خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
نيچه‌ : همسايه‌ي‌ ما، همسايه‌ي‌ ما نيست‌، همسايه‌ي‌ همسايه‌ي‌ ماست‌. هر ملت‌ چنين‌ مي‌انديشد.     ::    دكارت‌ : ما قادر هستيم‌ مدعي‌ شويم‌ كه‌ جسم‌ وجود ندارد و همچنين‌ ادعا كنيم‌ كه‌ جهاني‌ نيز وجود ندارد... اما هرگز نمي‌توانيم‌ ادعا كنيم‌ كه‌ من‌ وجود ندارم‌. زيرا من‌ مي‌توانم‌ در حقيقت‌ ساير اشياء، شك‌ كنم‌.     ::    بودا : رهرو سرشار از شادي‌، سرشار از ايمانِ به‌ آموزه‌ي‌ بودا، به‌ راه‌ آرامش‌ خواهد رسيد.     ::    دكتر شريعتي‌ : در قرون‌ وسطي‌ معتقد بودند كه‌ يك‌ قدري‌ از ذات‌ روح‌ القدس‌ (Saint Esprit) در برخي‌ آدمها حلول‌ كرده‌ و آنها را جزو طبقه‌ روحانيون‌ نموده‌ است‌ و حق‌ حاكميت‌ بر بشر را به‌ اين‌ طبقه‌ داده‌ است‌. يعني‌ آنان‌ نماينده‌ خداوند روي‌ زمين‌ بودند.     ::    آلكمايون‌ (در پاسخ‌ نامه‌ دعوت‌ داريوش‌) : همه‌ مردم‌ گفتار آز سيري‌ناپذير و شهرت‌ پرستي‌ هستند، اما من‌ كه‌ از فزون‌ جويي‌ گريزانم‌ نمي‌توانم‌ به‌ سرزمين‌ ايران‌ بيايم‌. من‌ به‌ اندك‌ قانعم‌ تا هماهنگ‌ با فكر و منظور من‌ باشد.     ::    نيچه‌ : همه‌، همه‌ تصور مي‌كنند كه‌ گذشته‌ چيزي‌ نبوده‌ و آينده‌ همه‌ چيز است‌. و هر كس‌ مي‌خواهد در اين‌ آينده‌، سرآمد باشد. با اين‌ وصف‌، مرگ‌ و سكوت‌ مرگ‌، تنها چيز مطمئني‌ است‌ كه‌ در اين‌ آينده‌، شامل‌ همگان‌ مي‌شود.     ::    افلاطون‌ : (خطاب‌ به‌ بيگانه‌) پس‌ پيداست‌ كه‌ شما ديري‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ لفظ‌ «وجود» را به‌ كار مي‌بريد؛ با آنچه‌ مرادتان‌ هست‌، آشناييد. ما نيز پيش‌ از اين‌ مي‌پنداشتيم‌ كه‌ آن‌ را ] وجود را [ در مي‌يابيم‌، اما اكنون‌ متحير و دروا شده‌ايم‌.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : نظام‌ جمهوري‌ مغرب‌، همان‌ ساز كهن‌ است‌ كه‌ در پرده‌هاي‌ آن‌ غير از نواي‌ قيصري‌ نيست‌.     ::    دكتر شريعتي‌ : روشنفكران‌ ما هميشه‌ مأيوسند! مي‌گويند هجده‌ سال‌ پيش‌ چند دفعه‌ در خيابان‌ جيغ‌ و داد كرديم‌، ديديم‌ فايده‌اي‌ ندارد، مأيوس‌ شديم‌! ما حق‌ نداريم‌ مأيوس‌ شويم‌.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : اصل‌ معني‌ را ندانم‌ از كجاست‌/ صورتش‌ پيدا و با ما آشناست‌/ راز معني‌، مرشد رومي‌ گشود/ فكر من‌ بر آستانش‌ درسجود
سقراط  
زندگی ، احوال و آرای سقراط
2- دیدگاه های فلسفی سقراط
آخرین حرف های سقراط - 1
آخرین حرق های سقراط - 2
آخرین حرف های سقراط - 3
آيا بين زردشت و سقراط نسبتي هست ؟