ويكتور فرانكل‌: چه‌ خوبست‌ كه‌ روبه‌روي‌ مجسمه‌ آزادي‌ آمريكا در سواحل‌ شرقي‌، مجسمه‌ مسئوليت‌ را نيز در سواحل‌ غربي‌ آمريكا، بنا كنيم‌.  ***
اقبال‌ لاهوري‌: اصل‌ معني‌ را ندانم‌ از كجاست‌/ صورتش‌ پيدا و با ما آشناست‌/ راز معني‌، مرشد رومي‌ گشود/ فكر من‌ بر آستانش‌ درسجود  ***
۰
چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۵

همتی بدرقه راه کن

فلسفه تنها برازنده یونانیان و ایرانیان است. «ابن خلدون»
برجسته ترین امتیاز معنوی مردم ایران گرایش آنان به تعقل فلسفی است. «محمد اقبال لاهوری»
ایرانیان نخستین "قوم تاریخی" هستند. آغاز تاریخ جهانی به معنای درست، از همان جاست. «هگل»

ایران
از دیدگاه جغرافیای انسانی، محدود به منطقه وسیعی است که زبانهای ایرانی، یعنی: فارسی، کردی، بلوچی، آذری، اسی یا استی و پشتو یا افغان در آن نقاط زبانهای رایج و مسلط بوده و هست. این منطقه نه تنها ایران کنونی، بلکه بخشهای وسیعی از آسیای صغیر و آسیای مرکزی و افغانستان و پاکستان و هندوستان را در بر می گیرد. هم اکنون زبان رسمی تاجیکستان، فارسی است و نیز در قفقاز به لهجه های گوناگون استی، تکلم می کنند.

زبان فارسی و زبان پشتو زبان رسمی افغانستان است و در نواحی وسیعی از پاکستان نیز به همین زبان تکلم می کنند. آیا لزومی دارد که از حضور زنده و فعال زبان و فرهنگ فارسی در کشورهای ترکیه و عراق صحبت شود؟ یا اینکه گفته شود زبان فارسی به مدت چند قرن، زبان رسمی شاعران دربار مغول هند بوده است و آخرین فیلسوف و شاعر بزرگ هند محمد اقبال لاهوری، زیباترین اشعار فلسفی و عرفانی اش را به زبان فارسی سروده است؟ زبان آذری در نواحی وسيعی از ايران و آسيای ميانه و آسيای غربی گسترده است و فيلسوفان و شاعران بزرگی از مولانا و رجبعلی تبريزی گرفته تا شهريار به اين زبان، کتاب نوشته و شعر سروده اند.

اندیشه ایرانی به این بسنده نکرد
از قرن هفتم میلادی یا اول هجری به بعد ایرانی مُهر و نشان خود را نیز بر تمامی آنچه که فلسفه و تفکر اسلامی نام دارد، نهاده است. نه تنها فارابی و ابن سینا و سهروردی، بزرگترین فیلسوفان جهان اسلام، ایرانی بوده اند بلکه بزرگترین مفسر قرآن مجید در تاریخ جهان اسلام یعنی محمدبن جریر طبری و یا برجسته ترین متفکر اهل سنت یعنی امام محمد غزالی نیز از همین کشور برجسته اند. بی آنکه احتیاجی باشد از دیگر متفکران مکاتب فلسفی ایران، سخن برانیم، حضور زنده و فعال همین پنج تن، در تمامی زمینه های تفکر اسلامی، خود گویای دریایی از مطلب است. 

ما در کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت 
برای خویش رسالتی تاریخی یافته ایم و سودای آن داریم تا به قدر توان و توش، پلی میان گذشته و اکنون، رشته ی پیوندی میان شرق و غرب و جایگاهی برای اندیشه ورزی فلسفی جوانان میهن باشیم.

گامهایتان را به این پهنه آزادگی و بالندگی، خوش آمد می گوییم.
در این پویه ی گرانمایه با ما همراه شوید. 

خواننده گرامی
در بازنمون دیدگاههای فیلسوفان، ما روش همدلانه را پیش گرفته ایم، بنا بر این در هنگام تبیین آراء فیلسوف، از نگاه یک همدل و همسو به افکارش و زندگانی اش نظر انداخته ایم. شیوه ما همان است که برتراند راسل بعنوان سخنی روشنگرانه در این باب - به زبان رانده است:
" هنگام بررسی آراء و افکار یک فیلسوف نگرش درست این است که نه تکریمش کنیم، نه تحقیرش، بلکه در ابتدا همدلی مفروضی با داشته باشیم تا رفته رفته دستگیرمان شود که پذیرفتن نظریات او یعنی چه، و چون به اینجا رسیدیم می توانیم نگرش انتقادی در پیش گیریم."
Share/Save/Bookmark
نام شما

ایمیل شما
نظر شما *


با سلام من يك درمانده ام ؟!
سوال من ازخداهميشه اين بود:
چرامن هستم؟چرااينقدرسوال درذهن دارم؟ تو كيستي كه من اينگونه براي يافتنت بي قرارم؟ ديگرخسته شدم اينقدر فكركردم وجزتوهم وخواب وخيال هيچ نسيبم نشد،من خدارا مي خواهم اوراباوركنم همانطور كه اگركسي مراببيند بدون آنكه مرالمس كند قلباباورداردكه من وجوددارم .چگونه شدني است؟من یک دریا،تلاطمم....
با سلام لطفا راهنمایی بفرمایید برای شروع خواندن فلسفه ازچه کتابهایی باید استفاده نمود ؟همیشه سبز باشید
به دوستي كه سوال زير را پرسيده ميگويم:
به قول نيچه خود ديوانه بودن به! همان خداي دورن توست كه تو را به اين همه تفكر واميدارد. اين همه تلاش براي يافتن جواب حاكي از حيات ما دارد. بدنبال خداي درونت باش! درماندگي زماني است كه تو ديگر سوالي از هستي. خدا و .. نداشته باشي....
سلام
به خاطر كار ارزشمندي كه مي كنيد متشكرم
البته اميدوارم در اين راه نگرشي كاملا علمي و به دور از
هر گونه تعصب و تنگ نظري داشته باشيد در ضمن به دوست عزيزي كه خودشان را يك درمانده معرفي كرده اند مي گويم براي درست انديشيدن ابتدا بايد ابراهيم بت هاي خود باشند...
دريغ ايران من که با اینهمه اندیشمندان بزرگ رفتي ازياد....
آنكه دغدغه فلسفي ندارد هيچ ندارد.
آنكه فلسفه نمي داند هيچ نمي داند....باور کنید مرا...
کاملا درسته.هممون همه چی داریم .. فقط چشم نداریم...
چشم هارا باید شست ... میتوان با قلب دید..
دست همه ي شما عزيزان درد نكنه. درود بر انسانهايى كه از دو چيز نمي ترسند؛ تفكر و مرگ
من باور دارم که :اگر بايد فيلسوفي كرد بايد فيلسوفي كرد و اگر نبايد فيلسوفي هم كرد باز بايد فيلسوفي كرد.
شما ايرانيان فقط دلخوش به تذكار گذشته باستاني تان هستيد وخود بهتر مي دانيد كه اكنون و حالا از ان فرهنگ وانديشه چيزي برايتان نمانده است .هر گوشه كلان شهرهايتان وحتي روستاهايتان بوي بي گانگي مي دهد .برخی فرهنگيانتان خود راشبيه غربيان مي كنند.تعدادی از زنانتان از مانكنها الگو مي گيرند ..اگر باور نداريد همانطور كه دوست عزيز گفته چشم هايتان رابشوپيد اما بادل نه بلكه با فكر به جامعه خودتان نگاه كنيد .ازواقعيت نبايد اباداشت
شما اكنون هيچ چيزي نداريد.
فقط مي توان گفت :
بر سر گنج از گدايي مرده ايم !!
اين متن را در جواب شخص اماراتی كه در پايين مطلب مضحكي درباره ما ايرانيان نوشته اند - مينويسم :
در اینکه ما در گذشته همه چیز داشته ایم شکی نیست و نیاز به تایید شما ندارد .
از آنجایی که شما نه در گذشته چیزی داشته اید و نه حال ، دل برایتان می سوزد . تنها چیزی که شما دارید پول است و دیگر هیچ .ایرانی هنوز ایرانی است و همیشه سرفراز.
ايران هميشه زنده است اين دوست اماراتي ما نبايد باديه و چادر نشين بودن و بی \یشینگی خود را فراموش كند .تاريخ و تمدن هر ملت اينده اون ملت را میسازه .اي دوست به پيشرفت ضاهری و بی ریشه و كاخهاي الانت نگاه نكن به خفت و خاري اينده نگاه كن...که همه چیزتان ٤٠٠ سال است که دست انگلیس هاست...
همچون يكي از هموطنان اين چند واژه را در پاسخ به فردي كه به حق لطيفه نگاري كرده است مي نويسم:
تذكار گذشته ما تاييدي بر غناي ماست و نه خسران ما. دوم آنكه زايش و توسعه منحصربفرد مواقع و پديده هاي تمدني و فرهنگي سهل است تا اعم از راستاي زماني و مكاني و حتي زهدان اجتماعي- سياسي خود مقايسه و مطابقت داده شود و در حقيقت و در كمال احترام اين شكل از نگرش ساده شده نوعي حماقت و جهالت است.
اينجانب براي دوست عزيزمان بسي تاسف مي خورم كه خرد انساني والامرتبه خويش را به پاي هياهوي ژورناليستي و عربده هاي ابتذال رسانه اي قرباني و ذبح مي كند. شايد دوست ما فراموش كرده اند كه چگونه بايد شرايط پيراموني خويش را مورد مداقه و مطالعه قرار دهند.
با سلام و عرض ادب.
چند مدتی بود که در اینترنت دنبال سایتی درباره فلسفه می گشتم. خدا را شکر سایت شما را پیدا کردم و خیلی هم استفاده کردم. از زحماتتوت خیلی ممنونم.
آقاي توسلي اگه ايراني نيستي و تمدن ایرانی را نمیشناسی لطفا در مورد ايران حرف نزن.
در پاسخ به آن دوست اماراتي ميگويم:
.استعمار انگلیس عرب ها را نوکر خود کرد و انها را از ما جدا نمود
وناسیونالیسم کشکی عربی درست کرد در حالیکه قوم عرب اصیل
محدود به جزیرته العرب است.نه مصری عرب است نه سوری ونه
سودانی .اینها تحت فشار بنی عباس زورکی عرب زبان شدند.
من با یک مصری در پاریس صحبت میکردم میگفت ما مصری هستیم و تمدن به مراتب عظیم تری نسبت به اعراب داریم.و فقط برای این خاطرعضو اتحادیه عرب شده ایم که جیب شیوخ نفتی را خالی کنیم!
٢. جزیرته العربیه ای ها یک زمان باشمشیر بنی عباس همسایه های خود را میچاپیدند و حالا پس از تحقیر قطر و یمن و امارات با پول نفت رفته اند برای انگلیس در پاکستان حوزه ی نفوذ باز کنند.
٣.دوست عزیز اماراتی.من و تو به عنوان ایرانی باید مواظب فتنه
انگلیس ها و سعودی های نوکر صفت و طالبان ساز باشیم.
قربانت.
با سلام
خيلي خوشحالم كه سايتتون را پيدا كردم اوايل تاسيس اين انجمن من افتخار اين را داشتم كه در يك سري جلسات شركت مي كردم و يك وقفه طولاني افتاد تا دوباره از طريق سايت شما را پيدا كردم.
من فارغ التحصيل در مقطع كارشناسي ارشد رشته فلسفه هستم و از طريق آقاي ملايري كه هم دانشكده ايي بوديم با اين انجمن آشنا شدم. خوشحال ميشم دوباره با شما همكاري كنیم .
با تشكر
زارا امجدان
ضمن تشكراز همت والاي شما.ميخواستم بدونم فلسفه تحليلي روبايد ازكجا شروع كرد؟
IPTRA:به صفحات ویژه ی فلسفه ی علم(در بخش فلسفه های مضاف) مراجعه فرمایید.
از اینکه بدون جانب گرایی و نگاه از دیدگاه خاصی به مسایل فلسفی می پردازید بسیار خوشحالم . از دوستم که این سایت رو به من معرفی کرد خیلی ممنونم و از شما بابت راه اندازی این سایت خیلی خیلی متشکرم.
با سلام

می خواستم بدونم من برای طرح کردن سوالاتم و گرفتن جوابشون به کجای سایتتون می تونم مراجعه کنم و اینکه شما می تونید منبعی رو برای گرفتن پاسخ سوالات معرفی کنید؟
IPTRA:بهتر است به سالن اجتماعات کانون مراجعه فرمایید.
سلام
من دانشجوي رشته ي مهندسي كامپيوتر هستم و علاقه ي وافري به فلسفه دارم سايت شما واقعا عاليه
دوستان لطفا بامعرفي كتاب كمكم كنيد فلسفه را به طور جدي دنبال كنم...با تشكر
سلام

چرا باید رویکرد سیاسی داشته باشید ؟؟

یعنی اینکه چرا باید توی لیست ِ فیلسوفانی که نوشتید اسم ِ آقای منتظری نباشه؟

دنیای جالبیه !

ضمنا چون جایی برای نوشتن این حرف نبود اینجا نوشتم.
سلام من خوشحالم که این سایت رو پیدا کردم.من لیسانس حقوق هستم.به فلسفه و عرفان و ادیان علاقه مندم.لطفا من رو برای مطالعه ی جدی فلسفه و عرفان و ادیان و اینکه از کجا باید شروع کنم راهنمایی کنید.متشکرم.
تقديم به ياران فلسفه وعرفان

نردبان ِ آسمان
موج ِ اوج ِ مثنوی خیزد کنون
شد قرار ـ آرام و باز آمد جنون
موج ها از اوج ها بر شانه ات ،
می شود آوار و کوبد خانه ات .
کشتی ِ جان را فرو ریزد ز هم
عقل و حیرت را در آویزد به هم .
تا شنا دانی ، همی جان می کنی
دست و پا بیهوده درهم می زنی
در شنا ، نا آشنا شو با شنا ،
تا کند موجش به مرگت آشنا .
بحر ِِاستغناست این ، خود را مبین !
غرق ِ آبی ، دم فرو کش ؛ خوش نشین !
همچو ماهی جملگی آواز شو !
آب را خوان ، از برش غماز شو !
ــ تا نگیرد چشم را ظلمت چو قیر
کی شود از آفتابش مستنیر ؟
ور نه از روزن به هر سو بنگرد
هر که را رویی ست ، او را بگرود ــ
پس به سر ، موجش تو را ساحل برد
این قرار و خواب ، کی عاقل برد ؟
حضرت ِ معشوق در خواب آیدت
گویدت : " درکش ! می ِ ناب آمدت !
قصد ِ من این بود از آغاز ِ کار ،
عاشقی چون تو در آید پر شرار
خان و مان و هستیش ویران کنم
وآنگهش بر خوان ِ خود مهمان کنم .
آن "اناالحق" گوی را سامان دهم ،
شور ِ مستی ِ و ِ را ، پایان دهم.
هم شوم چشم ِ وی و هم گوش ِ او
هم زبانش ، هم روان و هوش ِ او . 1
پر گشاید در من و حیران شود
عاقبت ، آرام یابد ، جان شود .
یا امانت دار ِ من ، داخل بیا ! 2
عقل را بیرون بنه ، جاهل بیا !
صد هزاران تا هزاران سال و ماه ،
رفتگان ، وآیندگان پویند راه ،
تا یکی در کوی جان ماوی کند !
تا دلش را داغ ِ من رسوا کند !

آینه گشتم که مدهوشم شوی !!
خیره گردی ، خام و خاموشم شوی
بیش از این در آینه ، حسنت مبین !
از تو زیبا گشته ام ، ما را ببین ! "
( م ــ زیبا روز ) بهاران 88 آلمان

نردبان هایی ست پنهان در جهان
پایه پایه تا عنان ِ آسمان ... مولانا
1) ناظر است بر حدیثی قدسی .
2) ناظر است بر آیه 72، احزاب : "ما این امانت را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کردیم ،
از تحمل آن تن زدند و ترسیدند .انسان آن را بر دوش گرفت ، که آکنده از ستم و نادانی بود
خوانش شعر با صدای بهمن شریف




سلام چرا توي سايت اسمي از دكتر شريعتي نيست؟
فرق فلسفه قاره ای با فلسفه تحلیلی چیست؟
با تقدير از تلاش هاي شما من هم علاقمندم تا قدمي براي زدن اين پل ميان قديم و جديد بر دارم .
شايد بتوان به فلسفه مستقلي براي ايران رسيد.
سلام.
با تشكر از شما به خاطر فكر خوبتان .
من حسين ليسانس معماري هستم.
خيلي به فلسفه و عرفان علاقه مندم و ميخوام درست و حسابي از پايه شروع كنم.
خيلي خوشحال ميشم اگه يكي دوستی باشه و دست مارو بگيره.
دستي گير تا دستي دستت گيرد.
منتظرم.
سلام-فريبا هستم .فوق ليسانس روان شناسي کودک. پسر شانزده ماهه اي دارم که مي خواهم از سه سالگي با فلسفه اشناش کنم در همين راستا تصميم گرفته ام اطلاعات خودم را افزايش بدهم و در ادامه راهي براي اموزش به يک کودک پيدا کنم . در اينترنت جستجو مي کردم که با اين سايت اشنا شدم . دوستان لطفا براي رسيدن به هدفم مرا راهنمايي کنيد .در ضمن ما ساکن ايران نيستيم.
چه همه پيام ! واقعا كانون خوبيه فقط من مطلبي در مورد شناسنامه و زمينه فعاليتتون و نشريات تخصصي و كتابهايي كه منتشر كرديد نديدم به جزء درباره ي ما اگر بگيد ممنون ميشم .
بسمه تعالی
با تشکر از گردانندگان این کانون و این تارنمای پرمغز ذکر یک نکته ی اساسی را بر خود واجب میدانم و آن این که از بند اول این سخن بشدت بوی تعصب نژادی میاید و یا در حالت خوش بینانه تر یک غفلت اساسی صورت گرفته است !
شما ای نویسنده ی ناشناس محترم این مکتوب ! چگونه و با چه استدلالی تصور میکند که ""از دیدگاه جغرافیای انسانی، محدود به منطقه وسیعی است که زبانهای ایرانی، یعنی فارسی، کردی، بلوچی، اسی یا استی و پشتو یا افغان در آن نقاط زبانهای رایج و مسلط بوده و هست.""صرف نظر از تعریف دقیق نام ایران که در آن اقوامی چون ترک ها در بسط و شرح فلسفه آگر سهمی بیشتر از سایر اقوام نداشته باشند سهمی کمتر ندارند بهتر است یادآور شویم که قبول سخن نویسنده ی محترم به منزله حذف بزرگانی چون ابوعلی سینا . سهروردی . علامه طباطبایی و . . . از ساحت اندیشه ی فلسفی ایران و چه شیرین لطیفه ای است تعریف این فرد از نام والای ایران .
با سلام مطالب شما عالي است
سلام.مع‌الأسف تازه با سایت شما آشنا می‌شوم.خیلی ذوق‌زده و خوشحالم.مطمئناً هر روز به شما سر خواهم زد.تشکر بی‌نهایت از شما
