خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
ابونصر سراج‌ : كلامي‌ كه‌ زبان‌ آن‌ را از وجدي‌ كه‌ از معدن‌ فيض‌ به‌ دل‌ افاضه‌ شده‌، بيان‌ كند، اين‌ كلام‌ شبيه‌ و نزديك‌ به‌ دعوي‌ باشد، جز اينكه‌ اهل‌ اين‌ وجد، آزموده‌ و محفوظ‌ از خطا باشد.     ::    فيلولائوس‌ (400 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : از آغاز اگر هستنده‌ها همه‌ نامحدود مي‌بودند، موضوعي‌ براي‌ شناسايي‌ وجود نداشت‌ و واحد، اصل‌ نخستين‌ همه‌ چيز است‌.     ::    بودا : رهرو با تني‌ آرام‌، گفتاري‌ آرام‌ و انديشه‌اي‌ آرام‌، نيكْ مجموع‌، و چيزهاي‌ اين‌ جهاني‌ را رها كرده‌، او را آرامش‌ يافته‌ مي‌خوانند.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : درباره‌ چيزهاي‌ ناديدني‌، تنها خدايان‌ بينش‌ واقعي‌ دارند، اما انسانها فقط‌ از روي‌ نشانه‌ها مي‌توانند داوري‌ كنند.     ::    داوري‌ اردكاني‌ : با پيش‌ آمدن‌ حادثه‌ غرب‌ و تاريخ‌ غربي‌، نوعي‌ نگاه‌ به‌ موجودات‌ و به‌ آدميان‌ و به‌ زبان‌ و تاريخ‌ پديد آمده‌ است‌ و با استقرار عالم‌ غربي‌، درك‌ مبادي‌ آرا و غايت‌ نظر متفكران‌ گذشته‌ دشوار شده‌ است‌. به‌ اين‌ جهت‌ بايد آن‌ حادثه‌ را بازشناخت‌.     ::    بودا : به‌ راه‌ قدسي‌ نرفته‌ و در جواني‌ گنجي‌ نياندوخته‌اند، كمانهاي‌ فرسوده‌ي‌ دور افكنده‌ را مانند كه‌ برگذشته‌ افسوس‌ مي‌خورند.     ::    نيچه‌ : ذغال‌ به‌ الماس‌ گفت‌:چرا تو اين‌ قدر سختي‌؟ آيا ما با هم‌ خويش‌ نزديك‌ نمي‌باشيم‌؟ ولي‌ من‌ از شما مي‌پرسم‌:چرا اين‌ قدر نرميد؟ اي‌ برادران‌، مگر شما برادران‌ من‌ نمي‌باشيد؟     ::    بودا : چه‌ آلايشها كه‌ بر او چيره‌ شده‌، به‌ كردار يكي‌ پيچك‌ بر يكي‌ درختِ انبوه‌. با خود آن‌ كند كه‌ كامِ دشمن‌ است‌.     ::    دكتر شريعتي‌ : روشنفكران‌ ما هميشه‌ مأيوسند! مي‌گويند هجده‌ سال‌ پيش‌ چند دفعه‌ در خيابان‌ جيغ‌ و داد كرديم‌، ديديم‌ فايده‌اي‌ ندارد، مأيوس‌ شديم‌! ما حق‌ نداريم‌ مأيوس‌ شويم‌.     ::    بودا : رهرو شاد از هشياري‌، با بيم‌ در تن‌ آساني‌ مي‌نگرد، بالا مي‌رود به‌ كردار آتش‌، و بندها را همه‌، خواه‌ خُرد خواه‌ كلان‌، مي‌سوزاند.
پايان نامه هاآرشيو مقاله

تصحیح و تعلیق کتاب کشف الفواید فی شرح قواعد العقاید

صاحبی شاهرودی ، عبدالعلی ؛ تصحیح و تعلیق کتاب کشف الفواید فی شرح قواعد العقاید ؛ راهنما : ید محمد باقر حجتی ؛ مشاور : علیرض فیض ؛ تاریخ دفاع : 16/05/76 ؛ 187 ص .
کلید واژه ها : تفکر ، تقابل ، جوهر فرد ، واجب عقلی ، واجب نقلی .
چکیده
بر هیچ اندیشمندی پوشیده نیست که امتیاز انسان بر دیگر موجودات خصیصه ای است که منحصر در انسان است و در دیگر موجودات نیست ، این خصیصه اعضاء و ارگانهای مادی و فیزیکی و حواس پنجگانه ظاهری نیست چرا که این امور در حیوانات قوی تر از انسانهاست .
بنابراین امتیاز انسان بر دیگر موجودات به داشتن تفکر و تعقل است و از آنجا که بشر موجود اندیشمند است تراوشهای سلولی مغزی او در طول تاریخ علم و فرهنگ و تمدن و تفکر چهار جریان فکری مهم ( مشائی ، اشراقی ، کلامی ، عرفانی ) را به وجود آورده است .
یک بحث مهم رساله ، جوهر فرد و جزء لایتجز است که در چکیده نمی گنجد ، سپس اقسام عرض را به اعتقاد متکلمان آنگاه به اعتقاد حکما بیان می کند سپس به اقسام تقابل ( 1- تضاد 2- نفی و اثبات 3- عدم و ملکه 4- تضایف ) و تعریف آنها می پردازد . دور و تسلسل را تعریف و ابطال می کند . آنگاه حدوث اجسام را اثبات می کند . [ جسم خالی از حوادث نیست و هر چه خالی از حوادث نیست حادث است ] در اثبات صانع به اعتقاد حکما گوید : بدون شک موجودی هست ، اگر واجب بالذات باشد مطلوب اثبات شده و الا یا دور و یا تسلسل
می شود .
صفات خدا را به ثبوتی و سلبی تقسیم کرده در بحث قدرت می گوید : اگر خدا فاعل موجب باشد ( مثل آتش و حرارت ) عالم قدیم خواهد شد . تالی باطل است و مقدم نیز مانند آن . و در صفت علم و اثبات آن گوید افعال الهی محکم و متقن است و هر که چنین باشد عالم است آنگاه اقوال مختلف را در علم الهی نقل می کند در بحث حسن و قبح عقلی نظر منکرین ( اشاعره ) را رد و نظر مثبتین ( معتزله ) را تأیید می کند .
آنگاه بحث نبوت و مباحث مربوط به آن مانند عصمت انبیاء را مطرح می کند و اعتقاد امامیه ، معتزله اشاعره و دیگر فرق اسلامی را شرح می دهد و قول برهمنان هند را نقل و رد می کند سپس بحث معجزه را می آورد . در اثبات اصل نبوت از قاعده اجتماعی : الانسان مدنی بالطبع استفاده می برد و طی چند مقدمه آن را به اثبات می رساند در بحث نسخ و جواز عدم آن ، قول جواز را به کافة مسلمین و جمعی از یهود نسبت می دهد ، و در بحث امامت پس از تعریف آن بحث وجوب نصب امام را مطرح می سازد که بعضی آن را واجب عقلی و برخی واجب نقلی دانسته اند . و بعضی نه واجب عقلی و نه نقلی دانسته اند .

کد مطلب: 1208

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين