خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
ويتگنشتاين‌ : گزاره‌ها نمي‌توانند راجع‌ به‌ امر برتر، چيزي‌ را بيان‌ كنند.     ::    بودا : بوي‌ خوش‌ رهروان‌، كه‌ تا خدايان‌ مي‌رسد، والاتر از همه‌ است‌؛ اما بويي‌ كه‌ از صندل‌ و ياس‌ برمي‌خيزد بسي‌ دور نمي‌رود.     ::    بودا : ذهني‌ كه‌ انباشته‌ از انديشه‌هاي‌ آزمندي‌، خشم‌، و شيفتگي‌ است‌ اعتماد را نشايد. چنين‌ ذهني‌ را نبايد به‌ حال‌ خود رها ساخت‌؛ آن‌ را بايد سخت‌ مهار كرد. نه‌ مادر، نه‌ پدر و نه‌ هيچ‌ يك‌ از نزديكان‌ نمي‌توانند به‌ اندازه‌ يك‌ ذهن‌ تربيت‌ شده‌ در حق‌ ما نيكي‌ كنند.     ::    داوري‌ اردكاني‌ : شك‌ دكارت‌ با شك‌ غزالي‌ فرق‌ دارد و اگر كسي‌ مي‌خواهد «تقريرات‌ دكارت‌» با «المنقذ من‌ الضلال‌» مقايسه‌ كند بايد به‌ اصل‌ و آغاز و مقاصد و نتايجي‌ كه‌ از اين‌ دو اثر حاصل‌ شده‌ است‌، توجه‌ كند و صرف‌ عبارات‌ ظاهر و ظواهر الفاظ‌ را در نظر نياورد.     ::    بودا : اگر همراهيْ دورانديش‌ بيابي‌ كه‌ با تو زندگي‌ كند، خوشْرفتار باشد و روشن‌، بايد كه‌ با او زندگي‌ كني‌؛ شاد و آگاه‌ و چيره‌ به‌ همه‌ي‌ خطرها.     ::    بودا : رهرو، جوان‌، كه‌ خود را به‌ آموزه‌ي‌ بودا مي‌سپارد، چون‌ ماه‌ آزاد از ابر، اين‌ جهان‌ را روشن‌ مي‌كند.     ::    زنون‌ : اگر كثرت‌ هست‌، هستنده‌ نامحدوداند. زيرا هميشه‌ در ميان‌ هستنده‌ها، چيزهاي‌ ديگر و باز هم‌ چيزهاي‌ ديگري‌ در ميان‌ اينها هست‌ و بدينسان‌ هستنده‌ها نامحدودند.     ::    بودا : حكومت‌ بر روحيه‌ ناپايدار دشوار است‌؛ چه‌، آن‌ به‌ هر جا بخواهد مي‌رود. تسلط‌ بر روحيه‌، كار شايسته‌اي‌ است‌؛ آن‌ را آرام‌ و نيك‌بختي‌ را تأمين‌ مي‌كند.     ::    مولانا : زهر مار، آن‌ مار را باشد حيات‌/ نسبتش‌ با آدمي‌ باشد ممات‌/ پس‌ بد مطلق‌ نباشد در جهان‌/ بد به‌ نسبت‌ باشد، اين‌ را هم‌ بدان‌     ::    نيچه‌ : مردم‌ دنياي‌ امروز به‌ واسطه‌ي‌ مهجوريتي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ مصطلحات‌ ديني‌ مسيح‌ پيدا كرده‌اند، ديگر قادر نيستند علو و عظمت‌ وحشت‌آور مفهومي‌ را كه‌ كلمه‌ رمز و معماي‌ «خداي‌ روي‌ صليب‌» در ذهن‌ و ذوق‌ مردمان‌ عهد عتيق‌ داشت‌، احساس‌ كنند.
منطق