سلام مطالب بسیارجالبی دارین خیلی دوست دارم از نزدیک با کانون اشنا بشم تازه عضو کانون شدم من رو بیشتر راهنمایی کنیدممنون میشم.
سايت جالبي هستش اميدوارم در آينده مطالب بيشتري در سايت قرار دهيد
افتخار من ايراني بودن من است چرا كه اولين يكتا پرستان تايخيم و افتخار داشتن يك تاريخ كهن و ريشه اي به طول تاريخ دارم
موفق باشيد
دوست دارم راجع به عرفان يك راهنما داشته باشم
ایرانی آزاد با احترام متقابل بین اقوام واعتلای آن .
سلام ضمن تشكر از سايت پر محتوايي كه ايجاد كرده ايد بايد بگويم افتخار ميكنم به ايرانيتم چون ايران در درجه اي از آگاهي و انسانيت قرار داشت كه به لطف خداوند كانون اسلام وتشيع قرار گرفت و الا ايراني بودن بدون گوهر اسلام هيچ ارزشي نخواهد داشت.
باسلام.خواستم خدمتتان عرض كنم كه تعريف شماازعنوان پژوهشگرفلسفه اشتباه است.شمادرتعريفتان فرموده ايد: درتعريف مادانش آموخته فلسفه كه يك اثرفلسفي داشته باشدپژوهشگرفلسفه ناميده ميشود.اين تعريف اشتباه است چون حوزه پژوهش فلسفه رامحدود مي كند به دانش آموختگان فلسفه.بنده خيلي هاراميشناسم كه تحصيلات دانشگاهي ندارند اماپژوهشگراني بزرگندنمونه آن جناب آقاي عبدالحسين استحكامي جهرمي كه ازداراي مدرك ديپلم نظام قديم ودانشجوي اخراجي درزمان انقلاب فرهنگي(به دليل عضويت درنهضت آزادي) وازدوستان صميمي مرحوم مهندس بازرگان ومرحوم مهندس سحابي است ومقالات زيادي درزمينه فلسفه داردكه برخي ازآنهارادرمجلات كيان وايران فردامنتشركرده است.ايشان بارهابه مناظره با مرحوم دكترشريعتي.مرحوم علامه جعفري.دكترعبدالكريم سروش.دكترسروش دباغ.دكترساراشريعتي.آقاي مصباح وديگران پرداخته است وموردتحسين همگان خصوصاازطرف دكترسروش قرارگرفته است.خلاصه كلام: تعريفتان تنگ نظرانه است لطفاآنرااصلاح كنيد.باسپاس بي كران
هزاربار ممنون بابت سایت فوق عالیتون
امیدوارم بتونم جواب خیلی از چرا هامو پیدا کنم اینجا
با سلام . از نظم و ترتيب و تنوع مطالب تان سپاسگزارم .
خواهشمندم به من بگوييد اگر بخواهم با فلسفه آشنا شوم و برنامه منظمي را در اين باره داشته باشم ُ ازكجا و يا از چه كتابي آغاز كنم . آيا در اين باره فيلم ُ سي دي و يا ... وجود دارد؟
(در ضمن من در سمنان ساكن هستم)
یک ساله علاقه عجیبی به فلسفه پیداکردم سوالات زیادی دارم از دنیا بریدم دنبال یک حکیم عارفم تا درد دل کنم تا اون موقه دیوانه نشم خوبه!
كار خوبي رو شروع كرديد امپدوارم در مسير راهتون به ديگر وجوه معرفتي و فرهنگي همانند هنر و علم نيز نظر داشته باشيد چون بنا برقول هايدگر كه در سايت ديدم امروز ديگر عصر فلسفه محض نيست و اصولا معتقدم هر نگاهي كه رابطه اش رابا متن زندگي و طبيعت در معناي طبيعت قطع كند و گاه فراموش كند كه انسان با همه پيچيدگيهاي انديشه اي جزيي از طبيعت است نه خارج آن ؛ آن نگاه دير يا زود دچار خلل خواهد شد . با تشكر
فقط حضرت استاد دینانی یعنی فيلسوف،حکيم، عارف به تمام عیار هستن