی عقلی " .
جزء 2- " طبیعت شناسی متعالی [ آنسورونده ] یا " طبیعت شناسی فوق فیزیکی " با دو شاخه " کیهان شناسی عقلی " و " خداشناسی عقلی " .
از میان این شاخه ها تنها " فیزیک عقلی " امکانپذیر است .
روانشناسی عقلی ، کیهان شناسی عقلی و خداشناسی عقلی امکان ناپذیرند زیرا موضوعات آنها ،یعنی روح ، جهان وخدا ( " انگار [ ایده ] ها " یا مفاهیم عقل محض ) طی فرایندی فاقد ارتباط با قلمرو تجربة ممکن توسط خود عقل ساخته می شوند .
روان شناسی عقلی امکان پذیر خواهد بود در صورتی که به مفاهیم و اصول قابل اطلاق بر آن جنبه هایی از ذهن یا روان بپردازد که در قلمرو تجربة ممکن قرار میگیرند به گونه ای که کاربست آن مفاهیم و اصول نه متعالی [ آنسورونده ] بلکه درو نباشنده باشد .
کانت برنامة " نقادی عقل محض " را به مثابة " مابعدالطبیعةمابعدالطبیعه " یا به مثابة " روش " یا به عنوان " پیش درآمد هر مابعدالطبیعه آینده " انجام داد .
سپس دست به نگارش در زمینة " مابعدالطبیعة طبیعت " و " مابعدالطبیعة اخلاق " زد و تلاش داشت پژوهشهایی را که در حوزة مابعدالطبیعه به مثابة آموزه یا دانش انجام دهد.

کد مطلب: 1226

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين